دل‌نوازها

به هر پرده رازی بود دل‌نواز - که آن‌را ندانند جز اهل راز

آلبوم‌ آفتاب‌های همیشه، آیدا شاملو



«آفتاب‌های همیشه Ever Shining Suns» دکلمه‌ی گزیده‌‌ی اشعار «احمد شاملو» و ترجمه‌های شعری او از «اندرو مارول»، «امیلی دیکنسون» و «آگوستو فردریکو اشمیت» به انتخاب و با صدای «آیدا شاملو (آیدا سرکیسیان)» و آواز «سعید سالاری‌منش» است که آهنگ‌سازی آن‌را «سعید سالاری‌منش» و «محمدرضا اصغری» بر عهده داشته‌اند. «آفتاب‌های همیشه» در تابستان ۱۳۸۹ به‌دست «مرکز موسیقی بتهوون» در ۱۰ تراک و زمانِ ۵۰ دقیقه و ۲۶ ثانیه منتشر شد. ضبط دکلمه‌ها در «خانه‌ی بامداد» (احمد شاملو اشعار خود را با نام بامداد منتشر می‌کرد) و ضبط موسیقیِ آن در استودیوی خانگیِ «محمدرضا اصغری» انجام شده است. نام آلبوم نامِ سروده‌ای عاشقانه از «احمد شاملو» است.

در تجربه‌ی گذار پسامدرنیته به نقطه‌نظرهای متفاوت و گاه متضاد در برخورد با یک اثر هنری از سوی نظریه‌پردازان، متفکران و منتقدان هنری برمی‌خوریم. آنچه قطعی به نظر می‌رسد این‌ است که دیگر نمی‌توان با آن اصول مطلق و نخبه‌گرای دوران به سراغ آثار هنری تولید شده رفت. یک محول هنری امری «خودبَسَنده» نیست، بلکه بسیار مهم است که در چه برهه‌ای از زمان و در کدام بستر فرهنگی-اجتماعی مورد خوانش یا بازخوانی قرار گیرد.

«آفتاب‌های همیشه» خوانش ۱۰ شعر کوتاه با انتخابی آزادانه است. گزینش این سروده‌ها نه بر «ادبیات ویژه‌ای» استوار است و نه نگاهی نسبت به شعرِ «دوره» یا «سرزمینی» خاص ارائه می‌دهد. آنچه این شعرها را در کنار یکدیگر می‌نشاند حضور «آیدا سرکیسیان» به عنوان کسی است که اشعار را برگزیده و می‌خواند. این شاید حاشیه‌ای باشد بر متن آلبوم «افتاب‌های همیشه» که برای مخاطب آشنا به جهانِ شعرِ «احمد شاملو» و صدای او در مقامِ شعرخوان احساس و معنای دوچندان می‌یابد. حاشیه‌ای که گاه از «متن» پیشی می‌گیرد و بر رابطه‌ی مخاطب با اثر سایه می‌افکند. چیدمان شعرها به گونه‌ای است که گویی یک رشته احساسی در آن‌ها پِی گرفته می‌شود. خوانش ناتمام و گزینشیِ متن برخی از شعرها نیز بر اساس همین رشته‌ی احساسیِ ویژه صورت گرفته است.

این برداشت آزاد در نام‌نهیِ تراک‌ها نیز به‌چشم می‌آید که گاه نام شاعر را بر خود دارند و گاه نام‌شان حولِ محوری از احساس می‌گردد. این تراک‌های کوتاه به‌گونه‌ای کنار هم خوانده می‌شوند که گویی همه فرازهایی از یک شعر بلندند. شعر بلند «افتاب‌های همیشه» که «آیدا سرکیسیان» می‌خواند و «مخاطب» او را به‌عنوان یک نشانه در میان عاشقانه‌ترین سروده‌های «احمد شاملو» به‌یاد می‌آورد گویی در روندی واژگون از زبان این نشانه به مرکزیتی پنهان در تمامیِ آلبوم بازپس داده می‌شود، مرکزیتی که این‌بار «احمد شاملو» است.

کیستی که من
این‌گونه
به اعتماد
نام خود را
با تو می‌گویم
کلید خانه‌ام را
در دست‌ات می‌گذارم
نان شادی‌هایم را
با تو قسمت می‌کنم
به کنارت می‌نشینم و
بر زانوی تو
این‌چنین آرام
به خواب می‌روم؟
کیستی که من
این‌گونه 
به جِد
در دیار رویاهای خویش
با تو درنگ می‌کنم؟

فهرست:
۱. اشتیاق ،بر اساس شعری از اندرو مارول
۲. بی‌خوابی، ناشناس
۳. درنگ، احمد شاملو
۴. چرخه، امیلی دیکنسون
۵. آفتاب‌های همیشه، احمد شاملو
۶. سرچشمه، احمد شاملو
۷. شبانه، احمد شاملو
۸. تلاقی، احمد شاملو
۹. استخر آرام خورشید، ناشناس
۱۰. ترانه‌ی خوابگون، آگوستو فردریکواشمیت

برگرفته از جلد و متن اثر


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در پنجشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۰ 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم دل مجنون، محمدرضا شجریان

آلبوم دل مجنون، محمدرضا شجریان

آلبومِ «دل مجنون» آوازِ «محمدرضا شجریان» در کنسرت لس‌آنجلس به‌سالِ ۱۳۶۹ بر روی سروده‌های «سعدی»، «حافظ» و «مولوی» در «آواز بیات ترک» و «آواز افشاری» است که در سال ۱۳۷۰ در ایران منتشر شد.

«حسن کسایی» اعتقاد دارد واژه‌ی «بیاتِ تُرک» ریشه در «به‌یادِ تُرک» دارد و «بیاتِ زند (به‌یادِ زند)» نیز خوانده شده است. از واژه‌ی «تُرک» در ادبیات فارسی برای اشاره به «معشوق» استفاده شده است:

به تنگ چشمیِ آن ترکِ لشکری نازم               که حمله بر منِ درویشِ یک قبا آورد (حافظ)

«آواز افشاری» که از شاخه‌های «دستگاه شور» است سرشار از گلایه و زاری است و با اشعاری که برای آلبوم انتخاب شده‌ و مایه‌ای به غایت عاشقانه دارد همسو است...

تصنیفِ «یعنی چه»، حافظ، متن قرمز در آواز نیست:

ناگهان پرده برانداخته‌ای یعنی چه؟
مست از خانه برون تاخته‌ای یعنی چه؟
زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیب
این همه با همه درساخته‌ای یعنی چه؟
شاه خوبانی و منظور گدایان شده‌ای
قدر این مرتبه نشناخته‌ای یعنی چه؟
نه سر زلف خود اول تو به دستم دادی
بازم از پای درانداخته‌ای یعنی چه
سخن‌ات رمز دهان گفت و کمر سرّ میان
و از میان تیغ به ما آخته‌ای یعنی چه؟
هر کس از مهره‌ی مهر تو به نقشی مشغول
عاقبت با همه کج باخته‌ای یعنی چه؟
حافظا در دل تنگت چو فرود آمد یار
خانه از غیر نپرداخته‌ای یعنی چه؟

فهرست:
۱. درآمد بیات ترک
۲. چهارمضراب
۳. ساز و آواز
۴. تصنیف صنما
۵. قطعه‌‌ی کُردیِ «درد دل» و آواز
۶. تصنیف دل مجنون
۷. ساز و آواز
۸. تصنیفِ «یعنی چه؟»
۹. رِنگ بیت ترک

هنرمندان:
آهنگ‌ساز: محمدرضا شجریان، داریوش پیرنیاکان و اسماعیل مهرتاش
آواز: محمدرضا شجریان
تار: داریوش پیرنیاکان
نی: جمشید عندلیبی
تنبک: مرتضی اعیان

برداشت آزاد از کتابِ «هَزارِ گل‌خانه‌ی آواز»، جلد اثر و شجریانی‌ها


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در چهارشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۰ 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم شکرانه، سیدخلیل عالی‌نژاد

آلبوم شکرانه، سیدخلیل عالی‌نژاد

«شکرانه» آلبوم موسیقی بی‌کلام دونوازیِ تنبورِ «سیدخلیل عالی‌نژاد» با همراهیِ دفِ «حمیدرضا خُجندی» است که به‌دست «آوای نوین اصفهان» به‌ مدت ۵۸ دقیقه و ۸ ثانیه منتشر شده است. آلبوم «شکرانه» در «اصفهان قدیم»، «چهارگاه قدیم»، «ماهور قدیم» و «شور قدیم» اجرا شده است.

اصفهان قدیم: مخموری، صبوحی، سماعِ وصل
چهارگاه قدیم: بدیهه‌ی مقامی، دردمندِ فراق، بدیهه‌ی مقامی شکرانه
ماهور قدیم: بدیهه‌ی مقامی دست افشان
شور قدیم: بدیهه‌ی مقامی، بی‌قراری
بازگشت به اصفهان: بدیهه‌ی مقامی، سماع سرمستان

«سیدخلیل عالی‌نژاد» (زاده‌ی ۱۳۳۶ کرمانشاه-درگذشته‌ی ۱۳۸۰ گوتنبرگِ سوئد) در سال ۱۳۷۵ در سن ۳۶ سالگی با ارایه‌ی پایان‌نامه‌ای با عنوان «تنبور از دیرباز تاکنون» با مدرک کارشناشی از «دانشگاه هنر تهران» فارغ‌التحصیل شد. وی علاوه بر آواز و نوازندگی تنبور، سه‌تار، دف و تار، در ساختِ دو سازِ نخست چیره‌دست بود. «سیدخلیل عالی‌نژاد» تنبور را به‌ ترتیب نزد «سید نادر طاهری»، «سید امرالله شاه‌ابراهیمی»، «درویش امیر حیاتی» و «عابدین خادمی»، آواز را نزد «میرزا حسین خادمی»، دف را نزد «نادر نادری» و تار را نزد «کیخسرو پورناظری» فرا گرفت.

در سال ۱۳۷۱ «سیدخلیل عالی‌نژاد» به وصیت «احمد عبادی» برای شرکت در مراسم خاک‌سپاریِ او از کرمانشاه به تهران رفت و دیگر به دیار خود باز نگشت. او در سال ۱۳۷۹ برای شش ماه به سوئد رفت و سپس اقامتش را برای یک سال دیگر تمدید کرد. چند هفته پیش از بازگشتش در ۲۷ آبان ۱۳۸۰ در گوتنبرگِ سوئد، به دست افرادی ناشناس کُشته و خانه و جسدش به آتش کشیده شد.

جلد اثر، ویکی‌پدیا و Enhanced CD آوای نوین اصفهان


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در سه شنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۰ 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم لحظه‌ی دیدار، پرویز مشکاتیان

آلبوم لحظه‌ی دیدار، پرویز مشکاتیان

«لحظه‌ی دیدار» آلبوم آواز و نوازندگی «پرویز مشکاتیان» به آهنگ‌سازیِ خودِ اوست که به‌دست «چهارباغ بانگ» منتشر شده است. آلبوم «لحظه‌ی دیدار» که جایزه‌ی نخست «فستیوال جهانی صدای روح ایتالیا (Suono dell' Anima)» را در کارنامه‌‌ی خود دارد مجموعه‌‌ی تک‌نوازی‌های سنتور «پرویز مشکاتیان» و سه‌تار «بهداد بابایی» به‌همراهیِ تنبک «محسن کثیرالسفر» است. تراک ۱۵ تا ۱۸ همین آلبوم حاصلِ بدیهه‌سازی‌ای در «دستگاه شور» به‌تاریخ شهریور ۱۳۶۲ در خانه‌ی «علی رستمیان» در اصفهان است که نوازنده‌ی تنبک آن «جمشید محبی» است. نام آلبوم برگرفته از شعری از «مهدی اخوان ثالث» است.

لحظه‌ی دیدار نزدیک است
باز من دیوانه‌ام، مستم
باز می‌لرزد دلم دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
های نخراشی به غفلت گونه‌ام را تیغ
های نَپریشی صفای زلفکم را دست
و آبرویم را نریزی دل
اِی نخورده مست!
لحظه‌‍‌ی دیدار نزدیک است

برگرفته از جلد و متن اثر


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در دوشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۰ 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم نفس باد صبا، نادر گلچین

آلبوم نفس باد صبا، نادر گلچین

آلبوم «نفس باد صبا» آواز «نادر گلچین» به آهنگ‌سازی «همایون خرم»، تنظیمِ «مجتبی میرزاده» و گویندگیِ «سرور پاک‌نشان» در «دستگاه چهارگاه» و «آواز بیات ترک» بر روی غزلیات «حافظ» است. این آلبومِ ۵۹ دقیقه و ۳۰ ثانیه‌ای شاملِ دو بخشِ «نفس باد صبا (دستگاه چهارگاه)» و «هُدهُد خوش‌سخن (آواز بیات ترک)» است. نام آلبومِ «نفس باد صبا» که نام بخشِ نخستِ آن نیز هست از غزل شماره‌ی ۱۶۴ حافظ با همین مطلع گرفته شده است.

هنرمندان:
نادر گلچین: آواز
همایون خرم: آهنگ‌ساز
مجتبی میرزاده: تنظیم
محمد موسوی: نی
سیمین آقارضی: قانون
امیرناصر افتتاح: تنبک
سرور پاک‌نشان: گوینده

دکلمه، متن قرمز اجرا نشده است:
بوی خوش تو هر که ز بادِ صبا شنید
از یارِ آشنا سخنِ آشنا شنید
ای پادشاه، سایه ز درویش وامگیر
که‌این گوش بس حکایتِ شاه و گدا شنید
خوش می‌کنم به باده‌ی مشکین مشامِ جان
کز دلق پوش صومعه، بوی ریا شنید
سرّ خدا که عارف سالک به کَس نگفت
در حیرت‌ام که باده فروش از کجا شنید؟
یا رب کجاست مَحرمِ رازی که یک زمان
دل شرحِ آن دهد که چه گفت و چه‌ها شنید
این‌اش سزا نبود دلِ حق‌گزارِ من
کز غم‌گسار خود سخن ناسزا شنید

برگرفته از جلد و متن اثر


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در یکشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۰ 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

موسیقی متن بابا عزیز، کار مشترک

موسیقی متن بابا عزیز، کار مشترک

«Bab'Aziz: The Prince Who Contemplated His Soul»، به فارسی «بابا عزیز، شاهزاده‌ای که روحش را بازبینی کرد» سینماییِ مشترکِ کشورهای تونس و ایران ساخته‌‌ی «ناصر خمیر» نویسنده، بازیگر و کارگردان اهلِ تونس است که در سال ۲۰۰۵ اکران شد. موسیقی این فیلم (که در ایران ممنوع اعلام شد) را «اَرماند اَمر» با همراهی هنرمندان متعدد دیگری ساخته و یا انتخاب کرده است. هنرپیشگانی چون «پرویز شاهین‌خو»، «گلشیفته فراهانی» و «حسین پناهی» از ایران در این فیلم بازی کرده‌اند. در موسیقی متنِ این فیلم از آثار هنرمندانی چون «کیوان شمیرانی»، «سالار عقیلی»، «غزل شاکری»، «عزیز میان» و «غلام‌علی» استفاده شده است.

«بابا عزیز، شاهزاده‌ای که روحش را بازبینی کرد» داستان درویشِ نابینایی به نام «بابا عزیز» و نوه‌اش «ایشتار» است که در برای شرکت در گردهماییِ بزرگ درویش‌‌ها که هر ۳۰ سال یک‌بار تشکیل می‌شود با تکیه بر ایمان‌شان کویر را می‌پیمایند. سفر در بیابان کسالت‌‌بار و خسته کننده است و «بابا عزیز» برای سرگرمی نوه‌اش در راه داستان شاهزاده‌ای را بازگو می‌کند که تاج و تخت‌اش را برای ماندن در کنار برکه‌ای کوچک در میانِ بیابان برهوت رها کرده و خیره به اعماق چاه نفس خود را وامی‌کاود. با ادامه یافتن داستان‌ «بابا عزیز» و «ایشتار» همسفران دیگری پیدا می‌کنند که آن‌ها نیز هر کدام سرگذشت ویژه‌ی خود را دارند. یکی از آنها «عثمان» است که دلداده‌ی زنی‌است و دیگری «زیاد» که به دنبال زنی‌است که پس از شنیدن سروده‌های او از خود بی‌خود شده و سر به بیابان نهاده است...

شب آفریدی، شمع آفریدم
خاک آفریدی، جام آفریدم
بیابان و کوه‌سار و راغ آفریدی
خیابان و گل‌زار و باغ آفریدم
آنم که از سنگ آیینه سازم
آنم که از زهر نوشینه سازم (اقبال لاهوری)

برگرفته از Wikipedia و IMDb


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در شنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۰ 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

موسیقی متن داستان عامه‌پسند

موسیقی فیلم داستان عامه‌پسند

«Music from the Motion Picture Pulp Fiction» آلبوم موسیقیِ متنِ فیلم سینماییِ «Pulp Fiction» ساخته‌ی ۱۹۹۴ به‌ کارگردانی «کونتین تارانتینو» در گونه‌های «راک اند رول»، «موسیقی پاپ»، «موسیقی سول» و «Surf Music» است. برای ساخت این فیلم موسیقی ویژه‌ای ساخته نشد و «کونتین تارانتینو» آن را از میان آثار دیگران انتخاب کرده است. موسیقی متن «Pulp Fiction» در چارت «Billboard 200» رتبه‌ی ۲۱ را کسب کرد. «کونتین تارانتینو» موسیقی تیتراژ فیلم از از آثار «Dick Dale» انتخاب کرده زیرا آن‌را به آثار راک اند رولِ «انیو موریکونه» آهنگ‌ساز برجسته‌ی ایتالیایی نزدیک می‌داند. بسیاری از این ترانه‌ها را «Boyd Rice»، دوست مشترک «Allison Anders» با «کونتین تارانتینو» به وی پیشنهاد کرده است.

«سامویل ال جکسون» در نقش «Jules Winnfield» رو به بِرِت:
- اوه، حرف‌هات تموم شد؟ پس با اجازه‌ات من حرف می‌زنم، می‌دونی مارسلوس والاس چه شکلیِ؟
- چی؟
- تو اهلِ کدوم کشوری؟
- چی؟
- کشوری به اسمِ «چی» نشنیده‌ام، زبون ما رو بلدند؟
- چی؟
- کثاقت گفتم زبون ما رو بلدی؟
- بله. بله...
- پس حالیتِ چی می‌گم؟
- بله بله بله...
- حالا بگو مارسلوس والاس چه شکلیِ؟
- چی؟
- دوباره بگو چی، دوباره بگو چی... اگه جرات داری یک دفعه دیگه بگو چی، مادر به‌خطا، فقط یک دفعه‌ی دیگه دهن گشادت رو باز کن و بگو چی.
-  اون... اون سیاه‌پوستِ...
- خوبِ...
- سرش هم طاسِ...
- به نظرِ تو شبیه الاغِ؟
- چی؟
- به نظرِ تو اون سیاهِ طاس شبیه الاغِ؟
- نه!
- پس چرا فکر کردی می‌تونی سوارش بشی؟
- این‌طور نیست.
- چرا هست، فکر کردی الاغِ و می‌تونی سوارش بشی، تو می‌خواستی ازش سواری بگیری ولی بز آوردی، چون مارسلوس والاس به هیچ‌کس سواری نمی‌ده جز خانمِ والاس... تو کتاب مقدس رو خوندی بِرِت؟
- بله.
- من یک قسمتش رو از بَر دارم که اتفاقاً مناسبِ همین وضعیتِ. حزقیال نبی آن‌که خداوند قدرتش می‌دهد. مسیر انسانِ پارسا را بی‌عدالتی، جور، خودپرستی و ستمِ انسان‌های اهریمنی فراگرفته است. خوشا به‌حال او که در راه خیر و اعمال نیک گام برمی‌دارد و ضعفا را چون شبان از دره‌های تاریک عبور می‌دهد، چرا که او حامیِ برادرانش است و هم اوست هدایت‌گرِ گم‌راهان، پس از برای کین‌خواهی با قلبی آکنده از نفرت بر تو فرود خواهم آمد، تا آنان که بر نابودیِ برادرانم کمر بسته‌اند نابود سازم، پس بدان که این اراده‌ی خداوند است آنگاه که انتقام‌ام را بر تو نازل می‌کنم.

The Path of the Righteous Man is Beset on All Sides by the Iniquities of the Selfish & the Tyranny of Evil Men. Blessed is He Who, In the Name of Charity & Good Will, Shepherds the Weak Through the Valley of the Darkness. For he is Truly his Brother's Keeper & the Finder of Lost Children. & I Will Strike Down Upon Thee With Great Vengeance & Furious Anger Those Who Attempt to Poison & Destroy my Brothers. And you Will Know I am the Lord When I lay my Vengeance Upon You.
 
 Wikipedia و نسخه‌ی دوبله‌‌ی «موسسه‌ی فرهنگی هنری قرن ۲۱»


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در جمعه بیست و سوم دی ۱۳۹۰ 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم شش تصنیف قدیمی، خسرو انصاری

آلبوم شش تصنیف قدیمی، خسرو انصاری

«شش تصنیف قدیمی Six Songs from the Qajâr Period» حاصل بازسازی و اجرای شش تصنیف قدیمیِ دوران قاجار با آواز «خسرو انصاری» در دو بخشِ «دستگاه چهارگاه» و «آواز اصفهان» است که به‌سال ۱۳۸۴ به‌دست «ماهور» در ۲۳ تراک منتشر شد. برخی از تصنیف‌های این مجموعه چون «بُتا بُتا» (ساخته‌ی سلطان خانم) و «از دلم بی‌خبری» برای نخستین بار در سال‌های اخیر اجرا شده‌اند. تصنیف‌های «بُتا بُتا» و «بهشتِ عدن» از صفحه‌های «رضاقلی نوروزی» و تصنیف «از دلم بی‌خبری» از آموزه‌های «داریوش صفوت» استخراج شده‌اند. تصنیف «نگارا» روایت «عبدالله‌خان دوامی» و تصنیف «تا به زلف خویش» بر اساس اجرایی از «نورعلی برومند» و «علی‌اصغر بهاری» است. چهارمضراب‌ها از ساخته‌های «ابوالحسن صبا» و رِنگ چهارگاه توسط «رکن‌الدین مختاری» ساخته شده و «رِنگ اصفهان» نیز که ساختار عجیبی دارد ظاهرن ساخته‌ی «مرتضی نی‌داوود» است. این رِنگ را «مرتضی نی‌داوود» در صفحه‌ای به همراه برادرش «موسی نی‌داوود (نوازنده‌ی ویولن)» نواخته است.

تصنیف در دوران قاجار:
امروزه در موسیقی ایران «آوازِ ضربی» را با نام «تصنیف» می‌شناسیم، منابع تاریخی نشان می‌دهد که تا اواخر دوره‌ی صفویه تصنیف‌ها انواع و اسم‌های گوناگونی داشته‌اند مانند کار، عمل، نقش، صوت، قول و غزل که از دید فُرم و همچنین ساختار ریتمیک و ملودیک از یکدیگر متمایز می‌شدند. اما از دوره‌ی زندیه به بعد تمایزِ بین انواع تصنیف‌ها فراموش شده و تا پایان دوران قاجار همه‌ی آوازهای ضربی به استثنای نوعی «ضربیِ بداهه (کارعمل)» همه به‌نام تصنیف خوانده و اجرا می‌شدند. تصنیف‌‎هایی که در دوران قاجار ساخته و اجرا می‌شدند بر اساسِ فُرم، تعلق آنها به رپرتوار زنانه و مردانه، و بستر اجتماعی و فرهنگی‌ای که در آن ساخته شده‌اند قابل دسته‌بندی هستند.

بسیاری از تصنیف‌هایی که امروزه سراینده‌گان‌شان برای ما نامعلومند و به «تصنیف‌های قدیمی» معروف شده‌اند از رپرتوار زنانه بوده و در اندرونی‌ها ساخته و خوانده می‌شده‌اند. تعدادی از زنان دربار مانند «سلطان خانم»، مطربّ دربارِ فتح‌علی‌شاه قاجار که بعدها همسر او شد، و نیز «تاج‌السلطنه» دخترِ ناصرالدین‌شاه قاجار تصنیف‌های برجسته‌ای از خود به یادگار گذاشته‌اند. مردانی نیز که به‌ طور حرفه‌آی به ساختن تصنیف می‌پرداختند کم نبود و از آن جمله می‌توان به «علی‌اکبر شیدا»، «شوریده‌ شیرازی»، «بدایع‌نگار تهرانی» و «عارف قزوینی» اشاره کرد.

خواندن و نواختن تصنیف اگرچه مهارت ویژه‌ای می‌خواهد اما شوربختانه «تصنیف خوانان» از جایگاه اجتماعیِ پایین‌تری برخوردار بودند. «محمدرضا لطفی» از زبانِ «نورعلی برومند» می‌گوید: «در قدیم بسیاری از خوانندگان حرفه‌ایِ مَرد از خواندن تصنیف دوری می‌کرده‌اند. مثلن «حسین طاهرزاده» به خواندن تصنیف‌ علاقه‌ی چندانی نداشت و معتقد بود که تصنیف خواندن بیشتر در حوزه‌ی کاریِ زن‌ها و غیرحرفه‌ای‌هاست»

این‌‌که چرا بعضی از خوانندگان حرفه‌ای به تصنیف خوانی علاقه‌ای نشان نمی‌دادند علت دیگری نیز داشته است. بی‌شک عده‌ای آن را سبُک و دونِ شان‌شان می‌دانسته‌اند، باید توجه داشت که تصنیف خوانی مهارت ویژه‌ای می‌خواهد و خواننده‌ی آن می‌باید در نگه داشتن «ضرب (Tempo)» ورزیده بوده و ذوقِ خواندن تصنیف را در خود پرورش داده و در آخر در گردآوری و فراگیری تصنیف‌ها نیز می‌کوشید. «عبدالله‌خان دوامی» که بی‌شک استاد آواز و اجرای تصنیف در صد سال گذشته است می‌گوید: «دست‌یابی به رپرتوار تصنیف‌ها در دوران قاجار آسان نبوده و بیشتر در دست خانواده‌ی «سماع‌حضور» بوده و همه‌کس از تصنیف‌هایی که در اندرونی خوانده می‌شد آگاه نمی‌شده است. او در گفتگویی با «محمدرضا لطفی» گفته است:

چگونگیِ فراگیری تصنیف‌ها به این ترتیب بود که ما با «سماع‌حضور» که بهترین شاگردِ سنتور و ضرب‌گیر و آوازخوانِ «محمدصادق‌خان» بود آشنایی داشتم. در کنار این مرد که از بزرگان بود بسیاری از تصنیف‌ها را آموختم و بقیه را نزد خواهرش «عندلیب‌السلطنه» و «حاجی‌خان» و «آقاجان» که در این کار مهارت داشتند فراگرفتم.

از دیگر تصنیف خوان‌های پایانِ دوران قاجار که از رپرتوار خوبی برخوردار بوده‌اند می‌توان به «رضاقلی‌خان نوروزی»، «دایی مشیرهمایون شهردار» و «باقرخان معروف به باقر لَبو» نام برد که از دو تایِ آخر تعدادی صفحه موجود است.

المنة و لِلَّه که درِ مِی‌کده باز است
زان رو که مرا بر درِ او رویِ نیاز است
حقیقت نَه مجاز است
درِ می‌کده باز است
همه‌ش عشوه و ناز است
بارِ غمِ مجنون و خَمِ طرّه‌ی لیلی
ها لیلی، ها لیلی، ها لیلی
رخساره‌ی محمود و کفِ پایِ ایاز است
حقیقت نَه مجاز است
درِ می‌کده باز است
همه‌ش عشوه و ناز است
هنرمندان:
خسرو انصاری: آواز
سعید کامجو: کمانچه
امیرحسین پور‌جوادی: سه‌تار
مهرداد اعرابی فرد: تمبک

۱. چهارمضراب، ساخته‌ی ابوالحسن صبا
۲. درآمد
۳. زابل
۴. تصنیف نگارا، بر اساس اجرای عبدالله‌خان دوامی
۵. ادامه‌ی زابل
۶. حصار
۷. تصنیف بُتا بُتا، ساخته‌ی سلطان خانم
۸. حزان
۹. مخالف
۱۰. منصوری
۱۱. تصنیف از دلم بی‌خبری، روایت حاج‌آقا محمد ایرانی مجرد
۱۲. رِنگ، ساخته‌ی رکن‌الدین مختاری

۱۳. چهارمضراب، ساخته‌ی ابوالحسن صبا
۱۴. درآمد
۱۵. جامه‌دران
۱۶. تصنیف تا به زلف خویش، روایت نورعلی برومند
۱۷. بیات راجع
۱۸. سوز و گداز
۱۹. تصنیف نادیده رُخَت، ساخته‌ی تاج‌السلطنه، دخترِ ناصرالدین‌شاه قاجار
۲۰. اوج
۲۱. بوسلیک
۲۲. تصنیف بهشت عدن، بر اساس اجرای رضاقلی‌نوروزی
۲۳. رِنگ، ساخته‌ی مرتضی نی‌داوود

برداشت از جلد اثر (ویرایش شده)


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در پنجشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۰ 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم پشت دریاها، فرید شفیع‌نوری

آلبوم پشت دریاها، فرید شفیع‌نوری

«پشت دریاها Behind the Seas» نام نخستین آلبوم «فرید شفیع‌نوری»، خواننده، نوازنده و آهنگ‌ساز ایرانی-آمریکایی‌ است که در اوت سال ۲۰۱۱ به‌دست «بماهنگ» در ۱۲ تراک منتشر شد. «پشت دریاها» بر اساس سروده‌های «فروغ فرخزاد»، «سعدی»، «حافظ»، «محمدعلی بهمنی»، «سهراب سپهری» و «منصور تهرانی» است. «فرید شفیع‌نوری» آهنگ‌سازیِ آلبوم «پشت دریاها» را در گونه‌ی «موسیقی تلفیقی» با هدفِ «پیوند موسیقی شرق و غرب» و با کوشش در ایجاد بستری عاشقانه انجام داده است. نام آلبوم از یکی از سروده‌های «سهراب سپهری» گرفته شده است. آلبوم «پشت دریاها» روایت موسیقایی داستانی‌ است که با چشم گشودن در ترانه‌ی «الهام بیداری» آغاز و با سفری به «پشت دریاها» پایان می‌یابد. «فرید شفیع‌نوری» نوازندگی را با «ویلونسل» آغاز کرده و پس از تجربه‌ی «سنتور» و «پیانو» اینک «سه‌تار» می‌نوازد.

قایقی خواهم ساخت،
خواهم انداخت به آب.
دور خواهم شد از این خاکِ غریب
که در آن هیچ‌کسی نیست که در بیشه‌ی عشق
قهرمانان را بیدار کند.
پشت دریاها شهری است
که در آن پنجره‌ها رو به تجلی باز است.
بام‌ها جای کبوترهایی است که به فواره‌ی هوش بشری می‌نگرند.
خاک، موسیقی احساس تو را می‌شنود
و صدای پرِ مرغان اساطیر می‌آید در باد...

فهرست:
۱. الهامِ بیداری (Wake up Inspiration)
۲. آسمانِ دیده‌ی تو (The Skies Within Your Eyes)
۳. مترسک (Scarecrow)
۴. ریو گرانده (Rio Grande)
۵. هوایِ گرگ و میش (Dusk)
۶. بنی آدم
۷. یار دبستانی من
۸. آریاناز
۹. دردِ عشقی
۱۰. حرف‌ها
۱۱. بَر اَفشان
۱۲. پشت دریاها (Behind the Seas)


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در چهارشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۰ 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم نوای قریه، حوروش خلیلی

آلبوم نوای قریه، حوروش خلیلی

«نوای قریه» مجموعه‌ای از تصنیف‌های موسیقی محلی ایران با هم‌خوانی گروه کُر بانوان و آقایان «حوروش خلیلی»، «اسفندیار قره‌باغی»، «مجید اخشابی» و... با تنظیم «ملیحه سعیدی» است که نخستین بار در سال ۱۳۷۸ (فوریه‌ ۲۰۰۰) به‌دست «گلبانگ» در ۱۲ تراک و به مدت ۵۸ دقیقه و ۲۰ ثانیه منتشر شد.

دوره‌ی نخست ریاست جمهوری «محمد خاتمی» هرچه نداشت برای موسیقی ما آنقدر فضا به وجود آورد که «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» زیرسیبیلی اجازه‌ی انتشار آلبوم «نوای قریه» را بدهد. در کشوری که صدای زن در آن حرام است «نوای قریه» زاده‌ی زرنگ بازی‌های ناشر و تهیه‌کننده‌ی آلبوم و چشم‌پوشی «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» است. زرنگی‌هایی مثل درج نشدن نام «حوروش خلیلی» به عنوان هنرمند نخست آلبوم، پافشاری بر روی کُر بودن آواز آلبوم در حالی که صدای «حوروش خلیلی» حاکم مطلق بر صدای دیگر اعضا است و در کنار صدای او تنها صدای «اسفندیار قره‌باغی» با کمی دقت قابل تشخیص است. «نوای قریه» با تنظیم‌های ساده و آهنگین‌اش نماینده‌ای شایسته‌ برای «ترانه‌های محلی ایران» است.

تصنیفِ عزیز بشینِ کنارُم:
عزیز بشین به کنارُم، ز عشقت بی‌قرارُم
حالا مَرو از کنارُم، به‌خدا دوسِت می‌دارُم
ز هجرت روزِ من گشته شبِ تار، عزیز بشین به کنارُم
تو خندونی و مو در غم گرفتار، عزیز بشین به کنارُم
تمام مُلک کِرمون رو بگردی، عزیز بشین به کنارُم
نبینی مثل مو یار وفادار، عزیز بشین به کنارُم
عزیز بشین به کنارُم
زِ عشقت بی‌قرارم
جونِ تو طاقت ندارم
حالا مرو از کنارُم
به‌خدا دوسِت می‌دارُم
دو-پنج روزِ که دور از نازنینُم، عزیز بشین به کنارُم
گَهی در آسمون گَه در زمینُم، عزیز بشین به کنارُم
گَهی ماهی شوُم در قعرِ دریا، عزیز بشین به کنارُم
گَهی چون حلقه بر دورِ نگین‌اُم، عزیز بشین به کنارُم
عزیز بشین به کنارُم
زِ عشقت بی‌قرارم
جونِ تو طاقت ندارم
حالا مرو از کنارُم
به‌خدا دوسِت می‌دارُم

تصنیفِ زلف‌های یارم بی‌نظیره:
زلف‌های یارُم بی‌نظیره
دل در کمندش اسیرِ
بگردُم دورِ چشم‌هاش
برقا برقِ شمشیرِ
جونُم میاد، عُمرُم میاد
دوا و درمونُم میاد
گُل‌عذارِ خندونُم میاد
یواش یواش صداش میاد، صدایِ پاش
اُرسی‌های یارُم جیره
پایِ دلُم به زنجیرِ
بگردُم دورِ چشم‌هاش
برقا برقِ شمشیرِ
سَرِ کوهِ بلند و برفِ بسیار
زلف‌های یارم بی‌نظیره
ز چشمون خون ببارُم از غمُ یار
زلف‌های یارم بی‌نظیره...

گروه کُر:
حوروش خلیلی
اسفندیار قره‌باغی
فریبا قنادی اسدی
مجید اخشابی
عصمت میلانی
فهیمه اسماعیلی

فهرست:
۱. عزیز بشینِ کنارُم
۲. شاه صَنَم
۳. شیرعلی مَردون
۴. لیلا بانو
۵. اِلمان - ای یار
۶. زلفای یارم بی‌نظیره - بی‌کلام
۷. هیار هیار
۸. دی بلال
۹. شاه صنم - بی‌کلام
۱۰. مجنون نبودم
۱۱. زلف‌های یارم بی‌نظیره
۱۲. کریشیم - بی‌کلام
برداشت آزاد از جلد و متن اثر


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در سه شنبه بیستم دی ۱۳۹۰ 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

Flamenco Festival, Carlos Montoya & Juan Serrano

Flamenco Festival, Carlos Montoya & Juan Serrano

آلبوم «Flamenco Festival» به فارسی «جشنواره‌ی فلامنکو»، گزیده‌ای از ترانه‌های گونه‌ی «موسیقی فلامنکو» است که نخستین بار در سال ۱۹۹۱ در آلمان منتشر شد. در این آلبوم آثاری از بزرگان «موسیقی فلامنکو» چون «Carlos Montoya» و «Navarro Sabicas» (استادِ پاکو د لوسیا) و «Juan Serrano» گنجانده شده است.


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در دوشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۰ 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم چشم شب، امین‌الله رشیدی

آلبوم چشم شب، امین‌الله رشیدی

«چشم شب» نام آلبومی به آهنگ‌سازی، تنظیم و آوازِ «امین‌الله رشیدی» بر روی اشعاری از «تورج نگهبان»، «سعدی»، «عبدالله الفت»، «حسین شاه زیدی»، «مهین پایا» و «ابوالقاسم حالت» است که به‌دست «آوای نکیسا» در ۱۱ تراک و مدت ۵۹ دقیقه و ۱۸ ثانیه منتشر شده است. نام آلبوم برگرفته از ترانه‌ای به همین نام و از سروده‌های تورج نگهبان است. موسیقیِ آلبوم «چشم شب» ارکسترال است.

در هر مَستی، در هر رویا
گاهی پنهان، گاهی پیدا
تو به چشم‌ام جلوه‌گری
شب و روزم در نظری
تو کِی از دل من بی‌خبری؟
رویایی چون نورِ مَهی
همچون اشکِ بی‌گنهی
کز چشمی بر دامان می‌ریزد
تابانی، رخشانی، چو آرزویی
همچون گل زیبایی، فرشته‌رویی
افسون‌گر، سِرِشته‌ی رویایی
رویایی، ولی عجب زیبایی
چون پروین در آسمان‌ها، نشسته تنها
خوشی که چون من تنهایی...
هر شب ای مه، تنها چون تو منم
در رویا جان در پایَت فکنم
می‌بینم تو را
همچون نقشِ آرزوها، دلبری فریبا
بر دو چشم گریانِ من نَهی پا
من و این همه شیدایی
من و این همه رسوایی
تو و آن‌همه ناز و دلربایی
چو من تشنه‌ی وفایی
مَهِ فتنه گَرَم، مَرو از نظرم
تو که خود نگهبانِ عشق مایی...

هنرمندان:
قره‌نی: رضا یاوری، سلیم فرزان
فلوت: سیروس حدادی
ضرب: جهانگیر ملک
ویلونسل: رحیم گلستان، علیرضا ایزدی
تار: سلیمان روح‌افزا، مهدی تاکستانی
ترومپت: عباس سلیمانی
جاز: نیکول الوندی

فهرست:
۱. عشق آفرین، کلامِ تورج نگهبان
۲. چشمِ شب، کلامِ تورج نگهبان
۳. آواز اصفهان، سعدی
۴. تکرار چشمِ شب، کلامِ تورج نگهبان
۵. من بی تو، کلامِ عبدالله الفت
۶. فرشته، کلامِ تورج نگهبان
۷. نمی‌دانم، کلامِ حسین شاه زیدی
۸. رقص گل‌‌ها، کلامِ تورج نگهبان
۹. افسونِ عشق، کلامِ مهین پایا
۱۰. بر باد رفته، ابوالقاسم حالت
۱۱.  شمعِ خاموش، کلامِ تورج نگهبان
برگرفته از جلد، متن اثر و آوای نکیسا

ادامه مطلب
+ نگاشته شد در یکشنبه هجدهم دی ۱۳۹۰ 3:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم گفتگو با دوست، استاد الهی

آلبوم گفتگو با دوست، استاد الهی Dialogue with the Beloved

آلبوم «Dialogue with the Beloved» به فارسی «گفتگو با دوست» سومین آلبوم منتشر شده از آواز و نوازندگی تنبورِ «نورعلی الهی» عارف، فیلسوف، قاضی و موسیقی‌دان معاصر ایرانی معروف به «استاد الهی» است که نخستین بار در سال ۱۹۹۷ در فرانسه به‌دست «Chant du Monde» با نام «Dialogue avec l'Aimé» منتشر و بعدها در سال ۲۰۰۴ بازبینی و بازنشر شد.

گفتمان میان روح و خالق‌اش (دل‌داده و دلدار در عرفان) در ادبیات ایران بسیار رایج است، و این گفتگو اساسِ آلبوم «گفتگو با دوست» است که شعر و آهنگ در آن یکدیگر را برای نمایاندن این فضا پوشش می‌دهند. در این آلبوم قطعه‌ی بلندِ «تضرعِ شیخ امیری»، «دستگاهِ شاه حسینی» و «سماعِ معنوی» هر کدام به شیوه‌ی خود گوشه‌های گوناگونی از این گفتگو را بازگو می‌کنند.

موسیقی در زندگی «نورعلی الهی» چیزی فراتر از هنرِ آهنگ‌سازی یا نوازندگی و یکی از شیوه‌‌های پرستش بود. او که نوازندگی تنبور را از سن ۶ سالگی آغاز و در ۹ سالگی استاد این ساز نامیده می‌شد نه در هیچ جمعی نوازندگی کرد و نه هرگز نوازندگی‌اش را با اصولی حرفه‌ای ضبط کرد. موسیقی وی، ریشه در سنتی دیرینه دارد که سال‌ها سینه به سینه گشته است. طبق این سنت، در جمع‌های معنوی، متونِ مقدس را با صدای موزون می‌خواندند. این نغمه‌ها گاهی با سازهایی چون تنبور، نی، و دف همراه می‌شد.

از نقش‌های اصلی «نورعلی الهی» در اعتلای موسیقیِ تنبور این‌که رپرتوار ساده و ابتدایی این ساز را به مجموعه‌ای دقیق، پیچیده و هنری تبدیل کرد. هر چند موسیقی او مبتنی بر سنتِ کهن است، اما از بسیاری جهات، پدیده‌ای است کاملاً بدیع که ویژه‌ی اوست. ساخته‌ها و بدیهه‌نوازی‌های فراوان او از لحاظ پیچیدگی، رنگ، لحن و دامنه‌ی وسیعِ عواطفی که برمی‌انگیزد، به هیچ یک از قطعاتی که پیش از او وجود داشت، شباهت ندارد. «نورعلی الهی»، تغییرات مهمی نیز در ساز به وجود آورد، با اضافه کردن سیم سوم، صدا و رنگ‌های تأثیرگذار فراوانی پدید آورد و آن را با هنر آرایه‌پردازی ویژه‌ی نوازندگی‌اش که شامل به‌کارگیریِ هر پنج انگشت دو دست است، ترکیب کرد. استادان موسیقی همچون موریس بژار، یهودی منوهین، موسی معروفی و ژان دورینگ او را موسیقی‌دانی بزرگ و استاد یگانه تنبور دانسته‌اند.

موسی معروفی، مجله موزیک ایران، شماره ۹۷، خرداد - تیر ۱۳۳۹:
«من خود از یکی از بزرگان اهل حق (مسلکی عرفانی که توسط سلطان اسحاق بنیان گذاشته شد) که تنبور را به‌خوبی می‌نواخت، آهنگی شنیدم که آن را در مجالس مخصوص نیاز به‌کار می‌برند. چنان منقلب و پریشان شدم که گویی در این عالم نیستم و عجب در این است که تا چند ساعت مست و بی‌خود بودم و توجهی به دنیا و عالم ماده نداشتم، بعداً که به حال طبیعی برگشتم پیش خود گفتم یاللعجب، اگر موسیقی این است، پس آنکه هر روزه از رادیو می‌شنوم چیست؟»

روح الله خالقی، سرگذشت موسیقی ایران، جلد ۱ صفحه ۱۴۵:
در قدیم دو نوع تنبور بوده است، تنبور خراسانی و تنبور بغدادی. این ساز دو سیم داشته و مضرابی بوده که با انگشتان دست راست نواخته می‌شده و هم‌اکنون در کردستان معمول‌ است. حتی در تهران یکی از قضات محترم دادگستری که شاید نخواهد نامش را ذکر کنم این ساز را در نهایت خوبی می‌نوازد و نواهای قدیم موسیقی کُرد را که خود بحث جداگانه‌ای است، در کمال زیبایی اجرا می‌کند. اسامی نغمه‌ها، تماماً فارسی خالص است و کمتر به موسیقی امروز ما شباهت دارد.

«نورعلی الهی» ۱۹ شهریور ۱۲۷۴ در روستای جیحون‌آباد استان کرمانشاهان زاده شد و دوران کودکی را نزد پدرِ عارف‌اش به مراقبه و تجربه‌های معنوی گذراند. هنگام مرگ پدرش ۲۴ سال سن داشت و به این نتیجه رسیده بود که معنویت را نمی‌توان در انزوا جُست و از همین رو مقامِ ممتاز معنوی و اجتماعی‌اش را که به دلیل همان ریاضت‌ها کسب کرده بود کنار نهاد، ریش و موهای خود را که نمادِ عرفانِ سنتی بود کوتاه کرد، لباس روحانی‌اش را از تن به‌در کرد و با مهاجرت به تهران کارمند اداره‌ی ثبت احوال شد. رضاشاه در سال ۱۳۰۵ تشکیلات قضایی را دگرگون کرد و «نورعلی الهی» در یکی از دوره‌های آموزش قضاوت وارد شد، دوره‌ای ۳ ساله که تنها ۶ ماه به پایان آن مانده بود! با این احوال وی با پشت‌کار و تکیه بر دانشِ پیشین‌اش دوره را با موفقیت به پایان برد و در سال ۱۳۱۲ فارغ التحصیل شد و نزدیک به سی سال مدارج بین کفالتِ دادگاهِ بخش تا ریاست دادگستری، دادستانی و ریاست دادگاه جنایی را که بالاترین رتبه در رشته‌ی قضایی است، سپری کرد و پس از سال‌ها خدمت در مناطق مختلف ایران در سال ۱۳۳۶ به خواست خود بازنشسته شد. وی در کنار قضاوت به پژوهش در الهیات، فلسفه، حکمت و عرفان پرداخت، «نورعلی الهی» در مقام مقایسه‌ی دوره‌ی انزوای عرفانی‌اش با دوره‌ی قضاوت‌اش گفته است: «ریاضت‌هایی که قبل از ورودم به اداره کشیدم، هر دوازده سال آن به اندازه‌ی یک سال در اداره بودن اجر نداشت.»

چرا «نورعلی الهی» «استاد الهی» خوانده شد؟
در هنگام تولد به‌دست خانواده‌اش «فتح‌الله» نامیده و در آن سال‌ها که هنوز نام خانوادگی در ایران رایج نبود او را «کوچک‌علی» هم می‌خواندند. در ۱۱ سالگی پدرش پس از آن‌که سیرِ عرفانی وی را مشاهده کرد ناگهان او را «سید نورعلی» خواند. «سید نورعلی» در سال ۱۹۴۱ که دادستان خرم‌آباد بود شهرتِ «الهی» را برای خود برگزید. پس از مرگش در سال ۱۳۵۳ خواهرش «ملک‌جان نعمتی» تمامِ مدت بیست سال بعد از مرگ او همیشه او را «حضرت استاد» نامید و در راه گسترش عرفان او کوشید. سال ۱۹۹۵ کمیته‌ای مشغول آماده‌سازی مقدمات بزرگ‌داشت یک‌صدمین سال تولد «نورعلی الهی» با حمایت یونسکو در پاریس، لندن، نیویورک، تهران و لوس‌آنجلس بود و می‌بایست لقب «حضرت استاد» را به انگلیسی برمی‌گرداندند که نتیجه می‌شد «حضرت والا» یا «اعلی‌حضرت استاد نورالهی» (His Highness or Majesty Master Nur Ali Elahi) که این‌ها با افتادگیِ «نورعلی الهی» در تضاد بود. از این رو با اجازه‌ی خانواده‌اش کمیته عنوان «استاد الهی» (Ostad Elahi) را به احترام تلاش بی‌وقفه‌ی خواهرش برای او برگزیدند و از این رو در تمامی کتاب‌ها و مقالاتی که پس از سال ۱۹۹۵ نوشته شده است از او با نام «استاد الهی» یاد می‌کنند.

فهرست:
۱. شِیخ امیریِ استاد الهی (Ostad Elahi's Sheykh Amiri)
۲. دستگاه شیخ امیری (Sheykh Amiri Suite)
۳. ذكر و سماعِ معنوی (Mystical Hymns And Dances)
۴. دستگاه شاه حسینی (Shah Hoseyni Suite)


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در شنبه هفدهم دی ۱۳۹۰ 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم راه عشق الهی، استاد الهی

آلبوم راه عشق الهی، استاد الهی

آلبوم «The Paths of Divine Love» به فارسی «راه عشق الهی» دومین آلبوم منتشر شده از نوازندگی تنبورِ «نورعلی الهی» عارف، فیلسوف، قاضی و موسیقی‌دان معاصر ایرانی معروف به «استاد الهی» است که نخستین بار در سال ۱۹۹۷ در فرانسه به‌دست «Chant du Monde» با نام «Les Chemins de l'amour Divin» منتشر و بعدها در سال ۲۰۰۴ بازبینی و بازنشر شد.

در همه‌ی تراک‌های این آلبوم جستجو برای «عشق ایزدی» جاری است. در تراک‌های «سوییتِ شاه حسینی» و «طرز» عشق، شور و غمِ دوری بر انگیخته می‌شوند و با گذار از «هفت خوان رستم» به سوی «عشق ایزدی» پیش می‌رود تا سر انجام شنونده شاهد شادیِ دیدار معشوق می‌شود. خلاقیت هارمونی‌ها و ملودی‌‌هایی که یکی پس از دیگری جاری می‌شوند وصف ناشدنی است.

موسیقی در زندگی «نورعلی الهی» چیزی فراتر از هنرِ آهنگ‌سازی یا نوازندگی و یکی از شیوه‌‌های پرستش بود. او که نوازندگی تنبور را از سن ۶ سالگی آغاز و در ۹ سالگی استاد این ساز نامیده می‌شد نه در هیچ جمعی نوازندگی کرد و نه هرگز نوازندگی‌اش را با اصولی حرفه‌ای ضبط کرد. موسیقی وی، ریشه در سنتی دیرینه دارد که سال‌ها سینه به سینه گشته است. طبق این سنت، در جمع‌های معنوی، متونِ مقدس را با صدای موزون می‌خواندند. این نغمه‌ها گاهی با سازهایی چون تنبور، نی، و دف همراه می‌شد.

از نقش‌های اصلی «نورعلی الهی» در اعتلای موسیقیِ تنبور این‌که رپرتوار ساده و ابتدایی این ساز را به مجموعه‌ای دقیق، پیچیده و هنری تبدیل کرد. هر چند موسیقی او مبتنی بر سنتِ کهن است، اما از بسیاری جهات، پدیده‌ای است کاملاً بدیع که ویژه‌ی اوست. ساخته‌ها و بدیهه‌نوازی‌های فراوان او از لحاظ پیچیدگی، رنگ، لحن و دامنه‌ی وسیعِ عواطفی که برمی‌انگیزد، به هیچ یک از قطعاتی که پیش از او وجود داشت، شباهت ندارد. «نورعلی الهی»، تغییرات مهمی نیز در ساز به وجود آورد، با اضافه کردن سیم سوم، صدا و رنگ‌های تأثیرگذار فراوانی پدید آورد و آن را با هنر آرایه‌پردازی ویژه‌ی نوازندگی‌اش که شامل به‌کارگیریِ هر پنج انگشت دو دست است، ترکیب کرد. استادان موسیقی همچون موریس بژار، یهودی منوهین، موسی معروفی و ژان دورینگ او را موسیقی‌دانی بزرگ و استاد یگانه تنبور دانسته‌اند.

موسی معروفی، مجله موزیک ایران، شماره ۹۷، خرداد - تیر ۱۳۳۹:
«من خود از یکی از بزرگان اهل حق (مسلکی عرفانی که توسط سلطان اسحاق بنیان گذاشته شد) که تنبور را به‌خوبی می‌نواخت، آهنگی شنیدم که آن را در مجالس مخصوص نیاز به‌کار می‌برند. چنان منقلب و پریشان شدم که گویی در این عالم نیستم و عجب در این است که تا چند ساعت مست و بی‌خود بودم و توجهی به دنیا و عالم ماده نداشتم، بعداً که به حال طبیعی برگشتم پیش خود گفتم یاللعجب، اگر موسیقی این است، پس آنکه هر روزه از رادیو می‌شنوم چیست؟»

روح الله خالقی، سرگذشت موسیقی ایران، جلد ۱ صفحه ۱۴۵:
در قدیم دو نوع تنبور بوده است، تنبور خراسانی و تنبور بغدادی. این ساز دو سیم داشته و مضرابی بوده که با انگشتان دست راست نواخته می‌شده و هم‌اکنون در کردستان معمول‌ است. حتی در تهران یکی از قضات محترم دادگستری که شاید نخواهد نامش را ذکر کنم این ساز را در نهایت خوبی می‌نوازد و نواهای قدیم موسیقی کُرد را که خود بحث جداگانه‌ای است، در کمال زیبایی اجرا می‌کند. اسامی نغمه‌ها، تماماً فارسی خالص است و کمتر به موسیقی امروز ما شباهت دارد.

«نورعلی الهی» ۱۹ شهریور ۱۲۷۴ در روستای جیحون‌آباد استان کرمانشاهان زاده شد و دوران کودکی را نزد پدرِ عارف‌اش به مراقبه و تجربه‌های معنوی گذراند. هنگام مرگ پدرش ۲۴ سال سن داشت و به این نتیجه رسیده بود که معنویت را نمی‌توان در انزوا جُست و از همین رو مقامِ ممتاز معنوی و اجتماعی‌اش را که به دلیل همان ریاضت‌ها کسب کرده بود کنار نهاد، ریش و موهای خود را که نمادِ عرفانِ سنتی بود کوتاه کرد، لباس روحانی‌اش را از تن به‌در کرد و با مهاجرت به تهران کارمند اداره‌ی ثبت احوال شد. رضاشاه در سال ۱۳۰۵ تشکیلات قضایی را دگرگون کرد و «نورعلی الهی» در یکی از دوره‌های آموزش قضاوت وارد شد، دوره‌ای ۳ ساله که تنها ۶ ماه به پایان آن مانده بود! با این احوال وی با پشت‌کار و تکیه بر دانشِ پیشین‌اش دوره را با موفقیت به پایان برد و در سال ۱۳۱۲ فارغ التحصیل شد و نزدیک به سی سال مدارج بین کفالتِ دادگاهِ بخش تا ریاست دادگستری، دادستانی و ریاست دادگاه جنایی را که بالاترین رتبه در رشته‌ی قضایی است، سپری کرد و پس از سال‌ها خدمت در مناطق مختلف ایران در سال ۱۳۳۶ به خواست خود بازنشسته شد. وی در کنار قضاوت به پژوهش در الهیات، فلسفه، حکمت و عرفان پرداخت، «نورعلی الهی» در مقام مقایسه‌ی دوره‌ی انزوای عرفانی‌اش با دوره‌ی قضاوت‌اش گفته است: «ریاضت‌هایی که قبل از ورودم به اداره کشیدم، هر دوازده سال آن به اندازه‌ی یک سال در اداره بودن اجر نداشت.»

چرا «نورعلی الهی» «استاد الهی» خوانده شد؟
در هنگام تولد به‌دست خانواده‌اش «فتح‌الله» نامیده و در آن سال‌ها که هنوز نام خانوادگی در ایران رایج نبود او را «کوچک‌علی» هم می‌خواندند. در ۱۱ سالگی پدرش پس از آن‌که سیرِ عرفانی وی را مشاهده کرد ناگهان او را «سید نورعلی» خواند. «سید نورعلی» در سال ۱۹۴۱ که دادستان خرم‌آباد بود شهرتِ «الهی» را برای خود برگزید. پس از مرگش در سال ۱۳۵۳ خواهرش «ملک‌جان نعمتی» تمامِ مدت بیست سال بعد از مرگ او همیشه او را «حضرت استاد» نامید و در راه گسترش عرفان او کوشید. سال ۱۹۹۵ کمیته‌ای مشغول آماده‌سازی مقدمات بزرگ‌داشت یک‌صدمین سال تولد «نورعلی الهی» با حمایت یونسکو در پاریس، لندن، نیویورک، تهران و لوس‌آنجلس بود و می‌بایست لقب «حضرت استاد» را به انگلیسی برمی‌گرداندند که نتیجه می‌شد «حضرت والا» یا «اعلی‌حضرت استاد نورالهی» (His Highness or Majesty Master Nur Ali Elahi) که این‌ها با افتادگیِ «نورعلی الهی» در تضاد بود. از این رو با اجازه‌ی خانواده‌اش کمیته عنوان «استاد الهی» (Ostad Elahi) را به احترام تلاش بی‌وقفه‌ی خواهرش برای او برگزیدند و از این رو در تمامی کتاب‌ها و مقالاتی که پس از سال ۱۹۹۵ نوشته شده است از او با نام «استاد الهی» یاد می‌کنند.

فهرست:
۱. فرنگی
۲. دستگاه هفت خوان رستم
۳. ذكرها
۴. دستگاه شاه حسینی
۵. هلپركه


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در جمعه شانزدهم دی ۱۳۹۰ 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم موسیقی آسمانی استاد الهی

آلبوم موسیقی آسمانی استاد الهی

آلبوم «The Celestial Music of Ostad Elahi» به فارسی «موسیقی آسمانی استاد الهی» نخستین مجموعه‌ی منتشر شده از آواز و بدیهه‌سازیِ تنبورِ «نورعلی الهی» عارف، فیلسوف، قاضی و موسیقی‌دان معاصر ایرانی معروف به «استاد الهی» است که نخستین بار در سال ۱۹۹۴ در فرانسه به‌دست «Chant du Monde» با نام «Musique Céleste D'Ostad Elahi» منتشر و بعدها در سال ۲۰۰۴ بازبینی و بازنشر شد. این مجموعه دربردارنده تعدادی از نامی‌ترین قطعات نوازندگی «نورعلی الهی» است.

موسیقی در زندگی «نورعلی الهی» چیزی فراتر از هنرِ آهنگ‌سازی یا نوازندگی و یکی از شیوه‌‌های پرستش بود. او که نوازندگی تنبور را از سن ۶ سالگی آغاز و در ۹ سالگی استاد این ساز نامیده می‌شد نه در هیچ جمعی نوازندگی کرد و نه هرگز نوازندگی‌اش را با اصولی حرفه‌ای ضبط کرد. موسیقی وی، ریشه در سنتی دیرینه دارد که سال‌ها سینه به سینه گشته است. طبق این سنت، در جمع‌های معنوی، متونِ مقدس را با صدای موزون می‌خواندند. این نغمه‌ها گاهی با سازهایی چون تنبور، نی، و دف همراه می‌شد.

از نقش‌های اصلی «نورعلی الهی» در اعتلای موسیقیِ تنبور این‌که رپرتوار ساده و ابتدایی این ساز را به مجموعه‌ای دقیق، پیچیده و هنری تبدیل کرد. هر چند موسیقی او مبتنی بر سنتِ کهن است، اما از بسیاری جهات، پدیده‌ای است کاملاً بدیع که ویژه‌ی اوست. ساخته‌ها و بدیهه‌نوازی‌های فراوان او از لحاظ پیچیدگی، رنگ، لحن و دامنه‌ی وسیعِ عواطفی که برمی‌انگیزد، به هیچ یک از قطعاتی که پیش از او وجود داشت، شباهت ندارد. «نورعلی الهی»، تغییرات مهمی نیز در ساز به وجود آورد، با اضافه کردن سیم سوم، صدا و رنگ‌های تأثیرگذار فراوانی پدید آورد و آن را با هنر آرایه‌پردازی ویژه‌ی نوازندگی‌اش که شامل به‌کارگیریِ هر پنج انگشت دو دست است، ترکیب کرد. استادان موسیقی همچون موریس بژار، یهودی منوهین، موسی معروفی و ژان دورینگ او را موسیقی‌دانی بزرگ و استاد یگانه تنبور دانسته‌اند.

موسی معروفی، مجله موزیک ایران، شماره ۹۷، خرداد - تیر ۱۳۳۹:
«من خود از یکی از بزرگان اهل حق (مسلکی عرفانی که توسط سلطان اسحاق بنیان گذاشته شد) که تنبور را به‌خوبی می‌نواخت، آهنگی شنیدم که آن را در مجالس مخصوص نیاز به‌کار می‌برند. چنان منقلب و پریشان شدم که گویی در این عالم نیستم و عجب در این است که تا چند ساعت مست و بی‌خود بودم و توجهی به دنیا و عالم ماده نداشتم، بعداً که به حال طبیعی برگشتم پیش خود گفتم یاللعجب، اگر موسیقی این است، پس آنکه هر روزه از رادیو می‌شنوم چیست؟»

روح الله خالقی، سرگذشت موسیقی ایران، جلد ۱ صفحه ۱۴۵:
در قدیم دو نوع تنبور بوده است، تنبور خراسانی و تنبور بغدادی. این ساز دو سیم داشته و مضرابی بوده که با انگشتان دست راست نواخته می‌شده و هم‌اکنون در کردستان معمول‌ است. حتی در تهران یکی از قضات محترم دادگستری که شاید نخواهد نامش را ذکر کنم این ساز را در نهایت خوبی می‌نوازد و نواهای قدیم موسیقی کُرد را که خود بحث جداگانه‌ای است، در کمال زیبایی اجرا می‌کند. اسامی نغمه‌ها، تماماً فارسی خالص است و کمتر به موسیقی امروز ما شباهت دارد.

«نورعلی الهی» ۱۹ شهریور ۱۲۷۴ در روستای جیحون‌آباد استان کرمانشاهان زاده شد و دوران کودکی را نزد پدرِ عارف‌اش به مراقبه و تجربه‌های معنوی گذراند. هنگام مرگ پدرش ۲۴ سال سن داشت و به این نتیجه رسیده بود که معنویت را نمی‌توان در انزوا جُست و از همین رو مقامِ ممتاز معنوی و اجتماعی‌اش را که به دلیل همان ریاضت‌ها کسب کرده بود کنار نهاد، ریش و موهای خود را که نمادِ عرفانِ سنتی بود کوتاه کرد، لباس روحانی‌اش را از تن به‌در کرد و با مهاجرت به تهران کارمند اداره‌ی ثبت احوال شد. رضاشاه در سال ۱۳۰۵ تشکیلات قضایی را دگرگون کرد و «نورعلی الهی» در یکی از دوره‌های آموزش قضاوت وارد شد، دوره‌ای ۳ ساله که تنها ۶ ماه به پایان آن مانده بود! با این احوال وی با پشت‌کار و تکیه بر دانشِ پیشین‌اش دوره را با موفقیت به پایان برد و در سال ۱۳۱۲ فارغ التحصیل شد و نزدیک به سی سال مدارج بین کفالتِ دادگاهِ بخش تا ریاست دادگستری، دادستانی و ریاست دادگاه جنایی را که بالاترین رتبه در رشته‌ی قضایی است، سپری کرد و پس از سال‌ها خدمت در مناطق مختلف ایران در سال ۱۳۳۶ به خواست خود بازنشسته شد. وی در کنار قضاوت به پژوهش در الهیات، فلسفه، حکمت و عرفان پرداخت، «نورعلی الهی» در مقام مقایسه‌ی دوره‌ی انزوای عرفانی‌اش با دوره‌ی قضاوت‌اش گفته است: «ریاضت‌هایی که قبل از ورودم به اداره کشیدم، هر دوازده سال آن به اندازه‌ی یک سال در اداره بودن اجر نداشت.»

چرا «نورعلی الهی» «استاد الهی» خوانده شد؟
در هنگام تولد به‌دست خانواده‌اش «فتح‌الله» نامیده و در آن سال‌ها که هنوز نام خانوادگی در ایران رایج نبود او را «کوچک‌علی» هم می‌خواندند. در ۱۱ سالگی پدرش پس از آن‌که سیرِ عرفانی وی را مشاهده کرد ناگهان او را «سید نورعلی» خواند. «سید نورعلی» در سال ۱۹۴۱ که دادستان خرم‌آباد بود شهرتِ «الهی» را برای خود برگزید. پس از مرگش در سال ۱۳۵۳ خواهرش «ملک‌جان نعمتی» تمامِ مدت بیست سال بعد از مرگ او همیشه او را «حضرت استاد» نامید و در راه گسترش عرفان او کوشید. سال ۱۹۹۵ کمیته‌ای مشغول آماده‌سازی مقدمات بزرگ‌داشت یک‌صدمین سال تولد «نورعلی الهی» با حمایت یونسکو در پاریس، لندن، نیویورک، تهران و لوس‌آنجلس بود و می‌بایست لقب «حضرت استاد» را به انگلیسی برمی‌گرداندند که نتیجه می‌شد «حضرت والا» یا «اعلی‌حضرت استاد نورالهی» (His Highness or Majesty Master Nur Ali Elahi) که این‌ها با افتادگیِ «نورعلی الهی» در تضاد بود. از این رو با اجازه‌ی خانواده‌اش کمیته عنوان «استاد الهی» (Ostad Elahi) را به احترام تلاش بی‌وقفه‌ی خواهرش برای او برگزیدند و از این رو در تمامی کتاب‌ها و مقالاتی که پس از سال ۱۹۹۵ نوشته شده است از او با نام «استاد الهی» یاد می‌کنند.

فهرست:
۱. سوییتِ جلوشاهی (Suite Jelo Shaéhi)
۲. هنس و سوییتِ ای داوود (Hymns et Suite Ey Daéwud)
۳. سوییتِ سحری (Suite Sahari)
۴. سارو خوانی (Saéru Khaéni)


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در پنجشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۰ 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم الکی، محسن نامجو

آلبوم الکی، محسن نامجو

آلبوم «الکی» حاصل ضبط زنده‌ی کنسرت «محسن نامجو» و گروه‌اش در «دانشگاه استنفورد» در فوریه‌ی سال ۲۰۱۱ است که در همان سال در ۹ تراک منتشر شد. نام آلبوم از ترانه‌ای به همین نام و از سروده‌های «محسن نامجو» گرفته شده است. آلبوم «الکی» دربردارنده‌ی آثاری از سال‌های پیشِ «محسن نامجو» است که پیش از این منتشر نشده بود. اشعار این مجموعه از «سعدی»، «حافظ»، «مولوی»، «بابک لطیفی» و «محسن نامجو» است. ««الکی» پنجمین آلبوم رسمی «محسن نامجو» پس از «ترنج»، «جبر جغرافیایی»، «آخ» و «بوسه‌های بیهوده» است.

از آمدنم هیچ معلوم نشد          یک نمای الکی، یک نمای الکی
این جانِ نزارم هیچ پالوده نشد          یک فضای الکی، یک فضای الکی
از سطح خُرافه این زبان‌ام نگذشت          یک صدای الکی، یک صدای الکی
گُل یافته شد به دست من، پوچ نشد          یک هوای الکی، یک هوای الکی
از آمدن و رفتن ما سودی کو؟          یک هُبوط الکی، یک سقوط الکی
دردا و ندامتا که تا چشم زدیم          مامور که گرفت ما را، بابا، خیط نشد!
به خدایِ الکی، یک به خدای الکی          خر از سرِ شحنه یک نمد ساخت ولی
یک کلاه الکی، یک کلاه الکی          سرتاسر صحنه آشِ نذری بود
نیت‌های الکی، نیت‌های الکی          یک هفته به من مرخصی می‌دید؟
لذت‌های الکی، لذت‌های الکی          با اون گل‌های پائولو روسی حال کردم
یک گل‌های الکی، یک گل‌های الکی          دست‌پختِ عشقم قورمه‌سبزی بود
سبزی‌های الکی، سبزی‌های الکی          وای دهه‌ی چهل خیلی با حال، نوستالژیا...
تالژیای الکی، تالژیای الکی          ایامِ قدیم مردونگی بود
هیبت‌های الکی، هیکل‌های الکی          وقتی بچه بودیم، نونِ خونگی بود
مزه‌های الکی، مزه‌های الکی          مردها حالا دیگه سیبیلش‌ رو دارن
سیبیل‌های الکی، سیبیل‌های الکی          تاحالا جمع روشن‌فکرها رفتی؟
روشن‌فکرهای الکی، چهره‌های الکی          تا حالا تفریق روشن‌فکرها رفتی؟
تیکه‌های الکی، تیکه‌های الکی          تا حالا ضرب روشن‌فکرها، تقسیم روشنفکرها رفتی؟
ماست‌مالی‌های الکی، ماست‌مالی‌های الکی          تا حالا با رییس وستینگ‌هاوس شام خوردی؟
لحظه‌های الکی، لحظه‌های الکی          تا حالا از کسی دل بردی؟
سرفه‌های الکی، سرفه‌های الکی...

فهرست:
۱. هوشم ببر، سعدی
۲. هلل هلا، سعدی، بابک لطیفی
۳. نامه، حافظ
۴. آنِ من‌است او، مولوی
۵. دِیلمان، مولوی
۶. زَده، حافظ
۷. یارِ جانی
۸. اَلَکی، محسن نامجو
۹. زُلف، حافظ

برگرفته از CdBaby و جلد و متن اثر


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در چهارشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۰ 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم شوخی، پیمان خازنی

آلبوم شوخی، پیمان خازنی

«شوخی Pleasantry» موسیقیِ تلفیقیِ تار و پیانو با محوریت سازِ تار به آهنگ‌سازی و نوازندگیِ «پیمان خازنی» و نوازندگیِ پیانو «شاهد علیزاده» و «بابک بروجردی» است که در سال ۱۳۸۸ به‌دست نشر «چهارباغ بانگ» در هفت تراک منتشر شد. «شوخی» نخستین آلبوم بی‌کلام و از این دیدگاه مستقلِ «پیمان خازنی» نیز هست، پیش از این آلبوم‌های آوازی‌ای از جمله «سیه چشم» و «پریچهره» به آهنگ‌سازی او منتشر شده بود. «پیمان خازنی» البوم «شوخی» را با نگاهی مدرن، و نه نگاهی سنتی آهنگ‌سازی کرده و نام «شوخی» را نیز شاید به طعنه برای آلبوم برگزیده و کوشیده تا محصول نهایی زاییده‌ی افکار و اندیشه‌های موسیقایی خودش باشد، هرچند ردپای آموزگارش «کیوان ساکت» نیز در آلبوم دیده می‌شود. شیوه‌ی آهنگ‌سازی و نوازندگیِ «پیمان خازنی» با تار در آلبوم «شوخی» تجربه‌ای است تازه که پیش از این در موسیقی ایران دیده نشده است.

فهرست:
۱. شوخی
۲. سراب
۳. تارانتلا (یکی از شناخته‌ شده‌ترین فُرم‌ها در موسیقیِ ایتالیا)
۴. برگ‌ریزان
۵. خاطرات یک روز پاییزی
۶. وقتی بادبادک می‌رقصید
۷. معمای آفرینش

برداشت آزاد از موسیقی پرشیا و خبر آنلاین


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در سه شنبه سیزدهم دی ۱۳۹۰ 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم دیوانه‌تر، حامد نیک‌پی

«دیوانه‌تر Spellbound» نام سومین آلبوم «حامد نیک‌پی» آهنگ‌ساز، و خواننده‌ی‌ ایرانیِ مقیم آمریکا است که در سال ۲۰۱۰ در هشت تراک به دست «Zang Records» منتشر شد. آلبوم «دیوانه‌تر» موسیقیِ تلفیقی‌ است که «حامد نیک‌پی» آهنگ‌سازی آن‌را از گونه‌های متفاوتِ «موسیقی ایرانی»، «موسیقی جاز»، «فلامنکو» و «World Music» الهام گرفته است. اشعار این آلبوم از «مولوی»، «فریدون مشیری» و «عماد خراسانی» است.

بس در سرِ زلفِ بُتان جا کردی ای دل
ما را میانِ خَلق رسوا کردی ای دل
غافل مرا از فکر فردا کردی ای دل
تا از کجا ما را تو پیدا کردی ای دل؟
روزم سیه، حالم تبه، کردی تو کردی
ای دل بسوزی هر گُنَه، کردی تو کردی
ای دل بلا، ای دل بلا، ای دل بلایی
ای دل سزاواری که دایم مبتلایی
مجنون شبی دیوانه‌ام، کردی تو کردی
از خویشتن بیگانه‌ام، کردی تو کردی
ای دل بلا، ای دل بلا، ای دل بلایی
ای دل سزاواری که دایم مبتلایی
هرکس که باشد همچو تو ای دل، دلِ او
آسان نگردد تا ابد یک مشکلِ او

هنرمندان:
گِرِگ الیس (Greg Ellis): ساز کوبه‌ای
شروین مهاجر: کمانچه
دیمیتری مِلیس (Dimitris Mahlis): عود، گیتار و Cajón
دَن لاتز (Dan Lutz):ا Upright & Fretless Electric Bass


فهرست:
۱. سلامِ دل
۲. زنجیر
۳. رسوا
۴. بِنمای رُخ
۵. هر نَفَس
۶. مَپُرس
۷. صد گونه
۸. نجوا

برگرفته از CdBaby


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در دوشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۰ 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم آثار درویش‌ خان، فرامرز پایور

آلبوم آثار درویش‌ خان، فرامرز پایور

«آثار درویش خان» نام مجموعه‌ی ۳ سی‌دیِ گروه‌نوازیِ و تک‌نوازیِ موسیقیِ ایرانی از ساخته‌های «غلامحسین درویش معروف به درویش خان» به نام‌های «کرشمه»، «پریزاد» و «دل‌کش» است که تنظیم و سرپرستی نوازندگان ‌آن‌را «فرامرز پایور» بر عهده داشته و به‌دست «ماهور» در دی‌ماه سال ۱۳۸۵ منتشر شده است.

نامِ سی‌دیِ نخستِ آلبوم «آثار درویش خان» «کرشمه»، و در «دستگاه سه‌گاه» و «آواز افشاری»‌ اســت.

نامِ سی‌دیِ دوم آلبــــــوم «آثار درویش خان» «پریـــــزاد»، و در «آواز اصفهان» و «دستگاه ماهــور» اســت.

نامِ سی‌دیِ سوم آلبـــوم «آثار درویش خان» «دل‌کـش»، و در «دستگاه ماهور» و «آواز ابوعــــــطا» ا‌ســت.


هنرمندان:
سنتور: فرامرز پایور
تار: هوشنگ ظریف
نی: حسن ناهید
کمانچه: رحمت‌الله بدیعی
تمبک: محمد اسماعیلی

برگرفته از جلد اثر و ماهور


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در یکشنبه یازدهم دی ۱۳۹۰ 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم شورشیان، گروه شورشیان

آلبوم شورشیان، گروه شورشیان

«آلبوم شورشیان The Rebels» مجموعه‌ی تمام ترانه‌های «گروه شورشیان» در گونه‌ی «راک اَند رول Rock & Roll» است. «گروه موسیقی شورشیان» نخستین بار به‌دست «شهرام شب‌پره» در سن ۱۷ سالگی به همراه «ابراهیم حامدی» و «سیاوش قمیشی» تشکیل، و بعدها ترکیب اعضای آن تغییر کرد و «کامبیز معینی»، «همایون جلالی»، «اِدی» و «فرجاد» نیز با آن همکاری کردند. نام گروه به گریز شورش‌‌وارِ آن‌ برای فاصله گرفتن از موسیقی کهن ایرانی اشاره دارد. این مجموعه در سال ۲۰۱۰ به‌دست «Persianna» و بر روی «صفحه» منتشر شده است.

«گروه شورشیان» پاسخ موسیقیِ ایران به گروه موسیقیِ «The Rolling Stones» و جاذبه‌های موسیقیِ «راک اَند رول Rock & Roll» بود که به‌سرعت آمریکا و اروپا را درنوردیده و به ایران رسید. ترانه‌‌های «گروه شورشیان» بعد از گذشت این سال‌ها هنوز از زیبایی ویژه‌ای برای هوادارن این گونه برخوردار است. برای شنونده‌ی بی‌اطلاع باور کردن‌ این‌که این ترانه‌ها کار یک گروه ایرانی است چندان ساده نیست. ترانه‌‌ی دستِ اولِ «Indian Rebels» از این آلبوم با ویژگیِ «Hook»، «پژواک درام» و «تک‌نوازی گیتار» می‌تواند باعث شود شنونده از ناباوریِ چگونه‌گیِ راه‌یابی این موسیقی در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی به فروشگاه‌های موسیقی ایران موهای خود را از بیخ و بُن بکَند و در شگفت بماند که چرا این گروه و ترانه‌هایش هنوز هم شناخته شده نیست. «شورشی‌ها» دست‌کم ۳ خواننده‌ی نامی به موسیقی ایران شناسانده است و این ترانه‌ها خاطرات دورانی است که بر اساس شایعات آن‌ها با یک کادیلاک مشکیِ بزرگ که سقفی جمع‌شونده داشت تهران را سِیر می‌کردند. این مجموعه‌ فرصتی برای شنیدن تمامی آثار این گروه در ‌نبودِ نسخه‌ی اوریجینال آثار «گروه شورشیان» است، البته اگر هرگز نسخه‌ی اریجینالی وجود می‌داشت...

فهرست:
۱. Indian Rebels
۲. It's Alright
۳. I Saw Her Standing There
۴. What He Can Do
۵. Sha La La
۶. It's Gonna Be Alright
۷. Shadogi
۸. Mother Little Helper

برای دیدن عکس‌هایِ گروه شورشیان این‌، این‌، این‌، این‌ و یا این را ببینید!


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در شنبه دهم دی ۱۳۹۰ 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم رمز عشق، محمدرضا لطفی

آلبوم رمز عشق، محمدرضا لطفی

«رمز عشق Mystery of Love» نام آلبوم آواز و نوازندگی تار و سه‌تار «محمدرضا لطفی» با همراهیِ دف و تنبکِ «محمد قوی‌حلم» در «دستگاه ماهور» و «آواز دشتی» بر روی سروده‌هایی صوفیانه از «حافظ» و «مولوی» است که در ایران به‌دست «آوای شیدا» در سال ۱۳۸۳ منتشر شد. آلبوم «رمز عشق» حاصلِ ضبط زنده‌ی کنسرت «محمدرضا لطفی» و «محمد قوی‌حلم» در آوریل سال ۱۹۹۴ در «کپنهاگ» است.

عدم رعایت ترتیب در آواز، متن قرمز در آواز نیست:

بمیرید، بمیرید، در این عشق بمیرید          در این عشق چو میرید همه روح پذیرید
بمیرید، بمیرید، و زین مرگ مترسید          کز این خاک بر آیید سماوات بگیرید
بمیرید، بمیرید، و زین نفس بِبُرید          که این نفس چو بَند است و شما همچو اسیرید
یکی تیشه بگیرید پِیِ حفره‌ی زندان          چو زندان بشکستید همه شاه و اَمیرید
بمیرید، بمیرید، به پیشِ شَه زیبا          بَرِ شاه چو مُردید همه شاهِ و شَهیرید
بمیرید، بمیرید، و زین ابر برآیید          چو زین ابر برآیید همه بَدرِ مُنیرید
خموشید، خموشید، خموشی دَمِ مرگ‌ است          همه زندگی‌ آن‌ است که خاموش نمیرید (مولوی)

فهرست:
۱. درآمدِ ماهور
۲. کِرِشمه
۳. ضربی
۴. رمزِ عشق (داد)
۵. فرود
۶. چهارمضراب
۷. دل‌کَش (قسمت اول)
۸. در این عشق بمیرید
۹. دل‌کَش (قسمت دوم)
۱۰. چهارمضراب دل‌کش
۱۱. خرابات خوانی
۱۲. ذکر
۱۳. فرود
۱۴. پیش درآمد
۱۵. گُل‌عُذار
۱۶. درآمدِ دشتی
۱۷. رقصِ پرندگان
۱۸. فرودِ سارَنگ
۱۹. اوج
۲۰. درد عشقی کشیده‌ام (سَلَمَک)
۲۱. رَضَوی
۲۲. چهارمضرابِ فرود

جلد و متن اثر، CdUniverse


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در جمعه نهم دی ۱۳۹۰ 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم ویولن و کمانچه، رحمت‌الله بدیعی

آلبوم ویولن و کمانچه، رحمت‌الله بدیعی

آلبوم «ویولن و کمانچه Sounds of the Violin and Kamancheh» حاصل نوازندگی ویولون و کمانچه‌ی «رحمت‌الله بدیعی» و دخترش «پریسا بدیعی» با همراهی ساز تنبک است که در سال ۲۰۰۱ به‌دست «Amity Records» به مدت ۵۵ دقیقه و ۴۶ ثانیه منتشر شد.

«رحمت‌الله بدیعی» در سن ۵ سالگی نوازندگی نی و مدت کوتاهی پس از آن نوازندگی ویولون را آغاز و در ۱۱ سالگی وارد «هنرستان عالی موسیقی» شد. تا پنج سال بعد از این تاریخ که وی دیپلم موسیقی را دریافت کرد در کلاس‌های «ابوالحسن صبا» نیز شرکت داشت. «رحمت‌الله بدیعی» پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران به دلیل سخت‌گیری دولتِ تازه بر پیروان آیین بهایی همراه با خانواده‌اش مجبور به ترک ایران و مهاجرت به کشور هلند شد. «رحمت‌الله بدیعی» در سال ۲۰۰۰ از دنیای نوازندگی خداحافظی و خود را بازنشسته کرد.


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در پنجشنبه هشتم دی ۱۳۹۰ 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم سخن تازه، شهرام ناظری

آلبوم سخن تازه، شهرام ناظری

«سخن تازه» نام آلبومی با آواز «شهرام ناظری» و آهنگ‌سازی و سرپرستی «مهدی آذرسینا» بر روی سروده‌های «مولوی» و «حافظ» در «آواز اصفهان» و «سه‌گاه» است که در سال ۱۳۶۷ ضبط و منتشر شد.

گزیده‌ای از مولوی، عدم رعایت ترتیب در آواز:

ای سلیمان در میان زاغ و باز          حِلمِ حق شو، با همه مرغان بساز
مرغ جَبری را زبان جَبر گو          مرغ پَر اِشکسته را از صبر گو
ما نه مرغانِ هوا، نه خانه‌گی          دانه‌ی ما دانه‌ی بی‌دانه‌گی
هر کبوتر می‌پرد زی جانبی          این کبوتر جانبِ بی جانبی

نوازندگان:

داریوش پیرنیاکان: تار (تک‌نوازی با آواز سه‌گاه)
مسعود شناسا: سنتور
محمد اخوان: تنبک
محمد فيروزی: بربط
جمشيد عندليبی: نی
حسن زرگانی: بم‌تار
مهدی آذرسینا: کمانچه (تک‌نوازی با آواز اصفهان)

برداشت از جلد و متن اثر


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در چهارشنبه هفتم دی ۱۳۹۰ 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

Siddhartha in Space, Red Buddha

Siddhartha in Space, Red Buddha

«Siddhartha in Space» نام دومین آلبوم میکسِ موسیقی‌دان و «دی‌جِی Disc Jockey» به‌نام «Red Buddha» در گونه‌ی «موسیقی الکترونیک» است که در سال ۲۰۱۱ بعد از نخستین آلبوم موفق وی با نام «Tibet Trance» منتشر شد. «Siddhartha» در واژه نام دورانِ کودکیِ «گوتاما بودا»، بنیان‌گذار مذهب و فلسفه‌ی «بودیسم» است. نام آلبوم «Siddhartha in Space» به روند موسیقایی آلبوم اشاره دارد که تنظیم‌های تازه را با موسیقی سنتی یا کهن پیوند می‌دهد.

علاوه بر میکس‌های دیجیتالی و جلوه‌های ویژه‌ی صوتی هنرمندان بسیاری از کشورهای «هند»، «ایران»، «ژاپن»، «تایوان» و «ترکیه» در ساخت این آلبوم نقش داشته‌اند. «Hawa Mahal» به همراه «بهرام‌جی Bahramji» و «نسترن» با یک ترانه‌ی مستقل هنرمندانِ فارسی زبانی هستند که در این آلبوم حضور دارند.

ای جانِ سرگردانِ من
آزاده باش
نعره زنان
جامه‌دران...

متن اثر و Discogs


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در سه شنبه ششم دی ۱۳۹۰ 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

کنسرت هم‌نوا با بم، محمدرضا شجریان

کنسرت همنوا با بم، محمدرضا شجریان

«هم‌نوا با بم» نام کنسرتی با صدای «محمدرضا شجریان» و هم‌خوانی «همایون شجریان» در «دستگاه نوا»، «آوازِ بیات کُرد» و «دستگاه راست پنجگاه» است. آهنگ‌سازی این کنسرت را «حسین علیزاده» و «کیهان کلهر» برعهده داشته‌اند. کنسرت «هم‌نوا با بم» در دی‌ماه سال ۱۳۸۲ در تالار وزارت کشور با نوازندگی تارِ «حسین علیزاده»، کمانچه‌ی «کیهان کلهر» و تنبکِ «همایون شجریان» اجرا شد.

کنسرت «هم‌نوا با بم» با هدف هم‌دردی با آسیب‌دیدگان «زمین‌لرزه‌ی بم» اجرا و درآمدِ حاصل از آن به ساخت یک مجموعه‌ی آموزشی و هنری در شهر «بم» اختصاص داده شد. «هم‌نوا با بم» نخستین آلبوم ویدیویی رسمیِ تدوین شده‌ی موسیقی سنتی ایران و «محمدرضا شجریان» در ایران در قالب «دی‌وی‌دی» نیز هست. دکور زمینه‌ی کنسرت ماکتِ «ارگ بم» بزرگ‌ترین سازه‌ی خشتی جهان است که در «زمین‌لرزه‌ی بم» ۸۰٪ آن ویران شد. در بخش مصاحبه‌ی آلبوم تصاویری از «ایرج بسطامی» که در «زمین‌لرزه‌ی بم» کشته شد به چشم می‌خورد. در پایان این کنسرت «محمدرضا شجریان» و «همایون شجریان» اجرایی متفاوت را در هم‌خوانی تصنیف «مرغ سحر» رونمایی کردند.

این کنسرت بر اساس اشعاری از «مولوی»، «هوشنگ ابتهاج»، «باباطاهر»، «عطار نیشابوری»، «سعدی»، «مهدی اخوان ثالث»، «محمدرضا شفیعی کدکنی» و «ملک‌الشعرای بهار» است. مدت این مجموعه ۲ ساعت و ۵۱ دقیقه است.

این مجموعه دربردارنده‌ی پشت‌صحنه‌ی آماده‌سازی دکور، طراحی پوسترها به‌دست «مژگان شجریان»، تمرین هنرمندان برای اجرای کنسرت، روند فروش و توزیع بلیط، مصاحبه با شرکت‌کنندگان در کنسرت و مصاحبه‌ی «محمدرضا شجریان» با خبرنگارن درباره‌ی حواشی اجرای کنسرت و مشکلات پیش رویِ برگزاری آن در ایران است.


هنرمندان:
آواز: محمدرضا شجریان
تار: حسین علیزاده
کمانچه: کیهان کلهر
هم‌خوانی و تنبک: همایون شجریان

هر آن باغی که نخل‌اش سر به‌ در بی          مدام‌اش باغبان خونین جگر بی
به‌باید کندن‌اش از بیخ و از بُن          اگر بارَش همه لَعل و گُهَر بی (باباطاهر)

برداشت آزاد از جلد و متن اثر


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در دوشنبه پنجم دی ۱۳۹۰ 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم موسیقیِ ایران، عبدالوهاب شهیدی

آلبوم ایران، موسیقی فارسی، عبدالوهاب شهیدی

آلبوم «Iran: Musique Persane»، به فارسی «ایران، موسیقی ایران» (Persian Music) نوازندگیِ عود و آواز «عبدالوهاب شهیدی» در «دستگاه ماهور» و «دستگاه سه‌گاه» به مدت ۴۸ دقیقه و ۴۰ ثانیه است که در سال ۱۹۷۱ اجرا و توسط «Ocora» وابسته به «Radio France» در اکتبر ۱۹۸۷ در فرانسه منتشر شد. حضور هنرمندانی که گروه «اساتید موسیقی ایران» را به رهبری فرامرز پایور تشکیل می‌دادند از امتیازات مثبت این آلبوم است. آواز «دستگاه ماهور» آلبوم بر اساس غزلِ «سعدی» و دوبیتی‌ای از «باباطاهر» و آوازِ «دستگاه سه‌گاه» آن بر اساس غزلِ «حافظ» است.

متن قرمز رنگ در آواز نیست.
مویت رها مکن که چنین بر هم اوفتد
که‌آشوب حُسنِ روی تو در عالم اوفتد
گر در خیال خَلق پری‌وار بگذری
فریاد در نهادِ بَنی‌آدم اوفتد
افتاده‌ی تو شد دلم ای دوست، دست گیر
در پای مَفکنش که چنین دل کم اوفتد
در رویت آن که تیغ نظر می‌کشد به جهل
مانند من به تیر بلا محکم اوفتد
مشکن دلم که حُقه‌ی راز نهان توست
ترسم که راز در کف نامحرم اوفتد
وقت‌است اگر بیایی و لب بر لب‌ام نهی
چندَم به جست و جوی تو دم بر دم اوفتد؟
سعدی صبور باش بر این ریش دردناک
باشد که اتفاق یکی مَرهم اوفتد


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در یکشنبه چهارم دی ۱۳۹۰ 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

داستان زهره و طاهر، روشن گل‌افروز

داستان زهره و طاهر، روشن گل‌افروز

آلبوم «داستان و زهره و طاهر»، روایت داستان دو دل‌داده از زبان بخشی «روشن گل‌افروز» به فارسی و ترکی آذربایجانی در اجرایی زنده با نوازندگی دوتار است که نخستین بار در فرانسه در قالب ۲ سی‌دی و به مدت زمان به ترتیب ۴۸ دقیقه و ۱۶ ثانیه و ۴۷ ثانیه و ۳ ثانیه در سال ۲۰۰۴ منتشر شد.

«داستان «زهره و طاهر» روایتی‌ست نامی و عاشقانه که نسخه‌های گوناگون آن از آناتولی تا سین‌کیانگ (ترکستان چین) در دست است. این داستان را «ملانفس» شاعر و داستان‌سرای کلاسیک ترکمن بازسُرایی کرده است.

زهره و طاهر عموزاده‌اند، و هر دو با چشم‌انتظاری پدر و مادرشان زاده شده‌ و از کودکی به نام هم بوده‌اند. این دو مانند برادر و خواهر بزرگ می‌شوند. پیش از رسیدن به سن بلوغ، طاهر از نامزدی‌شان خبر می‌شود و آتشِ شوقِ نوپای‌شان با غضب سلطان (پدر زهره) مواجه می‌شود...

در شگفت‌ام چه اندازه آلبوم «داستان زهره و طاهر» مرا با خود برد. دست‌کم تجربه‌ی خوبی از دریافت چهارچوبی قوی و منظم از این‌گونه آثار اجرای صحنه نداشتم. ۹۰ دقیقه «داستان زهره و طاهر» از زبان بخشی «روشن گل‌افروز» را یک‌نفس شنیدم. ۲ بار! آنجا را که سرصحنه‌ اجرای‌اش پولی به اُجرت می‌گیرد را چندباره و چندباره گوش کردم: «خدا بده برکت»

اجرای صحنه! چه اجرایی، حتی گرفتن‌ صدا و تپق‌هایش هم بی‌آلایش است. ساده است. مثل طرح جلدش. بخشی «روشن گل‌افروز» با چشمان بسته و سازی که انگار آن روز حسابی «ساز» بوده است. تکیه بر نقشِ پنجره‌ای آبی بر صفحه‌ای سیاه در سه قسمت! ترکی نمی‌دانم اما ترکی‌اش را می‌فهمم. لهجه‌اش را دوست دارم: آی وزیـــــــــــر... و «هو» کشیده‌هایش را نیز. راست می‌گوید شیخ اجل: که هرچ از جان برون آید نشیند لاجرم بر دل...

برداشت آزاد، CdUniverse، جلد اثر و دانش‌آموختگان ترکمن ایران


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در شنبه سوم دی ۱۳۹۰ 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم بودن و سرودن، محمد معتمدی

بودن و سرودن، محمد معتمدی

«بودن و سرودن» نام دومین آلبوم با آواز «محمد معتمدی» است که در دی‌ماه سال ۱۳۸۵ توسط «نوای شبدیز» منتشر شده است. نوازندگی آلبوم «بودن و سرودن» را «گروه خورشید ۲» و سرپرستی نوازندگان و آهنگ‌سازی آن‌را «مجید درخشانی» بر عهده داشته است. نام آلبوم برگرفته از تصنیفی به همین نام بر روی شعری از «محمدرضا شفیعی کدکنی» است. آلبوم نخست «محمد معتمدی» «وطنم ایران» نام دارد. اشعار آلبوم «بودن و سرودن» از «مولوی»، «حافظ»، «فخرالدین عراقی» و «محمدرضا شفیعی کدکنی» است.

محمد معتمدی زاده‌ی دوم مهرماه ۱۳۵۷ است. وی فراگیری آواز و نوازندگی نی را به صورت خودآموز از نوجوانی آغاز کرد. از سال ۱۳۷۶ شروع به فراگیری شیوه‌ی آواز «سیدحسین طاهرزاده» نزد «حمیدرضا نوربخش» نمود. محمد معتمدی همچنین به سبب علاقه‌ای که به «آواز اصفهان» داشت هم‌زمان به تمرین و الگوبرداری از آواز «تاج اصفهانی» و «ادیب خوانساری» پرداخت و در این مسیر از راهنمایی «دکتر حسین عمومی» و «علی‌اصغر شاه‌زیدی» بهره برده است. وی تاکنون با گروه‌هایی از جمله «گروه خورشید - مجید درخشانی»، «همنوازان شیدا - محمدرضا لطفی»، «ارکستر ملی ایران - فرهاد فخرالدینی» و «همنوازان مهر» که خود آن را تاسیس نموده هم‌کاری داشته اشاره کرد.

فهرست:
۱. تصنیف رهِ عشق، شعر مولوی
۲. ساز و آواز، سنتور جواد بطحایی
۳. شکسته، کمانچه‌ی مهرداد ناصحی
۴. چهارمضراب شکسته و آواز، شعر حافظ
۵. تار، مجید درخشانی
۶. تصنیف خموشانه، شعر محمدرضا شفیعی کدکنی
۷. تار، مجید درخشانی
۸. تصنیف بودن و سرودن، شعر محمدرضا شفیعی کدکنی
۹. مثنوی، شعر فخرالدین عراقی، نی شاهو عندلیبی
۱۰. سه‌تار و کمانچه‌، حمیدرضا مرتضوی و حسام اینانلو
۱۱. تصنیف جانِ عاشق، شعر مولوی

تصنیف بودن و سرودن، شعر محمدرضا شفیعی کدکنی:

صبح آمده است برخیز
بانگِ خروس گوید
این‌ خواب و خستگی را
در شطِ شب رها کن
مستانِ نیم‌شب را
رندان تشنه لب را
بارِ دگر به فریاد
در کوچه‌ها صدا کن
خواب دریچه‌ها را
با نعره‌ی سنگ بشکن
بارِ دگر به شادی
دروازه‌های شب را
رو بر سپیده وا کن
زین بر نسیم بگذار
تا بگذری از این بحر
وز آن دو روزن صبح
در کوچه باغ مستی
باران صبحدم را
بر شاخه ی اقاقی
ایینه‌ی خدا کن
بنگر جوانه‌ها را
آن ارجمندها را
که این تار و پود چرکین
باغِ عقیمِ دیروز
اینک جوانه آورد
بنگر به نسترن‌ها
بر شانه‌های دیوار
خواب بنفشه‌گان را
با نعره‌ای درآمیز
و اِشراق صبح‌دم را
از بودن و سرودن
تفسیری آشنا کن
بیداریِ زمان را
با من بخوان به فریاد
گَر مردِ خواب و خفتی
رو سر بِنِه به بالین
تنها مرا رها کن

برگرفته از محمد معتمدی، جلد و متن اثر


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در جمعه دوم دی ۱۳۹۰ 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم خواب، میرزا

آلبوم خواب، میرزا

«خواب Sleep» نام نخستین آلبوم آواز و آهنگ‌سازی «بابک میرزاخوانی» است که در سال ۲۰۰۶ به‌دست «بماهنگ» در کانادا در گونه‌ی «موسیقی بلوز و راک فارسی» به مدت ۴۱ دقیقه و ۵۱ ثانیه منتشر شده است. نام آلبوم اشاره به محتوای شعری آلبوم است که در فضایی میان خواب و بیداری می‌گذرد. اشعار آلبوم «خواب» از «جلال تهرانی» و قطعات آن بر بستر قالب‌های آوایی «موسیقی بلوز» است.

«بابک میرزاخوانی» در پاسخ به پرسش خبرگزاری «دویچه وله» مبنی بر انگیزه‌اش در استفاده از قالب‌های شعری ویژه بر بستر موسیقی بلوز گفته است:

دویچه وله: يعنى به اين نتيجه رسيدىد که فقط قالب‌هاى شعرى خاصى به موسيقى بلوز مى‌خورد؟

بابک میرزاخوانی: چيزهايى که من در ايران در اين زمينه شنيده‌ام، اين بوده که يا موسيقى را ساخته بودند و کلام را به موسيقى زورتَپان کرده بودند و يا کلام خورده مى‌شود و توى هم توى هم گفته مى‌شود. خلاصه آن‌جور که ما داريم فارسی گفتگو مى‌کنيم نيست و در واقع هجّاها عوض شده و تکيه‌هاى ‌زبان فارسى در آن رعايت نشده بود. براى اين‌که به دام چنين چيزى نيفتيم، به اتفاق دوستم «جلال تهرانى» تحقيق کرديم و به اين نتيجه رسيديم که يک بَحر در شعر عروضى هست به نام «بحرِ رمل». در «بحرِ رمل» باز يک شاخه‌اى وجود دارد به‌نام «بحر رمل مَخبون» که هرچى توى اين باشد شما مى‌توانيد در آن پنتاتونيک ‌بخوانيد. پنتاتونيک گامى است که در بلوز استفاده مى‌شود، البته گامى که در بلوز استفاده مى‌شود بازهم يک خرده با پنتاتونيک فرق دارد. گامِ پنج‌تايى است. گام‌هاى استاندارد «هفت نُت» دارد، ولى اين دوتا فاصله‌اش حذف شده و پنج‌تايی‌ست. گام‌هایى که در راک و بلوز بسیار استفاده مى‌شود. به‌علاوه ما خودمان هم يکسرى وزن‌هاى جديد پيدا کرديم که خيلى از شعرهايى که در اين آلبوم هست از آن وزن‌هاست و به «بحر رمل مخبون» خیلی نزدیک است. بعد از اين چهارچوب اوليه به محتوای آلبوم «خواب» پرداختيم. گفتيم بياييم فضاى برزخ را در نظر بگيريم. در واقع چيزى ميان خواب و بيدارى، چيزى ميان مرگ و زندگى. چون ديديم مى‌توانيم خيلى شعر و فضای انتزاعی در اين فضاى برزخى بوجود بياوريم.

فهرست:
۱. الاغِ
۲. امشب
۳. کُما
۴. داستانِ من
۵. نمی‌خوام
۶. داستانِ ما
۷. خواب
۸. چایی

یه گاری‌چیِ پاپَتی
الاغِ بیماری خرید
پلنگِ از بیشه پَرید
الاغِ بیمار را دَرید
شب که الاغِ خورده شد
اومد به خوابِ پاپتی
گاری‌چی پرسید، چه خبر؟
الاغِ گفت، سلامتی
الاغِ گفت، سلامتی
الاغِ گفت، سلامتی!

برگرفته از من و دوستِ غولم و CdBaby


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در پنجشنبه یکم دی ۱۳۹۰ 9:0 به‌دست دل‌نواز  |