
«تاتاری» نام اولین آلبوم «
هوشیار خیام» است که توسط انتشارات «
هرمس» منتشر شده است. همگی قطعات این مجموعه با هدف اجرای زنده نوشته شدهاند تا نوازنده را به چالشی با تکنیکهای پیچیده اما در عین حال روان و طبیعی این ساز وادارد. بیان صریح و جدی، ساختار انتزاعی آثار و تعامل میان سنتهای قدیمی و جدید نوازندگی «
پیانو» و البته ریشههای موسیقایی ایرانی آثار، استحقاق شنیده شدن، نقد یا چالش توسط مخاطب را دارد.
«تاتاری» را میتوان مجموعهای از آموختههای «
هوشیار
خیام» در فنون آهنگسازی و نوازندگی «
پیانو» قلمداد کرد. از آن جهت لفظ فن را برای این مجموعه به کار میبریم كه آهنگساز و نوازندهی مجموعه با همین ذهنیت تکنیکال به خلق اثر پرداخته است. آلبوم از 17 قطعه که در بین سالهای 1380 تا 1385 برای
پیانوی تنها (Solo) تصنیف شده، تشکیل شده است. ویژگیهای محتوایی «تاتاری» موجب شد که نشر موسیقی «
هرمس» در فاصله نه چندان زیادی از تاریخ ضبط آن مجموعه را به عنوان سی و هفتمین اثر خود منتشر کند. این آلبوم چهارمین اثر پیانویی «
هرمس» به شمار میرود که از وجود پتانسیل بالایی در بین آهنگسازان و نوازندگان این ساز در ایران خبر میدهد.
«
هوشیار
خیام» دانش آموختهی دانشگاه موسیقی «
سین سیناتی»
آمریکا است. وی تحصیلات خود را در رشتهی آهنگسازی و رهبری ارکستر در مقطع
دکترا به اتمام رسانده است. این آلبوم اولین اثر رسمی او در بازار موسیقی ایران محسوب میشود. هرچند که پیش از این کتاب «رهبری ارکستر» (ترجمهای از کتابی به همین نام به قلم «مارکس رودلف») و همچنین کتاب «پیانوی شاعر» به قلم خود او از این موسیقیدان منتشر شده است.
مهمترین دستاوردی که میتوان برای «تاتاری» متصور شد، اجرای آثار این آلبوم در کنسرتهای نوازندگان
«پیانو» است. تمامی قطعات که البته نت نوشتهای آن نیز هم زمان با انتشار آلبوم توسط انتشارات «ابتکار نو» عرضه شده، قابلیت اجرا در کنسرت را داراست. در حقیقت «
هوشیار
خیام» موفق شده رپرتوار کامل و متفاوتی را برای پیانو ارایه کند. شاید بتوان این نکته را موفقیت اصلی «آلبوم تاتاری» دانست.
آثار ارایه شده در «تاتاری» حاصل نگاه آهنگساز به موسیقیهای معاصر از زاویهای دیگر است. نگاه شخصی یا به عبارت بهتر برداشتی از آن چه که آهنگساز از موسیقیهایی که شنیده و یا تجربه کرده است. «
هوشیار
خیام» در «تاتاری» سبک و یا مکتب خاصی از آهنگسازی را هدف کار قرار نداده، بلکه بسیار آزادانه به تاثیرگذاری اثر خود اندیشیده است. آثار «تاتاری» را میتوان برداشت تصویرگونه از فضاهای ذهنی یک آهنگساز قلمداد کرد. ایماژهایی گاه شاعرانه، گاه هیجانزده و گاه اغواکننده که در بیانی به زبان موسیقی بازآفرینی میشوند. هرچند که شاید مختصات تکنیکال آثار، «تاتاری» را در نگاه اول پیچیده جلوه دهد اما با کمی دقت میتوان کاملاً دریافت که موسیقیها بسیار روان به توصیف میپردازند.
آهنگساز صادقانه با شنیدههای خود رفتار کرده و خود را درگیر فرمهای تعریف شده نمیکند، البته در این میان ایدههای خود را به شنیدهها وارد کرده و حتی از این نظرات جدید جهت ایجاد سهولت در پیچیدگیهای موجود در فرمهای تعریف شده نیز استفاده میکند. او در این تشریک ذهنیت گاه به خلق ملودی میپردازد و گاه ملودی را عاریه میگیرد، تکنیکهای آهنگسازی را بازآفرینی میکند و یا عیناً آنها را بهکار میبندد: مهم این است که موسیقی ساخته شود، بدون آن که دغدغهی نوآوری وجود داشته باشد و یا هدفی فرمال برای قطعات درنظر گرفته شده باشد. این گونه میتوان نتیجه گرفت که «
هوشیار
خیام» تنها در پی خلق موسیقی خود است که طبیتاً این موسیقی شخصی، از تمام داشتههای او بر میخیزد.
در موسیقی «تاتاری» بیش از هر مقوله ساختاری توجه به آفرینش بافت مورد تاکید قرار گرفته است. ساختارهای هارمونیک مورد استفاده در «تاتاری» بافتهای موسیقایی مختلفی را ایجاد میکند که شاید بتوان آن را شناسهی این آلبوم قلمداد کرد. بافتهای موسیقی «تاتاری» براساس تصویرسازیهای ذهنی آهنگساز تنیده شده که بیان جملات ملودیک و ساختارهای هارمونیک قطعات عامل اصلی پیدایش آنها است. در این میان تکنیکهای خلاقانهی نوازندگی و استفاده از پدال، نوآوری در ایجاد بافتهای متفاوت را منجر شده است. مانند بافتهای خاصی که در قطعه «جنوبی»، «تاتاری» و «سرمه» شنیده میشود. شاید بتوان مسیر پیدایش بافت از هارمونی را در قطعه «اسلیمی» جست و جو کرد. حرکت سینوسی فواصل در ابتدا و در ادامه دوران ریتمیک در قالبهای ترکیبی ۴ تایی فضای اولیه بافت قطعه را ایجاد میکند. این فضا در ادامه و در بخش دوم با تکرار موکد نتها در میان واریاسیون گونههایی بر روی دو میزان از «نی نوا» (اثر
حسین علیزاده) بافت معلق اسلیمی را میآفریند.
هر قطعه از این آلبوم به شخص خاصی تقدیم شده است. در این مراسم اهدای موسیقی صرفاً احترامات و علایق دوستانه وجود ندارد بلکه این تقدیمات به تاثیرگذاری افراد بر روی «
هوشیار
خیام» صورت گرفته است. آهنگساز هر آنچه که از دیگر هنرمندان و حتی اشخاص گرفته (چه حسی و چه فنی) را در آثار خود باز میآفریند. کشف و شهود این تقابل ذهنی میتواند برای هر شنوندهای جذاب و شنیدنی باشد.
در «تاتاری» با دو نوع تکنیک نوازندگی روبرو هستیم. اول تکنیکهای رایج نوازندگی «
پیانو» که باید گفت غالب پیانیستها یا به آن آشنایی دارند و یا این که زمانی با آنها آشنایی پیدا میکنند. از سوی دیگر تکنیکهای متفاوت و شاید هم نامتعارفی که نه برای اولین بار در تاریخ موسیقی بلکه برای اولین بار در تجربههای داخلی با آن برخورد میکنیم. این تاکید تکنیکال به گونهای تمرکز آهنگساز - نوازنده بر ارایه موسیقیای تکنیکی را مشهود میسازد. از جمله این تکنیکها میتواند به موتا (Muta–یا همان خفه کردن صدای سیمها که اصطلاحا به آن Mute کردن میگویند) اشاره کرد. این تکنیک در حقیقت با قرارگیری انگشتان دست چپ در داخل پیانو و بر روی سیمها شکل میگیرد و صدای حاصل از این تکینک چیزی شبیه «پیتزیکاتو» در سازهای زهی باس مانند «
کنترباس» است، در این حال که طنین آن را ندارد و میتواند به عنوان عنصر «پرکاسیو» در فضاسازی مورد استفاده قرار گیرد. این تکنیک در قطعه «جنوبی» مورد استفاده قرار گرفته و در اصل بنای تصنیف این قطعه بوده است. صدادهی «پرکاسیو» حاصل از این تکنیک در این قطعه با تاخیرات ریتمیک و متریک، فضای موسیقی جنوب را القا میکند که هدف آهنگساز نیز بوده است.
نکته مهمی که در نگاه تکنیکال آهنگساز در مجموعه «تاتاری» وجود دارد، تکیه بر پشتوانههای پیانونوازی در موسیقی ایران است. «
هوشیار
خیام» آگاهانه به سراغ برخی از تکنیکهای نوازندگی «
پیانو» در موسیقی ایرانی در زمان ورود این ساز به کشورمان رفته است. تکنیکهایی که در آثار هنرمندانی همچون «
مرتضی محجوبی» دیده میشد. «
هوشیار
خیام» بی آن که تکنیکها را از اسلوبش خارج کند به استفاده از آن برای خلق موسیقی خود پرداخته است. نمونه استفاده از این تکنیک را در قطعه «سرمه» میبینیم. جایی که نحوهی وارد ساختن ضربه به کلاویهها به مضراب سنتور نزدیک میشود و در ادامه دست چپ با اجرای واخوان حرکت ملودی دست راست را همراهی میکند.
«تاتاری» مجموعهای کنسرتی برای «
پیانو» است که ویژگیهای تکنیکال و ساختاری آن، این رپرتوار را در زمره کارهای متفاوت موسیقی کلاسیک قرار میدهد. نگاه ویژهی آهنگساز برای استفاده از المانهای ملودیک برای القای بافت موسیقی ایرانی در لایههای نهچندان پیچیدهی اثر، هویت موسیقی «تاتاری» را متمایز میسازد. این حس جست و جوی هویت، ناخودآگاه در ذهن شنونده «تاتاری» ایجاد میشود و او را به دقت در جزییات وامیدارد. این تمایز در کنار هیجانات تکنیکال اثر را میتوان عوامل موفقیت این رپرتوار در اجراهای آتی آن دانست. اجراهایی که میتواند حتی خارج از مرزهای ایران نیز اتفاق بیفتد.
فهرست:
۱. گشایش
۲. فوگ
۳. تاتاری
۴. جنوبی
۵. سفید
۶. سرمه
۷. اسلیمی
۸. خیابان بهار
۹. پولک
۱۰. رازقی
۱۱. سونات دوم-موومان اول
۱۲. موومان دوم
۱۳. موومان سوم
۱۴. سونات سوم- موومان اول
۱۵. موومان دوم
۱۶. تاشکندی
۱۷. بادهای شرقی میآیند
برگرفته از پایگاه خبری فرهنگ و آهنگ و آهنگ سرا
ادامه مطلب