آلبوم سماع مستانه، علیاکبر مرادی

ادامه مطلب
به هر پرده رازی بود دلنواز - که آنرا ندانند جز اهل راز


آلبوم «کُردستان، ترانههای رقص کُردی» نام منتخبی از بهترین ترانههای سرزنده و اصیل کُردی برای شنیدن و یا برای «رقص دایرهی بزرگ» است که در ۱۷ تراک ارایه شده است. این ترانهها سرشار از ریتم و احساساند و در میان «مردُم کُرد» محبوبترینها به شمار میآیند.
برگرفته از تارنمای We Love Music


«مانگه شو، موسیقی محلی کُردی» نام آلبوم شماره ۶ از مجموعه «نغمههای ایران زمین» با صدای «امین جلیلیان» و بر روی اشعاری از «بیژن ارژن»، «امین شیرزادی»، «رضا موزونی» و «موسیقی محلی کُردی» است که توسط انتشارت صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران «سروش»، در سال ۱۳۸۷ منتشر شده است. «مانگه شو» در زبان فارسی به معنای «شب مهتابی» است.
فهرست:
۱. وهار هاودلی، شعر از امین شیرزادی
۲. ماه پری گل، شعر از بیژن ارژن
۳. شمامه، شعر از رضا موزونی
۴. مانگه شو (شب مهتابی)، شعر از رضا موزونی
۵. شویل کرماشان، شعر از امین شیرزادی
۶. چو انتظار، شعر از بیژن ارژن
۷. گافاری گل، شعر از امین شیرزادی
۸. بیستون، شعر از بیژن ارژن
۹. وهار هاودلی (بیکلام)

«ژوان» نام آلبوم موسیقی کردی است با آواز «سعدالله نصیری» و آهنگسازی و تنظیم «سعید فرج پوری» که به مدت زمان ۵۷ دقیقه و ۲۲ ثانیه و توسط «موسسه فرهنگی هنری ماهور» منتشر شده است.
نكته تازه و بديعی كه اين اثر دارد، صرفاً بازنگری و اجرای متعدد و تنظيم شده مقام های قديمی و قطعات باستانی «موسيقی كُردی» نيست، بلكه «سعید فرج پوری» با استفاده از شعرهای كردی، با الهام از موسيقی كردی، قطعات كردی جديدی تصنيف و اجرا نموده است، به اين معنی كه به غير از آخرين قطعه با نام «جديدی بلميروه» كه بازخوانی است، باقی تصانيف و قطعات توسط آهنگساز «كمپوزيسيون» شده است. امری كه تاكنون كم سابقه بوده است. چون همان گونه كه ذكر شد كليه آثار و اجراهای موسيقی محلی، پيش از اين بازسازی و بازخوانی و يا تنظيم جديد مقام ها و قطعات قديمی محلی بوده است. سازبندی اين كار «ديوان»، «كمانچه»، «نرمهنای»، «دهل»، «دف» و «تنبک» است. برای توضيح بيشتر در اين زمينه بد نيست ذكر شود، كمانچه (به لفظ محلی موكش) اساساً ساز رايج در «موسيقی كُردی» محسوب نمیشود. «ديوان» كه نوع بزرگ تر «باغلاما» است و «نرمهنای» كه در فرهنگ موسيقی آذری «بالابان» و در فرهنگ ارامنه «دودوک» ناميده میشود از فرهنگ آذری در فرهنگ شمال كردستان رايج شده است. تركيب اين سازها به اضافه «دف»، «دهل» و «تنبک» تركيب كاملاً اصيل «محلی موسيقی كردی» را پديد آورده است.
در اين اثر سعی شده تا تمام جنبه های موسيقی محلی كردی جلوه گر شود و از اجرای صرف قطعات تند و عوامپسند كُردی كه ريتم جذابی دارند جلوگيری شود. بدون شک موسيقی محلی آميزهايست از غم و شادی تاريخ مردم صاحب آن، بر همين اساس تک بعدی نشان دادن آن، فاقد ارزش و اهميت است. قطعاً موسيقی محلی به غير از آن جنبه های پرحرارت و پرتحرک، جنبه عرفانی، جنبه آيينی و ده ها كاركرد متفاوت دارد.
جای تأسف است كه بسياری از اين بخش ها، به علت جاذبه كمتری كه برای مخاطب شهری دارد در حال نابودی و فراموشی است. ناگفته نماند «ژوان» تولد خواننده كُرد خوش صدا و خوش ذوقی به نام «سعدالله نصيری» را نويد میدهد.
برگرفته از جلد اثر و همشهری آنلاین

«نیشتمان» نام آلبوم موسیقی محلی کردستان است به آهنگسازی و خوانندگی «کیخسرو پورناظری» که نوازندگی آن را «گروه تنبور شمس» بر عهده داشته است. هم خوانی این آلبوم بر عهده «نجمه تجدد»، «مریم ابراهیم پور» و «ندا خاکی» بوده است. این اثر توسط انتشارات «مهر پویان نوا» در ۸ قطعه منتشر شده است. اشعار این مجموعه همگی منتخبی از ترانه های فلکوریک و به زبان کردی است.
۱. ملول گیانبرگرفته از جلد اثر
دانلود با کیفیت 160KB/S در ادامه مطلب

«بهاران آبیدر» نام آلبومی است با آواز «شهرام ناظری» و «بیژن کامکار» که آهنگسازی آن را «هوشنگ کامکار» بر عهده داشته و در سال ۱۳۶۵ برای اولین بار منتشر شده است. ضبط این اثر مربوط به بهمن ماه سال ۱۳۶۴ می باشد. «آبیدر» نام کوهی مشرف بر شهرستان «سنندج» است. خوشنویسی جلد هُنرِ «بیژن بیژنی» و نوازندگی این اثر به عهده «ارکستر سمفونیک تهران» بوده است.
این آلبوم در سه قطعه اجرا شده که عبارت است از:
۱. بهاران آبیدار، قطعه ای برای ارکستر سمفونیک بر اساس ملودیهای محلی کُردی
آهنگساز: هوشنگ کامکار
خواننده: بیژن کامکار
اشعار: محلی کُردی با تنظیم عباس کمندی
اجرا: ارکستر سمفونیک تهران
تکنوازان:
پپشنگ کامکار: سنتور
اردشیر کامکار: کمانچه
۳. آواز راست پنجگاه
خواننده: شهرام ناظری
شعر: علی اکبر شیدا
سنتور: پشنگ
کامکار
کمانچه: اردشیر کامکار
دل از من برد و روی از من نهان کرد
خدا را با که این بازی توان کرد
شب تنهاییم در قصد جان بود
خیالش لطف های بیکران کرد
چرا چون لاله خونین دل نباشم
که با ما نرگس او سَر گِران کرد
که را گویم که با این درد جان سوز
طبیبم قصد جان ناتوان کرد
بدان سان سوخت چون شمعم که بر من
صُراحی گریه و بَربَط فَغان کرد
صبا گر چاره داری وقتِ وقت است
که درد اشتیاقم قصد جان کرد
میان مهربانان کی توان گفت
که یار ما چنین گفت و چنان کرد
عدو با جان حافظ آن نکردی
که تیر چشم آن ابرو کمان کرد
