آلبوم راز و نیاز، علیرضا افتخاری

بیا تا گُل برافشانیم و مِی در ساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم
اگر غم لشکر انگیزد که خونِ عاشقان ریزد من و ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم
شراب ارغوانی را گلاب اندر قدح ریزیم نسیم عطرگَردان را شِکَر در مجمر اندازیم
چو در دست است رودی خوش بزن مطرب سرودی خوش که دستافشان غزل خوانیم و پاکوبان سر اندازیم
صبا خاک وجود ما بدان عالیجناب انداز بود کهآن شاه خوبان را نظر بر منظر اندازیم
یکی از عقل میلافد یکی طامات میبافد بیا کهاین داوریها را به پیشِ داور اندازیم
بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به مِیخانه که از پای خُمَت روزی به حوض کوثر اندازیم
سخندانی و خوشخوانی نمیورزند در شیراز بیا حافظ که تا خود را به مُلکی دیگر اندازیم
جلد و متن آلبوم، ماهور
«دربردارندهی کاور روی جلد»
گذرواژه: www.delnavazha.blogfa.com
Archives Have 10% of the Information for Restoration
