
*************************************
ژاله بر سنگ افتاد چون شد؟
ژاله خون شد خون چه شد؟
خون چه شد، خون جنون شد
ژاله خون کن، خون جنون کن
سلطنت زين جنون واژگون کن
ژاله بر گل نشان، گل پران کن
بر شهيدان زمين گلستان کن
نام گمنام ها جاودان کن
تا به صبح آيد شام تيره
در شب تيره آتشفشان کن
دست در کُن، شو خطر کُن
خانه ی ظلم زير و زبر کن
جان خواهر
روستايی، برادر
پيشه ور، ای جوان، ای دلاور
ما همه يک صف و در برابر
آن ستمکاره، آن تاج بر سر
خواهر من، گرامی برادر
چون به هر حال تنهاست مادر
من به خاک افتادم تو بگذر
بهر ايجاد دنيای بهتر
ای شما ای صف بيشماران
اشک من در نظار شمايان
بر سر هر گذرگاه و ميدان
ژاله شد، ژاله شد
ژاله چون شد؟
ژاله خون ژاله دريای خون شد
خون جنون خون جنون
سلطنت واژگون سلطنت واژگون
*************************************
دانلود با کیفیت 128KB/S در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نگاشته شد در جمعه بیست و پنجم دی ۱۳۸۸ 13:5 بهدست دلنواز
|

اعضای گروه شیدا:
عبدالنقی افشارنیا: نی
پشنگ کامکار: سنتور
اسماعیل صدقی آسا: عود
زیدالله طلوعی: تار
مجید درخشانی: تارباس
بیژن کامکار: رباب
هادی منتظری: کمانچه
ارژنگ کامکار: تنبک
تکنوازان:
محمدرضا لطفی، پشنگ کامکار
طرح جلد: مانیا سعیدی نژاد
خوشنویسی: استاد امیر خانی
گرافیک: جاوید رمضانی
ایران، ای سرای امید
بر بامت سپیده دمید
بنگر کزین ره پر خون
خورشیدی خجسته رسید
اگر چه دلها پرخون است
شکوه شادی افزون است
سپیدهٔ ما گلگون است، وای گلگون است
که دست دشمن در خون است
ای ایران، غمت مَرِساد
جاویدان شکوه تو باد
راه ما راه حق، راه بهروزی است
اتحاد، اتحاد، رمز پیروزی است
صلح و آزادی، جاودانه در همه جهان خوش باد یادگار خون عاشقان
ای بهار تازه جاودان در این چمن شکفته باد
برگرفته از جلد اثر
دانلود با کیفیت 128KB/S در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نگاشته شد در پنجشنبه هفتم آبان ۱۳۸۸ 7:51 بهدست دلنواز
|

«در خیال» آلبوم موسیقی سنتی با آواز «محمدرضا شجریان» به آهنگسازیِ «مجید درخشانی» بر سرودههای «سعدی» و «مولوی» در دو بخشِ «سهگاه» و «آواز بیاتِ ترک» است که نخستین بار در سال ۱۳۷۵ بهدست «سروش» منتشر شد.
آلبوم «در خیال» «سهل و ممتنع» است و این ویژگی نوشتن دربارهاش را دشوار میکند. بعد از آلبومهای موفقی چون «بیداد» و «مرکبخوانی» که تا انتهای دههی شصت ادامه یافت، «در خیال» را میتوان ستارهی آلبومهای «محمدرضا شجریان» در میانهی دههی هفتاد دانست. این درست که روزگار انتشار «در خیال» با واقعهی خاصی جز سردیِ پیاپیِ سالهای نخستین دههی هفتاد همراه نبود، اما همواره برای بسیاری راویِ خاطرههاییاست و هماین «در خیال» را از بسیاری از آلبومهای «محمدرضا شجریان» جدا میکند و از دیگرسو بسیاری از دههی شصتیها با «در خیال» «محمدرضا شجریان» را شناختهاند. به عقیدهی نگارنده «مجید درخشانی» در این اثر اوج هنر و تسلط خود بر آهنگسازی را با بهکارگیری تِمها و جملهبندیهای گوناگون در تصنیفها، ضربیها و پیشدرآمدها به رخ میکِشَد و مجموعهای فهمیدنیِ مرکب از چارچوب اصالت و حس پویا ارایه میدهد. میگویند «مجید درخشانی» با «در خیال» در آثار خود «دیگرگونی» پدید آورده، اما باید پذیرفت که «در خیال» در میانِ همهی آثار «محمدرضا شجریان» نیز دارای تعریفی منحصر به فرد است.
آشناییِ «مجید درخشانی» بر آواز «محمدرضا شجریان» در تنظیم را میتوان در «چهارمضراب نغمه» در سهگاه شاهد بود. دربارهی آنجا که آواز «محمدرضا شجریان» بر قطعهی ضربی باز میشود و «تِم لطیف چهارمضرابِ شورانگیزِ» «مجید درخشانی» به زیبایی در «مخالف سهگاه» مینشیند. از زبانِ ««مجید درخشانی» شنیدهام: که این بخش آوازی بر روی قطعهی ضربی به
لحاظِ زمانی پیش از ضبط مشخص شده بوده، اما در استودیو «محمدرضا شجریان» چنان اوج میگیرد که از حَدِّ زمانیِ تعیین شده فراتر میرود و
«مجید درخشانی» را مجبور میکند جملاتی را به ضربیِ خود بیافزاید تا با
آوازِ بدیههی «محمدرضا شجریان» همپا باشد.
خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی چو خیالِ آب روشن که به تشنهگان نَمایی
«در خیال» دربردارندهی دو تصنیف است. یکی «دیدهی خواب» بر غزلی از «
سعدی» که شباهتهایی به تصنیفهای کهنتر بهویژه شیوهی «
عارف قزوینی» دارد و دیگری «در خیال» که از بهترین ساختههای «
مجید درخشانی» است. آنچه بیش از همه دربارهی «تصنیفِ درخیال» آشکار است پیروزیِ آهنگساز بر «ریتمِ غزلِ
مولوی» و شکست آن با قرار دادن سکوت بر سَرِ ضربها است که نشان از «دقتِ
مجید درخشانی بر غزلهای ریتمیک
مولوی» دارد. این سبب میشود شاهدِ یکی از به یاد ماندنیترین تصنیفهایی باشیم که بر سرودهی «
مولوی» ساخته شده و البته کوتاه بودنِ آن و گونهگونهگونیِ جملهبندی و نیز پایانِ برخی جملهها در تحریر، رِنگ زیبایی به آن بخشیده است.
تصنیفِ در خیال، عدم رعایت ترتیب در
آواز، متن قرمز در
آواز نیست:
آمدهام که سر نَهَم، عشق تو را به سَر برم ور تو بگوییام که نِی، نِیشکنم شِکَر برم
آمدهام چو عقل و جان از همه دیدهها نهان تا سوی جان و دیدهگان مشعلهی نظر برم
آمدهام که رهزنم بر سر گنجِ شَه زنم آمدهام که زر برم زر نبرم خبر برمگر شکند دل مرا جان بدهم به دل شکن گر ز سرم کله برد من ز میان کمر برماو است نشسته در نظر من به کجا نظر کنم او است گرفته شهر دل من به کجا سفر برم
آنکه ز زخم تیر او کوه شکاف میکند پیش گُشادِ تیر او وای اگر سپر برمگفتم آفتاب را گر ببری تو تاب خود تاب تو را چو تب کند گفت بلی اگر برمآنک ز تاب روی او نور صفا به دل کشد و آنک ز جوی حسن او آب سوی جگر برمدر هوسِ خیال او همچو خیال گشتهام وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم
این غزلم جواب آن باده که داشت پیش من گفت بخور نمیخوری پیش کسی دگر برم (
مولوی)
همنوازان آواز:
گروهنوازان:
همایون شجریان:
تنبک
برگرفته از
شجریانیها (ویرایش شده)، جلد و متن آلبوم
ادامه مطلب
+ نگاشته شد در پنجشنبه نهم مهر ۱۳۸۸ 2:32 بهدست دلنواز
|

آلبوم «فصل باران» آلبوم موسیقی سنتی با آواز «علیرضا قربانی» به آهنگسازیِ «مجید درخشانی» و نوازندگیِ «گروه خورشید» در سال ۱۳۸۵ بر روی سرودههای «رهی معیری»، «ادیب نیشابوری»، «مولوی»، «محمدرضا شفیعی کدکنی»، «سعدی» و «عطار نیشابوری» به مدت ۵۰ دقیقه و ۵ ثانیه بهدست «سروش» منتشر شد.
«فصل باران» داری چند ویژگیِ برجسته است که آنرا در شمار آثار ماندگار موسیقی ایرانی قرار میدهد. حجم بیسابقهی سازهای ایرانی برای دستیابی به رنگآمیزیِ صوتیِ جدید، کنتراست تازهی ارکستر، ملودی و تنظیمهای خلاقانه و ضبطِ همزمان به منظور رسیدن به «احساسِ غنیِ گروهنوازی»، باعث شده تا بتوان از پارهای ضعفهای کوچک مانند عدم دقتِ کوک در صدای «علیرضا قربانی» در بعضی قسمتهای آلبوم به راحتی گذشت. «علیرضا قربانی» در بسیاری از قسمتهای اثر بهویژه در «آواز شوشتری» بسیار توانا نشان داده است.
ای مهربانتر از برگ در بوسههای باران
بیداریِ ستاره در چشم جویباران
آیینهی نگاهت پیوند صبح و ساحل
لبخندِ گاه گاهت، صبحِ ستاره باران
بازا که در هوایت خاموشیِ جنونم
فریادها برانگیخت از سنگ کوهساران
ای جویبار جاری! زین سایهبرگ مَگریز
کاینگونه فرصت از کف دادند بیشماران
گفتی: به روزگاران مهری نشسته گفتم
بیرون نمیتوان کرد حتی به روزگاران
بیگانگی ز حد رفت ای آشنا مپرهیز
زین عاشق پشیمان سرخیل شرمساران
پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند
دیوار زندگی را زین گونه یادگاران
وین نغمهی محبت بعد از من و تو ماند
تا در زمانه باقیست آوازِ باد و باران (شفیعی کدکنی)
فهرست:
۱. تصنیفِ ساغر هستی،
رهی معیری
۲. درآمد همراه با
سنتور،
ادیب نیشابوری
۳. چهارمضراب همایون و تصنیفِ فصلِ باران،
مولوی
۴. بیداد،
تار
۵. تصنیفِ حتی به روزگاران،
محمدرضا شفیعی کدکنی
۶. بیداد همراه به
سهتار،
سعدی
۷. قطعهی شوشتری،
عطار نیشابوری
۸. تصنیف شوشتری،
مولوی
۹. عشاق همراه با
نِی،
سعدی
۱۰. نوروز،
تار و
کمانچهماهنامهی فرهنگ و آهنگ (مهر ۱۳۸۵) و جلد اثر
ادامه مطلب
+ نگاشته شد در دوشنبه ششم مهر ۱۳۸۸ 19:19 بهدست دلنواز
|
+ نگاشته شد در جمعه سوم مهر ۱۳۸۸ 16:56 بهدست دلنواز
|