دل‌نوازها

به هر پرده رازی بود دل‌نواز - که آن‌را ندانند جز اهل راز

آلبوم درویش‌خان، محمدرضا لطفی و ناصر فرهنگ‌فر

آلبوم درویش خان، محمدرضا لطفی و ناصر فرهنگ‌فر

آلبوم «درویش‌خان In Memory of Darvish Khan» نوازندگیِ سه‌تار «محمدرضا لطفی» و تنبک «ناصر فرهنگ‌فر» با آواز «نصرالله ناصح‌پور» بر آثار «غلام‌حسین درویش»، هنرمندِ نامیِ دوران قاجار است که به‌دست «آوای شیدا» در ۵ تراک به مدت ۵۶ دقیقه و ۴۰ ثانیه منتشر شد.

«غلام‌حسین درویش» پسر «حاجی بشیر، اهل طالقان» به‌سال ۱۲۵۱ در تهران زاده شد. پدرش که در موسیقی دستی داشت در ۱۱ سالگی‌اش او رابه «شعبه‌ی موسیقیِ نظام»، وابسته به «دارالفنون» سپرد تا آن‌جا با نُت‌خوانی، نوازندگیِ «شیپور» و «طبل» آشنا شود. «غلام‌حسین درویش» زمانی را به نوازندگیِ «Snare Drum» در گروهی وابسته به «عزیزالسلطان یا ملیجک» و زمانی را نیز به نوازندگی در گروهی وابسته به «کامران میرزا یا نایب‌السلطنه» گذراند.

«غلام‌حسین درویش» بعد به آموزش سازهای کهن ایرانیِ «تار» و «سه‌تار» نزد «آقا حسین‌قلی فراهانی» روی آورد و هم‌او درهایِ دربارِ «شعاع‌السلطنه»، فرزندِ والیِ فارس را به روی او گشود و «غلام‌حسین درویش» به همراه «شعاع‌السلطنه» راهیِ شیراز شد، ساکن گشت و ازدواج کرد.

هنگامی که دستور قطعِ انگشتان «غلام‌حسین درویش» به‌دست «شعاع‌السلطنه» خشمگین داده شد، با دخالتِ «ابوالقاسم کمال‌السلطنه (پدرِ ابوالحسن صبا)»، «غلام‌حسین درویش» از شیراز به‌سوی تهران گریخت. جایی که ماندگار شد و به استخدام مدرسه‌ی موسیقی درآمد. «شعاع‌السلطنه» که از گریز او آگاه شده بود خواستار بازگرداندن بی‌درنگ او به شیراز شد. «درویش‌خان» به خانه‌ی یکی از دوستانش که سرایدار سفارت بریتانیا در تهران بود پناه برد. هنگامی که او به سفیر بریتانیا معرفی شد و سپس با همسر سفیر به دونوازیِ تار و پیانو پرداخت سفیر نامه‌ای به «شعاع‌السلطنه» نوشت و خواستار بخشودگیِ او شد.

پس از این‌ها «غلام‌حسین درویش» بیشتر وقت خود را صرف تدریس موسیقی و آهنگ‌سازی کرد و به ارکستر «برادران صفایی» راه یافت. قطعه‌های متریک در آن‌زمان، مانند بیشترِ ضربی‌ها، رِنگ‌ها و هم‌چنین برخی از چهارمضراب‌ها بر ریتم شش و هشت استوار بود. «درویش‌خان» «پیش درآمد» را بنا نهاد و آن‌را به‌عنوان ابتدای آثار ارکسترال شناساند.

پیش از «درویش‌خان» گروه‌های موسیقی قطعه‌های کوتاهی را به‌عنوان مقدمه از «محمدصادق‌خان» یا «آقا حسین‌قلی» می‌نواختند، اما این «غلام‌حسین درویش» بود که به «پیش‌درآمد و درآمدهای رایجِ امروزی» مفهومی تازه بخشید. برخی آثارِ «درویش‌خان» نتیجه‌ی گسترش آثار کهن‌ترِ زمانه‌اش و برخی دیگر همه نوآوری‌های خود او است.

برگفته از AvaxHome، جلد و متن آلبوم


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در پنجشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۰ 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم رمز عشق، محمدرضا لطفی

آلبوم رمز عشق، محمدرضا لطفی

«رمز عشق Mystery of Love» نام آلبوم آواز و نوازندگی تار و سه‌تار «محمدرضا لطفی» با همراهیِ دف و تنبکِ «محمد قوی‌حلم» در «دستگاه ماهور» و «آواز دشتی» بر روی سروده‌هایی صوفیانه از «حافظ» و «مولوی» است که در ایران به‌دست «آوای شیدا» در سال ۱۳۸۳ منتشر شد. آلبوم «رمز عشق» حاصلِ ضبط زنده‌ی کنسرت «محمدرضا لطفی» و «محمد قوی‌حلم» در آوریل سال ۱۹۹۴ در «کپنهاگ» است.

عدم رعایت ترتیب در آواز، متن قرمز در آواز نیست:

بمیرید، بمیرید، در این عشق بمیرید          در این عشق چو میرید همه روح پذیرید
بمیرید، بمیرید، و زین مرگ مترسید          کز این خاک بر آیید سماوات بگیرید
بمیرید، بمیرید، و زین نفس بِبُرید          که این نفس چو بَند است و شما همچو اسیرید
یکی تیشه بگیرید پِیِ حفره‌ی زندان          چو زندان بشکستید همه شاه و اَمیرید
بمیرید، بمیرید، به پیشِ شَه زیبا          بَرِ شاه چو مُردید همه شاهِ و شَهیرید
بمیرید، بمیرید، و زین ابر برآیید          چو زین ابر برآیید همه بَدرِ مُنیرید
خموشید، خموشید، خموشی دَمِ مرگ‌ است          همه زندگی‌ آن‌ است که خاموش نمیرید (مولوی)

فهرست:
۱. درآمدِ ماهور
۲. کِرِشمه
۳. ضربی
۴. رمزِ عشق (داد)
۵. فرود
۶. چهارمضراب
۷. دل‌کَش (قسمت اول)
۸. در این عشق بمیرید
۹. دل‌کَش (قسمت دوم)
۱۰. چهارمضراب دل‌کش
۱۱. خرابات خوانی
۱۲. ذکر
۱۳. فرود
۱۴. پیش درآمد
۱۵. گُل‌عُذار
۱۶. درآمدِ دشتی
۱۷. رقصِ پرندگان
۱۸. فرودِ سارَنگ
۱۹. اوج
۲۰. درد عشقی کشیده‌ام (سَلَمَک)
۲۱. رَضَوی
۲۲. چهارمضرابِ فرود

جلد و متن اثر، CdUniverse


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در جمعه نهم دی ۱۳۹۰ 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم چاووش ۳، شهرام ناظری

«چاووش ۳» نام آلبومی است با آواز «شهرام ناظری»، تک خوانی «بیژن کامکار» و به نوازندگی «گروه شیدا» که سرپرستی گروه را «حسین علیزاده» عهده دار بوده است. آهنگسازی ۵ قطعه آلبوم اثر «حسین علیزاده»  و  ۳ قطعه آن اثر «محمدرضا لطفی» است. در این آلبوم از اشعار «هوشنگ ابتهاج»، «جواد آذر»، «سیاوش کسرایی»، «ابوالقاسم لاهوتی»، «محمد فرخی یزدی»، «حمید حمزه» و «امیر برغشی» استفاده شده و در مایه های «ماهور»، «بیات اصفهان» و «چهارگاه» است. حال و هوای این آلبوم انقلابی و حماسی است و به خوبی بیانگر احساسات و تفکرات سال های اولیه انقلاب ۱۳۵۷ است.

هنرمندان:
آواز: شهرام ناظری
تک خوان: بیژن کامکار
اعضای گروه شیدا:
حسین علیزاده
محمدرضا لطفی
بیژن کامکار
محمد فیروزی
علی اکبر شکارچی
ارژنگ کامکار
حسین عمومی
پشنگ کامکار
عبدالنقی افشارنیا
مجید درخشانی
هادی منتظری
زیدالله طلوعی
جمشید عندلیبی

فهرست:
۱. سواران دشت امید، تک خوانی بیژن کامکار                شعر از «هوشنگ ابتهاج»
۲. حصار                                                              شعر از «هوشنگ ابتهاج»
۳. ای ایران، آواز شهرام ناظری                                   شعر از «جواد آذر»
۴. ژاله خون شد                                                    شعر از «سیاوش کسرایی»
۵. اتحاد                                                               شعر از «حمید حمزه»
۶. تیغ باید خون فشاند                                             شعر از «ابوالقاسم لاهوتی»
۷. شهید، آواز شهرام ناظری                                      شعر از «امیر برغشی»
۸. آزادی                                                               شعر از «محمد فرخی یزدی»

*************************************
ژاله بر سنگ افتاد چون شد؟
ژاله خون شد خون چه شد؟
خون چه شد، خون جنون شد
ژاله خون کن، خون جنون کن
سلطنت زين جنون واژگون کن
ژاله بر گل نشان، گل پران کن
بر شهيدان زمين گلستان کن
نام گمنام ها جاودان کن
تا به صبح آيد شام تيره
در شب تيره آتشفشان کن
دست در کُن، شو خطر کُن
خانه ی ظلم زير و زبر کن
جان خواهر
روستايی، برادر
پيشه ور، ای جوان، ای دلاور
ما همه يک صف و در برابر
آن ستمکاره، آن تاج بر سر
خواهر من، گرامی برادر
چون به هر حال تنهاست مادر
من به خاک افتادم تو بگذر
بهر ايجاد دنيای بهتر
ای شما ای صف بيشماران
اشک من در نظار شمايان
بر سر هر گذرگاه و ميدان
ژاله شد، ژاله شد
ژاله چون شد؟
ژاله خون ژاله دريای خون شد
خون جنون خون جنون
سلطنت واژگون سلطنت واژگون

*************************************
برگرفته از جلد اثر و تارنمای غیر رسمی Nazerismusic

دانلود با کیفیت 128KB/S در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در جمعه بیست و پنجم دی ۱۳۸۸ 13:5 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم عشق داند، محمدرضا شجریان

«عشق داند» نام کنسرت موسیقی است با آواز «محمدرضا شجریان» و نوازندگی «محمدرضا لطفی» که در  اسفند سال ۱۳۵۹ اجرا، و در سال ۱۳۷۶ برای نخستین بار توسط انتشارات «دل آواز» منتشر شده است. نام آلبوم برگرفته از بیتی از غزلیات «حافظ» است که در این مجموعه خوانده می‌شود. این آلبوم در «آواز ابوعطا» اجرا شده و در آن از اشعار «حافظ»، «عارف قزوینی»، «محمدتقی بهار» و «باباطاهر» استفاده شده است. مدت زمان این این آلبوم ۵۹ دقیقه و ۴۶ ثانیه می باشد.

آنچه این اثر را به اثری ممتاز تبدیل می کند اجرای آواز و تصنیف فقط با همراهی «تار» می باشد. آواز «محمدرضا شجریان» با همراهی نوازندگی «تار» «محمدرضا لطفی» به این اثر زیبایی و لطافت خاصی بخشیده است.

اثر با در آمد «ابوعطا» آغاز شده و با گردش در گوشه های «حجاز»، «جامه دران»، «فراز»، «کرد بیات»، «اوج و اصفهانکِ» غزلی از «حافظ» اجرا می گردد.

در ادامه دوبیتی های «باباطاهر» در گوشه های «دشتستانی» و «خسرو شیرین» اجرا می شوند. تصنیف «بهار دلکش» از ساخته های «عارف قزوینی» برروی شعری از «ملک الشعرای بهار» پایان بخش این آلبوم است.

آواز: محمدرضا شجریان
تار: محمدرضا لطفی
مسترینگ و تدوین دیجیتال: استودیو بل - ریموند موسسیان، همایون شجریان
طرح: مژگان شجریان

در نظربازی ما بی‌خبران حیرانند        من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند
عاقلان نقطه پَرگار وجودند ولی        عشق داند که در این دایره سرگردانند
جلوه‌گاه رخ او دیدهٔ من تنها نیست        ماه و خورشید همین آینه می‌گردانند
عهد ما با لب شیرین‌دهنان بست خدا        ما همه بنده و این قوم خداوندانند
مفلسانیم و هوای مِی و مطرب داریم        آه اگر خرقهٔ پشمین به گرو نستانند
لاف عشق و گِله از یار زهی لاف دروغ        عشق‌ بازان چنین مستحق هجرانند
مگرم چشم سیاه تو بیاموزد کار        وَرنه مستوری و مستی همه کس نتوانند
گر شوند آگه از اندیشهٔ ما مُغ بچگان        بعد از این خرقهٔ صوفی به گرو نستانند

برگرفته از جلد اثر، تارنمای دل آواز، ویکی پدیا، Netlog و کتاب هزار گلخانه آواز

دانلود با کیفیت 128KB/S در ادمه مطلب


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در جمعه بیست و دوم آبان ۱۳۸۸ 1:17 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم سپیده، محمدرضا شجریان

«سپیده» نام کنسرتی است به نوازندگی «گروه شیدا»، آواز «محمدرضا شجریان» و آهنگسازی، تنظیم و سرپرستی «محمدرضا لطفی» که در آذر سال ۱۳۵۸ و در «دانشگاه شهید بهشتی» بر روی اشعاری از «هوشنگ ابتهاج» و «جواد آذر» اجرا شده است. همچنین این آلبوم، شامل یک تصنیف به نام «ایرانی»، ساختهٔ «پرویز مشکاتیان» است. امتیاز این اثر هم اکنون در دست موسسه فرهنگی و هنری «آوای شیدا» می باشد.


اعضای گروه شیدا:
عبدالنقی افشارنیا: نی
پشنگ کامکار: سنتور
اسماعیل صدقی آسا: عود
زیدالله طلوعی: تار
مجید درخشانی: تارباس
بیژن کامکار: رباب
هادی منتظری: کمانچه
ارژنگ کامکار: تنبک
تکنوازان:
محمدرضا لطفی، پشنگ کامکار
طرح جلد: مانیا سعیدی نژاد
خوشنویسی: استاد امیر خانی
گرافیک: جاوید رمضانی

ایران، ای سرای امید
بر بامت سپیده دمید
بنگر کزین ره پر خون
خورشیدی خجسته رسید
اگر چه دلها پرخون است
شکوه شادی افزون است
سپیدهٔ ما گلگون است، وای گلگون است
که دست دشمن در خون است
ای ایران، غمت مَرِساد
جاویدان شکوه تو باد
راه ما راه حق، راه بهروزی است
اتحاد، اتحاد، رمز پیروزی است
صلح و آزادی، جاودانه در همه جهان خوش باد یادگار خون عاشقان
ای بهار تازه جاودان در این چمن شکفته باد
برگرفته از جلد اثر

دانلود با کیفیت 128KB/S در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در پنجشنبه هفتم آبان ۱۳۸۸ 7:51 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم بال در بال، محمدرضا لطفی

«بال در بال» نام آلبوم موسیقی و شعرخوانی است با صدای «هوشنگ ابتهاج» و با نوازندگی «تارِ» «محمدرضا لطفی» و «تنبکِ» «محمد قوی حلم» که به مناسبت هشتادمین سالگرد تولد «هوشنگ ابتهاج» در «کُلن» آلمان اجرا و  در سال ۱۳۸۸ توسط انتشارات «آوای شیدا» منتشر شده است.

در اين اثر در بخش اول تكنوازی «سه ‌تار» «محمدرضا لطفی» در دستگاه «چهارگاه» و در بخش دوم شعرخوانی «هوشنگ ابتهاج» با نوازندگی «محمدرضا لطفی» در دستگاه «دشتی» به چشم مي‌خورد. «محمد قوی حلم» نوازنده «تنبک» در هر دو بخش «محمدرضا لطفی» را در اجرای قطعات همراهی كرده است.

برگرفته از جلد اثر و تارنمای موسیقی ما

دانلود با کیفیت 160KB/S در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در دوشنبه چهارم آبان ۱۳۸۸ 21:46 به‌دست دل‌نواز  | 

چاووش ۲، محمدرضا شجریان و شهرام ناظری

«چاووش ۲» نام آلبومی است با آواز «محمدرضا شجریان» و «شهرام ناظری»، اجرای «گروه شیدا» و آهنگسازی و سرپرستی «محمدرضا لطفی» که توسط موسسه فرهنگی و هنری «چاووش» منتشر شده است. این مجموعه که گویندگی آن را «مهدی فتحی» بر عهده داشته از اشعار «محمد فرخی یزدی» و «اصلان اصلانیان» بهره برده است.

مجموعه «چاووش ۲» به عنوان یکی از دو مجموعه ای که «محمدرضا شجریان» و «شهرام ناظری» در آن نقش داشته اند شامل دو قطعه است:

الف: «شب نورد» در «آواز دشتی» بر روی شعری از «اصلان اصلانیان»،  آواز «محمدرضا شجریان» و ساخته «محمدرضا لطفی». تکنواز: «محمدرضا لطفی»

ب: «آزادی» در «دستگاه ماهور» بر روی شعری از «محمد فرخی یزدی»، آواز «شهرام ناظری» و ساخته «محمدرضا لطفی». تکنوازان: «علی اکبر شکارچی» و «محمدرضا لطفی».

«محمدرضا لطفی» در «چاووش ۲» سرود آزادي را بر اساس شعری از «محمد فرخی یزدی» ساخت و ساز و آواز «محمدرضا لطفی» و «شهرام ناظری» در «دستگاه ماهور» برای «ناظری» جوان يکي از بهترين آغازهای ممکن بود و در همان کار نشان داد از قابليت های بسياری در آوازخوانی برخوردار است. البته قطعه «آزادی» در «چاووش ۲» را نمی توان از ديدگاه فرمال برنامه يی در قالب های کاملاً سنتی به حساب آورد اما هماهنگی ميان شعر و موسيقی در جايگاه خود بسيار ارزنده بود و نام ناظری جوان را سر زبان ها انداخت.

مجموعه های چاووش را از نظر فرم بايد در چند دسته نسبتاً متفاوت قرار داد. در واقع بخشی از برنامه های اجرا شده در اين آلبوم ها از رپرتواری کاملاً سنتی برخوردارند، بخشی سرودها و ترانه هاي ميهن پرستانه و انقلابی هستند و بخشی نیز تجربياتی بسيار ارزشمند در زمينه موسيقی بي کلام به حساب مي آيند. اگر چاووش های ۹ و ۱۰ را در نظر نگيريم، بايد اين نکته را يادآور شد که در برنامه های سنتي ارائه شده در اين مجموعه تاثيرپذيري از وقايع سياسی آن دوران به شدت احساس مي شود و در بسياري از موارد اشعاری مناسب با حس و حال آن دوران انتخاب شده که در آن ميان مي توان به «چاووش ۲» و «چاووش ۶» اشاره کرد که در اين آخری، تصنيف «سپيده» شايد محبوب ترين و جاودانه ترين اثر توليد شده در آن دوران به حساب آيد.

شب است و چهره ميهن سياهه
نشستن در سياهی ها گناهه
تفنگم را بده تا ره بجويم
که هر که عاشقه پايش به راهه
برادر بی قراره
برادر شعله واره
برادر دشت سينه اش لاله زاره
شب و دريای خوف انگيز و توفان
من و انديشه های پاک پويان
برايم خلعت و خنجر بياور
که خون می بارد از دلهای سوزان
برادر نوجوونه
برادر غرق خونه
برادر کاکلش آتش فشونه
تو که با عاشقان درد آشنايی
تو که هم رزم و هم زنجير مايی
ببين خون عزيزان را به ديوار
بزن شيپور صبح روشنايی
برادر بی قراره
برادر نوجوونه
برادر شعله واره
برادر غرق خونه
برادر کاکلش آتش فشونه
برادر کاکلش آتش فشونه

نوازندگان گروه شیدا

زیدالله طلوعی، علی اکبر شکارچی، حسین علیزاده، هادی منتظری، پشنگ کامکار، محمد فیروزی، اسماعیل صدفی آسا، محمدعلی درخشانی، بیژن کامکار، جمشید عندلیبی و پرویز مشکاتیان

سرپرست: محمدرضا لطفی

آواز: محمدرضا شجریان و شهرام ناظری

گوینده: مهدی فتحی

ضبط: ایرج حقیقی

طرح: محمد برادران

خوشنویسی جلد: محمدرضا شجریان

برگرفته از جلد اثر و تارنمای هم آواز
دانلود با کیفیت 160KB/S در ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نگاشته شد در جمعه یکم آبان ۱۳۸۸ 7:2 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم چهارگاه، محمدرضا لطفی

آلبوم چهارگاه، محمدرضا لطفی

«چهارگاه» آلبوم بدیهه‌نوازیِ تار و آواز «محمدرضا لطفی» با همراهیِ تنبک «هومان پورمهدی» است که نخستین بار در سال ۱۳۸۶ به‌دست «آوای شیدا» به مدت ۴۰ دقیقه و ۴ ثانیه منتشر شد.

«محمدرضا لطفی» همواره کانون توجه موسیقی‌دانان و علاقه‌مندان موسیقیِ سنتی ایران بوده است، کیفیت اجرا، جمله پردازی‌های تازه، حضور پایدار در موسیقی ایران و داشتن پیروان بسیار در سبک نوازندگی از او قافله‌سالاری در موسیقی ایران ساخته است. جالب آن‌که «محمدرضا لطفی» در مدت ۴۰ سال فعالیت در پهنه‌ی موسیقی ایران و در میان هم دوره‌هایش بیش‌ترین تک‌نوازی را داشته است، در آلبوم «چهارگاه» «محمدرضا لطفی» کُرسی‌بندیِ تازه‌ای در نظامِ گوشه‌های «چهارگاه» ارایه کرده است. «آواز دل‌کش در چهارگاه» و «توقف طبقه‌ی پنجمِ راه اصلی» از نوآوری‌های او در این آلبوم‌اند. دیگر آن‌که «محمدرضا لطفی» بی‌آن‌که از کیفیتِ بیانِ موسیقی بکاهد از مضرابِ معمولِ ریز استفاده نکرده و این نشان از توان‌مندیِ بیانِ منحصر به فرد او در موسیقی ایران دارد. نکته‌ی دیگر آگاهی‌بخشیِ درست و درمانِ «آوای شیدا» و «محمدرضا لطفی» در بروشورهای این ناشر است که امیدواریم ادامه پیدا کند.

الا یا ایّها الساقی ادر کاسا و ناولها       که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها
به بوی نافه‌ای که‌آخر صبا زان طره بگشاید       ز تابِ جَعدِ مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دَم       جَرَس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌ها

ماهنامه‎ی فرهنگ و آهنگ (مهر ۱۳۸۶)، جلد و متن اثر


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در چهارشنبه هشتم مهر ۱۳۸۸ 6:7 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم وطنم ایران، محمد معتمدی

آلبوم وطنم ایران، محمد معتمدی

«وطنم ایران» آلبوم موسیقی سنتی با آواز «محمد معتمدی» به‌ آهنگ‌سازی «محمدرضا لطفی» در «آواز دشتی» با نوازندگیِ گروهِ «هم‌نوازان شیدا» است که در فروردین سال ۱۳۸۷ به‌دست «موسسه فرهنگی و هنری آوای شیدا» به مدت ۷۱ دقیقه و ۲۶ ثانیه در ۵ تراک منتشر شد. «وطنم ایران» از سروده‌های «مولوی»، «حافظ»، «باباطاهر» و «هوشنگ ابتهاج» بهره برده است.

«وطنم ایران» نخستین آلبوم گروهیِ ساخته شده‌ی «محمدرضا لطفی» پس از بازگشت وی به ایران است. رعایت دقیقِ فُرمِ در «رپرتوار موسیقی ایرانی»، پیوند استادانه‌ی قطعه‌ها به یک‌دیگر، آواز مسلط «محمد معتمدی» و تنوعِ ریتم و زیباییِ ملودی‌ها و ماندگاری آن‌ها در ذهن از ویژگی‌های برجسته‌ی آلبوم «وطنم ایران» است، هرچند که متر ساز و آوازها در بعضی قسمت‌ها کمی کُند است و ساختار بداهه‌ها از فرمِ ساز و آوازها فاصله دارد. البته به نظر می‌رسد این موضوع از خواسته‌های «محمدرضا لطفی» است و تمامیِ اثر به این شکل طراحی شده است. «تصنیفِ وطنم ایران» که شعر و آهنگ آن از ساخته‌های «محمدرضا لطفی» است و «تصنیف مژده» با شعری از «هوشنگ ابتهاج» دو تصنیفِ این مجموعه را شکل می‌دهند که اجرای پُر شورِ «گروه شیدا» نویدِ ماندگاریِ آثاری تازه در موسیقی ایران را می‌دهد. «گروه شیدا» با وجود جوانیِ نوازندگانش توانست خاطره‌ی «گروهِ قدیمیِ شیدا» را زنده کند، هرچند اجرای صحنه‌ی این گروه در اردیبهشت ۱۳۸۶ بسیار موفق‌تر از آلبوم «وطنم ایران» به نظر می‌رسید. توان‌مندیِ «محمد معتمدی» در اجرای آوازها و تصنیف‌ها از او پدیده‌ای نو در جامعه‌ی موسیقی ایران ساخته که در صورت تداوم و دوری از حاشیه‌هایی که خوانندگان جوان را تهدید می‌کند، می‌تواند به چهره‌ای مانا تبدیل‌اش کند.

فهرست:
۱. پیش درآمد
۲. تک‌نوازیِ سه‌تار
۳. چهارمضراب
۴. ساز و آواز
۵. ضربیِ اوج و آواز

هنرمندان:
فرخ مظهری: تار ابریشم
حمید مسکونی: سه‌تار ابریشم
حمید خبازی، پویان بیگلر، مازیار شاهی: تار
آریا محافظ: سنتور
هادی آذرپیرا: عود
روزبه اسدیان، آرش کام‌ور: کمانچه
فرهاد زالی، هوشمند عبادی: نی
حمید مستنبط: تنبک
شهریار فامیل‌نظری: دف
عیسی شکری: دایره

تصنیفِ مژده بده، عدم رعایت ترتیب، متن قرمز در آواز نیست:

مژده بده، مژده بده، يار پسنديد مرا
سايه‌ي او گشتم و او بُرد به خورشيد مرا
جانِ دل و ديده منم، گريه‌ی خنديده منم
يارِ پسنديده منم، يار پسنديد مرا
کعبه منم، قبله منم، سوی من آريد نماز
که‌آن صنم قبله‌نما خم شد و بوسيد مرا
پرتو ديدار خوشش تافته در ديده‌ی من
آينه در آينه شد، ديدمش و ديد مرا
آينه خورشيد شود پيشِ رخ روشن او
تاب نظر خواه و ببين که‌آينه تابيد مرا
گوهر گُم بوده نگر تافته بر فرقِ ملک
گوهری خوب نظر آمد و سنجيد مرا
نور چو فوّاره زند بوسه بر اين باره زند
رَشکّ سلیمان نگر و غیرت جمشید مرا
هر سَحَر از کاخ کَرَم چون که فرو می‌نگرم
بانگ لَک‌الحمد رسد از مَه و ناهید مرا
چون سر زلفش نَکِشم سر ز هواي رخ او
باش که صد صبح دمد زين شب اميد مرا
پرتو بی پيرهنم، جان رها کرده تنم
تا نشوم سايه‌ی او باز نبینید مرا (هوشنگ ابتهاج)

ماهنامه فرهنگ و آهنگ (مرداد و شهریور ۱۳۸۷)، جلد و متن اثر

ادامه مطلب
+ نگاشته شد در یکشنبه پنجم مهر ۱۳۸۸ 17:44 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم تنها یک خاطره، فرامرز پایور و محمدرضا لطفی

آلبوم تنها یک خاطره، فرامرز پایور و محمدرضا لطفی

«تنها یک خاطره» آلبوم موسیقی بی‌کلامی حاصلِ نوازندگی و تمرینِ «محمدرضا لطفی» و «فرامرز پایور» در خانه‌ی «هوشنگ ابتهاج» به‌سال ۱۳۵۵ است که در سال ۱۳۸۶ به‌دست «موسسه فرهنگی و هنری آوای شیدا» به مدت ۴۳ دقیقه و ۵۵ ثانیه منتشر شد.

انتشار یک هم‌نوازی خصوصی که سی و یک سال از آن می‌گذرد خود موجب جذابیتی است پُر از اتفاقات زیبا برای این‌که بنشینیم و موسیقی گوش کنیم. بشنویم این دو هنرمند از دو نسل، «فرامرز پایور» در چهل و چهار سالگی و «محمدرضا لطفی» در سی سالگی با هم و در کنار هم چگونه ساز زده‌اند، چگونه به یکدیگر نوبت داده‌اند، چقدر آواز زده‌اند (غیر متریک) و چقدر ضربی (متریک) و چه موقع. ببینیم که در ضربی‌ها از چه الگوهای متریکی استفاده کرده‌اند و هرکدام از آن الگوها را چگونه و با چه مضراب‌هایی ارایه کرده‌اند. بشنویم آواز «فرامرز پایور» را که چگونه سعدی خوانده است:

من آن نیَم که حلال از حرام نشناسم          شراب با تو حلال است و آب بی تو حرام

بشنویم که «فرامرز پایور» با سنتور و مضراب پسر هوشنگ ابتهاج و البته با کوکِ شاید نه چندان دقیق آن چگونه نواخته است. قسمت‌های زیادی از آوازِ «دستگاه شور» را از زبان موسیقیِ «فرامرز پایور» و «محمدرضا لطفی» بشنویم و بسیاری دیگر که می‌تواند برای هر شنونده تجربه‌ای ویژه باشد. در مقابلِ فراهم شدن این امکان دیگر مهم نیست که «فرامرز پایور» «بی‌نَمَد» ساز زده، در دفترچه آلبوم بیش از حد به این مساله بها داده شده و «با نَمَد» یا «بی‌نمد» سنتور زدن را نشانه‌ی یک مکتب موسیقی برآورد کرده است، یا متن‌های دفترچه خیلی منسجم نوشته نشده و در ارایه‌ی نظر دچار اشتباه و شتاب در صدور رای‌های بسیار شده است، و یا این‌که پشتِ جلدِ آلبوم با دقت ویرایش نشده و چاپ روی خود سی‌دی ضعیف است. این‌ها، این‌جا، خیلی مهم نیست. مهم این است که آن خاطره اکنون با دیگران قسمت شده است.

ماهنامه‌ی فرهنگ و آهنگ (اسفند ۱۳۸۶) و متن اثر

ادامه مطلب
+ نگاشته شد در یکشنبه پنجم مهر ۱۳۸۸ 8:10 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم جام تهی، محمدرضا شجریان

آلبوم جام تهی، محمدرضا شجریان

«جام تهی An Empty Chalice» آلبوم موسیقی سنتی با آواز «محمدرضا شجریان» به آهنگ‌سازی «فریدون شهبازیان» در «دستگاه ماهور» و «آواز دشتی» است که نخستین بار در بهار سال ۱۳۸۴ به‌دست «راویانِ هنرِ شرق» در ۴ تراک و به مدت ۴۷ دقیقه و ۳۳ ثانیه بازسازی و منتشر شد. نام آلبوم از سروده‌ای از «فریدون مشیری» گرفته شده است.

آلبوم «جام تهی» به‌دست «فریدون شهبازیان»، ابتدای ۱۳۵۰ ساخته و تنظیم شده و در برنامه‌ی «گل‌های تازه» پخش شده است. حضور هنرمندانِ مطرحی چون «محمدرضا شجریان»، «فریدون شهبازیان»، «ابوالحسن صبا»، «حبیب‌الله بدیعی»، «فرامرز پایور»، «محمدرضا لطفی»، «حسین علیزاده»، «هوشنگ ابتهاج» و «فریدون مشیری» به‌درستی انگیزه‌ی بسیاری برای شنیدن «جام تهی» ایجاد می‌کند. امروز نقد و یا بررسیِ «جام تهی» درست نیست، زیرا «جام تهی» وابسته به زمان ما نیست، مهم‌ترین ویژگیِ ‌گونه آثار تحریکِ «حسِ نوستالوژیک» مخاطب است.

قطعه‌ی نخست به‌نام «جام تهی» بر اساس شعری از «فریدون مشیری» است که پیش‌تر از برنامه‌ی «گل‌های تازه‌ی شماره ۷۷» پخش شده و با نام «پُر کُن پیاله را» شناخته می‌شود. در این اثر که به فرم معمول بقیه‌ی آثار «برنامه‌ی گل‌ها» موسیقی همراه با دکلمه‌ی اشعار و به صورت «تصنیف-آواز-تصنیف» اجرا شده است، تک‌نوازی و جوابِ آواز را «حبیب‌الله بدیعی» نوازنده‌ی ویولن بر عهده دارد. بخش ارکستری شامل مقدمه، تصنیف و بخش پایانی است که در ارکستراسیون آن تاثیرپذیری آهنگ‌ساز از آهنگ‌سازان «روس» به چشم می‌خورد. تاثیری که در بسیاری از کارهای آهنگ‌ساران آن زمان ایران که برای ارکستر قطعه می‌نوشتند مشاهده می‌شود. در این ترکیب ملودی نقش اصلی را ایفا می‌کند و هارمونی همراهی کننده‌ی ملودی است و شخصیتی مستقل و بارز نمی‌یابد. توجه به «شعر نو» و استفاده از آن در موسیقی ایرانی، بر ارزش‌های این اثر می‌افزاید.

در تراک‌های «راپسودی برای سنتور و ارکستر» و «راپسودی برای تار و ارکستر» شباهت‌های بسیاری به آثار و کنسرتوهای «حسین دهلوی» به ویژه در «کنسرتو برای سنتور و ارکستر» با نوازندگی «فرامرز پایور» و «کنسرتو برای تار و ارکستر» با نوازندگی «هوشنگ ظریف» دیده می‌شود که شاید مشترک بودن نوازندگی سنتور «فرامرز پایور» در این قطعات و نیز شیوه تارنوازیِ «حسین علیزاده» در آن دوران با «هوشنگ ظریف» این احساس را القا می‌کند.

نوازندگیِ «حسین علیزاده» در آن زمان با شیوه امروزی‌اش تفاوت بسیار دارد. وی در آن دوران که هنوز دانشجوی موسیقی بود بیش از آن‌که تحتِ تاثیر «مرکز حفظ و اشاعه‌ی موسیقی و گروه چاووش» باشد تحت تاثیر فضایِ هنرستان و «دانشکده‌ی هنرهای زیبا» بود!

آهنگ‌ساز، در این سه تراک نتوانسته یک‌پارچه‌گی را حفظ کند. این نبود یک‌پارچه‌گی به ویژه در بخش‌های «متر آزاد» هر تراک بیشتر نمود پیدا می‌کند و پیوستن این‌ها به بخش‌های ریتمیک مناسب به نظر نمی‌رسد. در قسمت پایانیِ قطعه‌ی «جام تهی» که ارکستراسیون پُر و پیمان و ریتمیکی دارد احساس می‌شود آهنگ‌ساز تنها برای ایجاد حالتی متفاوت از بقیه قطعه‌ها که تمپوی سنگینی دارد، آن را تصنیف کرده تا بتواند مخاطبِ غیر کاردان را راضی کند. این خاتمه تناسب چندانی با تمامی قطعه ندارد. همین ایراد در پیوستن بخش‌های آوازی و ریتمیک دو راپسودی نیز کم و بیش مشاهده می‌شود و این آثار را بیشتر به یک «تجربه‌ی موفق دانشجویی» شبیه می‌کند. اما قطعه‌ی آخر آلبوم که ساختاری محکم دارد تصنیفی بر سروده‌ی «هوشنگ ابتهاج» ساخته‌ی «محمدرضا لطفی» است که در عین تلخی فضای آهنگین بسیار زیبایی دارد و تغییرات آگوگیکی (ریتمیک) آن بسیار حساب شده و جا افتاده انجام شده است. ساختارِ محکم شعر که اجرای «محمدرضا شجریان» به تاثیرگزاری آن افزوده است آن‌را بارزترین قطعه‌ی آلبوم نموده است.

ذکر یک نکته ضروری می‌نماید و آن ضعف اطلاع رسانی در بروشور این اثر است، چرا که نام «داریوش دولت‌شاهی» مصنف ملودی «راپسودی برای تار» در دفترچه آلبوم از قلم افتاده و نیز اشاره‌ نشده که اثری که «راپسودی برای سنتور» بر اساس آن تنظیم شده از «غلام‌حسین درویش» است و «ابوالحسن صبا» یک ملودی به آن افزوده و آن را در کتاب خود آورده است. باید به یاد داشت هدف از این نوشتار، نقد و یا ارزش‌گزاری اثر نیست. چرا که در این‌جا «زمان» بسیار مهم است، به خصوص برای موسیقی ارکستری در ایران که هنوز هم در حال تجربه اندوزی است و نمی‌توان ارزش آثار نخستین در این رشته را به عنوان پایه‌ای برای تجربه‌های جدید و نوآوری های پخته‌تر منکر شد.

خوب است دیگر آثار برگزیده‌ی «موسیقی ایرانی» نیز با همین كیفیت و دقت به بازار می‌آمد. در سال‌های گذشته تولید آثار آرشیوی گرفتارِ گونه‌ای سودجوییِ شتاب‌زده شده است. این گونه آثار‌ كه شوربختانه دیگر شرایط تولید مشابه آن‌ها بسیار دور به نظر می‌رسد‌ «بخشی از كلاسیک‌های موسیقی ما» هستند و باید با بهترین وضعیت از لحاظ صوتی و گرافیكی، باز‌ تولید شوند.

در این سرایِ بی‌كسی، كسی به‌در نمی‌زند
به دشتِ پُر ملالِ ما پرنده پر نمی‌زند
يكی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی‌كند
كسی به كوچه‌سارِ شب در سحر نمی‌زند
نشسته‌ام در انتظارِ این غبارِ بی‌سوار
دريغ كز شبی چنین سپيده سر نمی‌زند
دلِ خرابِ من دگر خراب‌تر نمی‌شود
که خنجر غم‌ات از این خراب‌تر نمی‌زند
گذرگهی‌ست پُر سِتَم که اندر او به غيرِ غم
یکی صلایِ آشنا به ره‌گذر نمی‌زند
چه چشم پاسخ است از اين دریچه‌های بسته‌ات؟
برو که هيچ‌کس ندا به گوشِ کَر نمی‌زند
نه سايه دارم و نه بَر بيفکنندم و سزا است
اگر نه بر درختِ تَر کسی تبر نمی‌زند (هوشنگ ابتهاج)

فهرست:
۱. «پر کن پیاله را» (ماهور)، تک‌نوازیِ ویولن حبیب‌الله بدیعی، شعرِ فریدون مشیری، گوینده: آذر پژوهش
۲. «راپسودی برای سنتور و ارکستر» (ماهور)، تک‌نوازیِ سنتورِ فرامرز پایور، بر پایه‌ی آهنگ ابوالحسن صبا
۳. «راپسودی برای تار و ارکستر» (ماهور)، تک‌نوازیِ تار حسین علیزاده، بر پایه‌ی آهنگ قدیمی
۴. «آهنگ در کوچه‌سار شب» (دشتی)، بر پایه‌ی آهنگِ محمدرضا لطفی، شعرِ هوشنگ ابتهاج

ماهنامه‌ی فرهنگ و آهنگ (مرداد ۱۳۸۴)، آفتاب، جلد و متن اثر

ادامه مطلب
+ نگاشته شد در شنبه چهارم مهر ۱۳۸۸ 19:52 به‌دست دل‌نواز  |