دل‌نوازها

به هر پرده رازی بود دل‌نواز - که آن‌را ندانند جز اهل راز

آلبوم الکی، محسن نامجو

آلبوم الکی، محسن نامجو

آلبوم «الکی» حاصل ضبط زنده‌ی کنسرت «محسن نامجو» و گروه‌اش در «دانشگاه استنفورد» در فوریه‌ی سال ۲۰۱۱ است که در همان سال در ۹ تراک منتشر شد. نام آلبوم از ترانه‌ای به همین نام و از سروده‌های «محسن نامجو» گرفته شده است. آلبوم «الکی» دربردارنده‌ی آثاری از سال‌های پیشِ «محسن نامجو» است که پیش از این منتشر نشده بود. اشعار این مجموعه از «سعدی»، «حافظ»، «مولوی»، «بابک لطیفی» و «محسن نامجو» است. ««الکی» پنجمین آلبوم رسمی «محسن نامجو» پس از «ترنج»، «جبر جغرافیایی»، «آخ» و «بوسه‌های بیهوده» است.

از آمدنم هیچ معلوم نشد          یک نمای الکی، یک نمای الکی
این جانِ نزارم هیچ پالوده نشد          یک فضای الکی، یک فضای الکی
از سطح خُرافه این زبان‌ام نگذشت          یک صدای الکی، یک صدای الکی
گُل یافته شد به دست من، پوچ نشد          یک هوای الکی، یک هوای الکی
از آمدن و رفتن ما سودی کو؟          یک هُبوط الکی، یک سقوط الکی
دردا و ندامتا که تا چشم زدیم          مامور که گرفت ما را، بابا، خیط نشد!
به خدایِ الکی، یک به خدای الکی          خر از سرِ شحنه یک نمد ساخت ولی
یک کلاه الکی، یک کلاه الکی          سرتاسر صحنه آشِ نذری بود
نیت‌های الکی، نیت‌های الکی          یک هفته به من مرخصی می‌دید؟
لذت‌های الکی، لذت‌های الکی          با اون گل‌های پائولو روسی حال کردم
یک گل‌های الکی، یک گل‌های الکی          دست‌پختِ عشقم قورمه‌سبزی بود
سبزی‌های الکی، سبزی‌های الکی          وای دهه‌ی چهل خیلی با حال، نوستالژیا...
تالژیای الکی، تالژیای الکی          ایامِ قدیم مردونگی بود
هیبت‌های الکی، هیکل‌های الکی          وقتی بچه بودیم، نونِ خونگی بود
مزه‌های الکی، مزه‌های الکی          مردها حالا دیگه سیبیلش‌ رو دارن
سیبیل‌های الکی، سیبیل‌های الکی          تاحالا جمع روشن‌فکرها رفتی؟
روشن‌فکرهای الکی، چهره‌های الکی          تا حالا تفریق روشن‌فکرها رفتی؟
تیکه‌های الکی، تیکه‌های الکی          تا حالا ضرب روشن‌فکرها، تقسیم روشنفکرها رفتی؟
ماست‌مالی‌های الکی، ماست‌مالی‌های الکی          تا حالا با رییس وستینگ‌هاوس شام خوردی؟
لحظه‌های الکی، لحظه‌های الکی          تا حالا از کسی دل بردی؟
سرفه‌های الکی، سرفه‌های الکی...

فهرست:
۱. هوشم ببر، سعدی
۲. هلل هلا، سعدی، بابک لطیفی
۳. نامه، حافظ
۴. آنِ من‌است او، مولوی
۵. دِیلمان، مولوی
۶. زَده، حافظ
۷. یارِ جانی
۸. اَلَکی، محسن نامجو
۹. زُلف، حافظ

برگرفته از CdBaby و جلد و متن اثر


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در چهارشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۰ 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم ترنج، محسن نامجو

«ترنج» نام اولین آلبوم رسمی با صدا و آهنگسازی «محسن نامجو» است که در شهریور سال ۱۳۸۶ توسط «مرکز موسیقی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی» و پیش از طی شدن مراحل پایانی تایید از سوی «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» منتشر شد. در این آلبوم از اشعار «خواجوی كرمانی»، «مولانا»، «باباطاهر»، «حافظ» و «عطار نیشابوری» استفاده شده است.

در اكثر ترانه‌ های «محسن نامجو» مدت زمان زياد ترانه‌ ها مشترک است، اما هيچگاه اين لحظات شنونده را آزرده خاطر نمیكند. در «ترنج» نيز تنظيم آهنگ آنچنان است كه حتی در بخشی از ترانه كه نزديک به ۷۰ ثانيه است، ذهن شنونده اسير فضای موسيقايی «درام» و «پيانو» میشود و با سبک بلوز اثر، پيراهن خاطرات را دَر بَر میكُند.

در اين اثنا ذهن شنونده بسيار تحريک شده و بخش پایانی ترانه از اين بسترسازی ميانه اثر، بيشترين بهره‌ برداری را كرده و به لطف اجرای خلاقانه «محسن نامجو»، در اوج با ترانه ارتباط برقرار میكند. اين ارتباط شنونده با ترانه ترنج كه در اوج و با تحريرهای رندانه «محسن نامجو» درگير میشود آنچنان است كه ميل به دوباره شنيدن اثر را در همان لحظه در جان شنونده اثر بر می انگيزاند. اصولاً ترانه‌ ها با پيوستِ خاطرات خود را جاودانه میكنند، اما در اين باره چون «ترنج» از دو لحاظ خاطره ‌انگيزی می كند می تواند يک استثنا به حساب آيد.

نخست اينكه، در چند بند از ترانه، از غزل معروف مناظره‌ای «حافظ» بهره برده شده است و اين ترانه در دهه ۶۰ با صدای «شاپور رحيمی» كه بعدها كمتر خواند و به تدريس پرداخت، بسيار معروف بود:

«گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآيد»

نكته ديگر، نوع تحرير و آواز «محسن نامجو» در اين اثر است كه در دو جا در متن آهنگين ترانه محو می‌شود و ناخودآگاه انسان را به روياپردازی وامیدارد.

«بيم بام بام بيم بام بام» اسكلت «جاز» اين ترانه است. ترانه‌ای كه نمادهای «بلوز»، «جاز»،‌ «راک» و «آواز  اصیل ايرانی» را در خود چنان حل كرده است كه نمیتوان آن را به يكی از اين سبک‌ها نسبت داد.

در ابتدای ترانه دو بيت از «خواجوی كرمانی» را می‌شنويم كه:

گفتا من آن ترنجم كندر جهان نگنجم          گفتم به از ترنجی ليكن به دست نايی

گفتا تو از كجايی كه آشفته می‌نمايی          گفتم منم غريبی از شهر آشنايی

خواننده، اين دو بيت را با تماميت حنجره خود می‌خواند. به گونه‌ای كه می‌خواهد نشان بدهد كه گويا خود «ترنجی» است که هرگز به دست نيامده است. اما آنچه با نوع ترانه‌خوانی «محسن نامجو» بسيار زيبا و تاثيرگذار زندگی میكند و باعث ارتباط موثرتری با شنونده میشود، نوعی بيان محاوره‌ای و مكالمه‌ای او در اشعار است. مثلاً در بيت:

گفتا به دل ربايی، ما را چگونه ديدی          گفتم چو خرمنی گل در بزم دلربايی

در پايان مصرع اول، بنابر دنبال كردن ضرب آهنگ ترانه، به ظاهر میخواند: «هه ‌هه ‌هه ‌هه» اما اين در ادامه پرسش: «ما را چگونه ديدی؟» حكم تمسخر و طعنه پيدا میكند.

اين ويژگي‌ خوانش شعری «محسن نامجو» را اگر تشخيص، به معنای جان‌ بخشی ديالوگ‌ گونه بندهای ترانه بناميم، متوجه يكي از نكات اصلی اقبال ترانه‌خوانی او خواهيم شد.

جان ‌بخشی ديالوگ‌ وار مصرع‌ ها و يا حتی كلمات و اصوات محاوره‌ای به گونه ‌ای در آثار «محسن نامجو» مشهود است كه مجله «نيويورک تايمز» به او «باب ديلن» ايران لقب داد. اين اقدام «نيويورک تايمز» هرچند بجا بود اما ناآگاهانه است. چرا كه ويژگی محاوره‌ای خواندن كلمات و بازی با صدا هرچند از ويژگيی های خواندن «باب ديلن» است، اما «محسن نامجو» نوع غريب و پخته ‌تر آن را اجرا كرده است. هرچند كه سرچشمه چنين خواندن «باب ديلن»، ترانه‌ های محلی يک دوست است كه چندين دهه پيشتر می‌ خوانده و ريشه مردمی خواندن و بازی با كلمات و تشخيص ديالوگ وار خوانش «محسن نامجو» را بايد در بستر تحصيلات و راه سخت و دشوار اين خواننده جستجو كرد.

برگرفته از تارنمای ظریف، خبرگزاری فارس و  همشهری آنلاین

دانلود با کیفیت 128KB/S در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در چهارشنبه سیزدهم آبان ۱۳۸۸ 14:6 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم جبر جغرافیایی، محسن نامجو


«جبر جغرافیایی» نام آلبوم و ترانه ای از «محسن نامجو» است. نام ترانه برگرفته از مصرع «این که زادهٔ آسیایی رو میگن جبر جغرافیایی» است. از این ترانه در فیلم «تهران انار ندارد» استفاده شده‌ است.

آلبوم «جبر جغرافیایی» ابتدا به شکلی غیر رسمی پخش شده بود و در سال ۱۳۸۷ با ضبط و میکس مجدد و افزودن دو آهنگ دیگر با عنوان «اعتیاد میرزا» و «سیم بند»، در ۸ تراک رسماً منتشر شد.

پژواک این نوشته ها بود که من امسال در شعر «محسن نامجو» شنیدم و تکان خوردم: «عقده گشایی». «لنگ در هوایی»، «جبر جغرافیایی».

می گویند: موسیقی اعتراض. کلید واژه هایش اما جبر بود. جبر جغرافیایی، جبر اقتصادی. جبر سیاسی و اجتماعی، جبر فیزیکی. جوانی پیر شده در ۲۸ سالگی، بخت سرکش، «ای عرش کبریایی کی با ما راه می آیی؟، سرنوشت لنگ در هوا، ناامیدی و تلخی و درد. دردی که به قول خودش «خیلی درد می کند».

این  موسیقی جوانی آگاه و گرفتار جبر است. جبری جغرافیایی... من زاده آسیایی که تو بازی جهانی راهش نمیدهند، جبر اقتصادی مستاصلش می کند و جبر فیزیکی روز به روز موهایش را سفیدتر و شانه هایش را خمیده تر. جبر سیاسیِ نسلی بریده از اساس، بیرون از چرخه. نتیجه اش:

«سیگار و چایی»

برگرفته از ویکی پدیا، دانشنامه آزاد و پایگاه اطلاع رسانی انسان شناسی و فرهنگ (گُزیده)

دانلود با کیفیت 192kb/S در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در چهارشنبه پانزدهم مهر ۱۳۸۸ 4:51 به‌دست دل‌نواز  |