دل‌نوازها

به هر پرده رازی بود دل‌نواز - که آن‌را ندانند جز اهل راز

آلبوم مثنوی موسی و شبان، شهرام ناظری

«مثنوی موسی و شبان» نام آلبوم موسیقی است با آواز «شهرام ناظری»، نوازندگی «جلال ذوالفنون» و «بهزاد فروهری» و دکلمه «محمد هومن» با آهنگسازی «جلال ذوالفنون» که در سال ۱۳۵۸ برای نخستین بار توسط «شرکت سهامی الکترونیک» منتشر شده است.

همانگونه که از نام آلبوم برمی آید این آلبوم مرور آوازی است بر مثنوی شهیر «موسی و شبان» از سروده های «مولانا» که به عنوان اولین چالش جدی «شهرام ناظری» بر روی اشعار «مولانا» نیز شناخته می شود.

در اجرای آلبوم «مثنوی موسی و شبان» با امکانات محدودی که وجود داشته و به خاطر تنوع و یکنواخت نشدن ملودیها این موارد زیر اجرا شده است:

۱. در بعضی ابیات رینم مثنوی شکسته شده است

۲. در بعضی قسمت ها مرکب خوانی شده است.

۳. بعضی از ابیات با ریتم های عرفانی جفت گردیده است.

ما درون را ننگریم و قال را               ما درون را بنگریم و حال را

موسیقی ایرانی كمتر «مولوی» و اشعارش را به چشم دیده است. اگر به تاریخ صد ساله آوایی موسیقی ایرانی رجوع كنیم، می بینیم که استفاده از كلام «مولوی» انگشت شمار و آن هم با احتیاط صورت ‌گرفته است. شاید مهم‌ترین بهره‌ گیری از كلام «مولوی»، استفاده «علی نقی وزیری» از ابیات وی در دو یا سه مورد بوده است: سمفونی «شبان و موسی» كه از سرنوشت آن خبری در دست نیست و تصنیف «شكایت نی» كه در برنامه گل‌های رنگارنگ شماره ۲۳۸ توسط «عبدالعلی وزیری» و پیشتر توسط «روح‌ انگیز» و «غلامحسین بنان» خوانده شد.

برجسته‌ ترین مولوی‌ خوانی قطعه معروف «بی همگان به سر شود» ساخته و خوانده «عبدالوهاب شهیدی» بود كه به دفعات توسط وی از سال ۱۳۴۸ در رادیو و تلویزیون اجرا شد.

«جلیل عندلیبی» آهنگساز می‌گوید: «سال ۱۳۵۵ كه رهبر اركستر دانشگاه تهران بودم، قطعاتی را بر روی اشعار «مولوی» و به ویژه آن قطعه معروف «با من صنما» ساختم كه مرحوم «رضوی سروستانی» بسیار خوب آن‌را اجرا كرد. در صدد انتشار آن بودم كه روزی «شهرام ناظری» به من گفت: چه می‌شد كه من خوانندگی این اثر را به عهده می‌گرفتم... این اثر در سال ۱۳۵۸ با عنوان «شعر و عرفان» به خوانندگی «شهرام ناظری» منتشر شد و نقش بارزی در «مولوی» ‌خوانی «شهرام ناظری» ایفا كرد. از آنجا که «مولوی»‌ خوانی در موسیقی ایرانی رایج نبود، «شهرام ناظری» فراوان مورد انتقاد قرار می‌گرفت.

«شهرام ناظری» می‌گوید: «یک ‌روز استاد «بنان» را ملاقات كردم. از من خواستند آواز بخوانم. من هم این شعر «مولانا» را خواندم: «چه دانستم كه این سودا مرا این سان كند مجنون»... استاد گفتند: این شعر چیه انتخاب كردی؟ تخته، دریا و قلزم و... زیبایی ملودی را از بین می‌برد. من گفتم: استاد، من به كار شما علاقه ‌مندم، ولی از شعرهای اتو كشیده خوشم نمی‌آید.»

جدال «بنان» با «ناظری» بر سر «مولوی»؛ اختلاف ریشه‌دار تئوریكی در موسیقی ایرانی است. «بنان» معتقد بود كه شعر باید آنچنان روان باشد كه قابلیت موزیكال داشته باشد؛ دست آهنگساز و خواننده برای ارائه ملودی و ملودی‌ سازی باز باشد و نباید برای آهنگساز و خواننده مانع ایجاد كند. شعر «مولوی» شعری روان و عیان نیست، بلكه دارای فراز و نشیب است. وی معتقد بود كه شعر باید در خدمت موسیقی باشد.
 
از قضا در برنامه رادیویی به سال ۱۳۵۲ با عنوان «چهره‌ های موسیقی ایرانی»، «بنان» بر همین موضوع تأكید می‌كند: برای این‌كه موسیقی زیبا جلوه داده شود، شعر باید سالم و روان، بیان شود. حتی برای اینکه موسیقی و ملودی خوب ادا شود آهنگساز یا خواننده باید به تصحیح و تغییر كلام شاعر بپردازد. حتی به تغییرات وزیری بر روی مثنوی «بشنو از نی» تأكید و آن را تأیید می‌كند و در ادامه می‌گوید: شعر «چه شورها» را من به واسطه اشتباه «عارف» و ارائه مناسب ملودی بین شور‌-ها سكوت گذاشتم.

«ناظری» معتقد بود كه «مولوی» حتماً باید در موسیقی ما حضور داشته باشد. «بنان» به «ناظری» گفت كه «مولوی» دست ‌انداز دارد. «ناظری» در پاسخ گفت: من می‌خواهم در این دست‌ انداز حركت كنم. در نظر «بنان» كلام باید در خدمت موسیقی باشد اما «ناظری» راه دیگری اختیار كرد.

اما فارغ از پرداختن به خوانش ناظری از «مولوی»، اساساً چقدر ساختار شعر «مولوی»، قابلیت موزیكال دارد؟

برای شناخت ذهن و زبان «مولوی»، پرداختن به زمینه و زمانه ادبیات وی ضروری می‌نماید. نكته مهم در اشعار «مولوی»، انتقال عمده اشعار وی به صورت شفاهی است. به عبارتی اشعار «مولوی»، به صورت بداهه قرائت و توسط شاگردان وی تحریر می‌شد. تنها «نی‌ نامه» «مثنوی» است كه توسط خود «مولوی» نگاشته شده، بقیه «مثنوی معنوی» محصول گفتار و مكالمات وی است. آن‌ چنان ‌كه از تذكره‌ ها بر می‌آید، اصلاً «مولوی» به صحت صوری كلام خود توجهی نداشت، ضمن این‌ كه هیچ‌ گاه به بازخوانی و بازنویسی كلام خود نمی ‌پرداخت.

پایان دفتر دوم «مثنوی معنوی» وی، نمونه بارز ساختار شفاهی «مثنوی معنوی» است. آنجا كه در نیمه راه مستمعان و تقریرگران به خواب ‌رفتند و «مولوی» بی ‌كاتب باقی ‌ماند؛ صبح شد ای صبح را صبح پناه / عذر مخدومی حسام ‌الدین بخواه. كسی كه بطور بداهه به قرائت شعر خود می‌ پردازد و تمایلی نیز به بازبینی شعر خود ندارد، قطعاً به موسیقی، توازن و ابعاد صوری كلام خود توجهی ندارد.

همچنین «مولوی» به واسطه زیست در فضای تركی، ادبیاتی متأثر از این ادبیات یافته است. برخی مواقع، «مولوی» در بند زبان و لهجه تركی است و به كنایات و كلمات تركی اشاره می‌كند. واژگانی نظیر: قلزم، قازغان، بچک، قتو، سغارق، قلاووز، قنق و ... از جمله كلماتی در مثنوی هستند كه بازتاب فرهنگ تركی است. نه این‌ كه كلام و كلمات «مولوی» سراسر انتزاعی باشند، بلكه روایت و قرائت آن، كمی با ادبیات كلاسیک ایرانی، فاصله دارد. ضمن این‌كه ورود برخی تعابیر نامأنوس یونانی و به ویژه امثال و حكم عربی، كلام وی را تركیبی از فرهنگ و زبان ‌های مختلف كرده است.

وجود و ورود این دست كلمات انتزاعی و غیر ملودیک، برای موسیقی ناهنجاری‌ های فراوانی ایجاد می‌كند. «مولوی» هیچ‌ گاه در بند زیبانمایی كلام خود نبود، برعكس كسی چون حافظ كه همواره به زیباتر كردن كلام خود می‌ پرداخت. این‌ كه «مولوی» به موزیكالیته كلام خود توجه نشان دهد، دور از واقعیت می‌نماید. «مولوی» هیچ‌گاه در بند زبان و زمان نبود. به تعبیر خود «مولوی»: رستم از این بیت و غزل ای شه و سلطان غزل / مفتعلن مفتعلن مفتعلن كشت مرا.

هنرمندان:
شهرام ناظری: آواز
جلال ذوالفنون: سه تار
بهزاد فروهری: نی
محمد هومن: دکلمه

برگرفته از جلد اثر و شهروند امروز شماره 44

 دانلود برگردان «کاست» به «سی دی»
تمامی کاورها به صورت مخفی در درون پوشه می باشند.

+ نگاشته شد در پنجشنبه سی ام مهر ۱۳۸۸ 3:34 به‌دست دل‌نواز  |