دل‌نوازها

به هر پرده رازی بود دل‌نواز - که آن‌را ندانند جز اهل راز

آلبوم دل شیدا، شهرام ناظری

آلبوم دل شیدا، شهرام ناظری

«دل شیدا» آلبوم موسیقی سنتی با آواز «شهرام ناظری» به ‌آهنگ‌سازی و سرپرستی «فرامرز پایور» در «آواز اصفهان» بر سروده‌های «سعدی»، «علی‌اکبر شیدا»، «اکرم‌الدوله» و «ظهیرالدوله» به نوازندگیِ «گروه اساتید موسیقی ایران» و «ارکستر» است که نخستین بار به‌سال ۱۳۶۷ منتشر شد. «دل شیدا» نخستین هم‌کاریِ «شهرام ناظری» و «فرامرز پایور» است. نام آلبوم برگرفته از تصنیفی کهن منسوب به «ظهیرالدوله» است.

می‌توان فهمید که «شهرام ناظری» در آلبوم «دل شیدا» با چه دشواری‌هایی روبه‌رو بوده است. «شهرام ناظری» می‌خواهد در بیانِ شعر، میزان کشش‌ها، تحریرها و سکوت‌ها، آزادی داشته باشد و این با نظمی که از «فرامرز پایور» سراغ داریم یک‌سو نیست. گرچه «فرامرز پایور» چون گذشته در ارکستر به نوازندگی نپرداخت ولی تک‌نوازی و جوابِ آوازش از یک سو، و تنظیم زیبای قطعه‌ها از سوی دیگر باعث شد که «دل شیدا» نیز رنگ و بویی «پایوری» داشته باشد.

«دل شیدا» با پیش درآمدِ زیبایی در «آواز اصفهان و در راست کوک»، که در ریتمِ «شِش هشتمِ سنگین» است آغاز می‌شود، پس از درآمد و اشاره‌ای به «گوشه‌ی جامه دران»، وارد «بیات راجع» می‌شود. این پیش درآمد پس از اجرای مفصلی در «گوشه‌ی عشاق»، کم‌کم با پاساژی به درآمد فرود می‌آید و به اتمام می‌رسد.

پس از پیش درآمد، نوبت به «بدیهه‌نوازیِ درآمدِ نخست» به‌دست «فرامرز پایور» می‌رسد. پس از بدیهه‌نوازی «شهرام ناظری» درآمدِ آوازی را با تحریرهای ویژه‌ی خود آغاز و آن را با بیتِ:

«شب فراق که داند که تا سحر چند است؟       مگر کسی که به زندان عشق در بَند است»

ادامه می‌دهد. شمرده‌گیِ بیانِ شعر بر زیبایی آواز افزوده است. پس از آن «فرامرز پایور»، کرشمه را اجرا می‌کند. این بخش پس از اشاره‌ای به «بیات راجع» به درآمد فرود می‌آید. بدیهه‌نوازی‌های «فرامرز پایور» انگار از قبل آماده شده‌اند و جوابِ آواز نیز بسیار حساب شده است.

پس از ساز و آواز، «فرامرز پایور» به همراه تمبک «محمد اسماعیلی»، چهارمضرابِ را در «آواز اصفهان» اجرا می‌کند که مناسب و به‌جاست. سَرَک کشیدنِ تیزهوشانه‌ی «فرامرز پایور» به گوشه‌ی عشاق در لابه‌لای درآمد زیباست. تمبک نوازی «محمد اسماعیلی» نیز به‌واسطه‌ی این‌که کم‌تر از ناحیه‌ی میانیِ تمبک استفاده کرده، خوب از آب درآمده است.

«گوشه‌ی بیات راجع» با کمانچه‌ی «علی‌اصغر بهاری» آغاز می‌شود. این واپسین نوازندگیِ به معنای راستین و حرفه‌ای او است! چه «علی‌اصغر بهاری» با این‌که بعدها دو-سه بار دیگر با گروه اساتید هم‌کاری کرد ولی به دلیل کهولتِ سن نتوانست مهارت خود را در کمانچه‌نوازی چون گذشته عرضه کند. «شهرام ناظری» بیات راجع را با بیت:

فِراقِ یار که پیشِ تو برگِ کاهی نیست       بیا و بر دلِ من بین که کوهِ الوند است

آغاز می‌کند و با تحریرهای چکشی ماهرانه ادامه می‌دهد. استفاده از اکتاوهای مختلف، از امتیازات آوازی وی در این بخش به‌شمار می‌آید.

سپس شاهد اجرایِ تصنیف قدیمیِ زیبایی هستیم که با مقدمه‌ی «فرامرز پایور» هم‌راه است. این تصنیف با شعر: «باشد از لعل تو یک بوسه تمّنای دلم» آغاز و با فرود به فاصله‌ی پنجمِ آواز اصفهان (اوج)، شنونده را آماده‌ی شنیدن ضربی عشاق می‌کند.

ملودیِ این ضربی که هم کوتاه و هم زیباست، از «ابوالحسن صبا» است که خود آن‌را بر پایه‌ی ملودی‌های قدیمیِ ردیف ساخته بود و «فرامرز پایور» نیز آن‌را در وزنِ «دو چهارمِ تند» تدوین کرده است. اجرای این قطعه مشکل است، اما چون ارکستر، از نوازندگان برجسته‌ای بهره‌مند بود، با مشکلی در اجرای آن روبرو نشده‌اند.

پس از ضربی، «شهرام ناظری» تصنیفِ کهنِ دیگری را این‌بار در گوشه‌ی بیات راجع، اجرا می‌کند که با شعرِ:

«من ندانستم از اول که تو بی‌مهر و وفایی       عهد و نابستن از آن بِه، که ببندی و نپایی»

آغاز شده و پس از پاساژی ارکستری، به درآمد اصفهان فرود می آید.

در قسمت بعدی، ارکستر مقدمه‌ی عشاقی از ساخته‌های «فرامرز پایور» می‌نوازد که از دیدگاه تنظیم قابل توجه است. تنظیمِ دو صدایی، پرسش و پاسخ بین سازهای کششی و مضرابی، استفاده‌ی مناسب از سازهای سنتور، تار و بربط و در کنارِ آن، تغییر ریتمِ استادانه بسیار زیبا است. برداشت از بخش‌هایی از ملودیِ «رهگذر» در این مقدمه آشکار است.

در بخش دیگر، «حسن منوچهری» گوشه‌ی بیات راجع را با سازِ بربط می‌نوازد و تک‌نوازیِ کوتاه او که با حالت «ضربیِ عربی» آغاز می‌شود به تدریج هوایی ایرانی به خود می‌گیرد. می‌توان گفت نوازندگیِ «حسن منوچهری» تا حدودی با سبکِ قدیمیش تفاوت دارد، ولی هنوز دل‌نشین است. 

پس از آن، «جلیل شهناز» به اجرای گوشه‌ی عشاق با تار می‌پردازد. استحکام در مضراب زدنش از همان ابتدا، کسانی که با سبک نوازندگی اش آشنا هستند را شگفت‌زده می‌سازد. زیرا «جلیل شهناز» نوازنده‌ای است که اغلب از جملات کوتاه و سکوت‌های طولانی استفاده می‌کند. «جلیل شهناز» در چهارمضرابِ عشاقی که به همراه تمبکِ «محمد اسماعیلی» در آلبوم «دل شیدا» اجرا می‌کند، برخلاف گذشته، کم‌تر از سکوت‌های طولانیِ بینِ ملودی‌ها بهره می‌برد و تمامیِ قطعه را بدون وقفه می‌نوازند که بی‌ترید این از بهترین اجراهای وی به‌شمار می‌رود. سپس «شهرام ناظری» عشاق را با تحریر آغاز می‌کند و در ادامه می‌خواند:

«مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست       یا شب و روز به جز فکر تواَم کاری هست»

به دنبال ناگهان چهارمضرابِ عشاق «جلیل شهناز» دوباره با همان پایه‌ی قبلی آغاز می‌شود و پس از پایان «شهرام ناظری» اوج را با پِی می‌گیرد:

«گر بگویند مرا با تو سر و کاری نیست       در و دیوار گواهی بدهد کاری هست»

در بخش بعدی شاهدِ مقدمه‌ی حزن‌انگیزی از «فرامرز پایور» در گوشه‌ی عشاق هستیم که بی‌درنگ پس از آن، تصنیف کهنِ عشاقِ «سلسله‌ی موی دوست» از ساخته‌های «اکرم‌الدوله» خوانده می‌شود. جواب‌ آواز در این تصنیف، بسیار زیبا انتخاب شده و بد نیست بدانیم «فرامرز پایور» این تصنیف را سال‌ها پیش، به همراه «اقدس خاوری» بر شعر «آب، حیات من است» اجرا کرده بود.

پس از پایانِ این تصنیف «دل شیدا» استادانه‌ به درآمد اصفهان فرود می‌آید و بی‌درنگ پس از آن ضربیِ زیبا و تُندی اجرا می‌شود که مقدمه‌ای برای تصنیفی کهن منسوب به ظهیرالدوله و پایان‌بخشِ آلبوم است:

«از غم عشقت دل شیدا شکست       شیشه‌ی مِی در شب یلدا شکست»

باید «شهرام ناظری» را برای اجرای این تصنیف، ارج نهاد. آن‌قدر ریزه‌کاری‌های این تصنیف را با مهارت اجرا کرده که بی‌شک از بهترین اجراهایش محسوب می‌شود. آلبوم‌هایی چون «دل شیدا» در موسیقی ایرانی، انگشت شمارند. امروزه شاهدیم که آثار کم مایه‌ای به نام موسیقی ایرانی وارد بازار شده و مورد تقلید هنرجویان قرار می‌گیرد. از این رو باید احساس خطر کرد، زیرا هر کس به خود اجازه داده چند نفر را جمع کند، آهنگ بسازد و تنظیم کند. با این احوال معلوم نیست چه سرنوشتی در انتظارِ موسیقی ملی خواهد بود. یادآور می‌شوم هنرمندانی چون «فرامرز پایور» تکرار ناشدنی‌اند.

من ندانستم از اول كه تو بی مهر و وفايی       عهد و نابستن از آن به كه ببندی و نپايی
دوستان منع كنندم كه چرا دل به تو دادم       بايد اول به تو گفتن كه چنين خوب چرايی
گفته بودم چو بيايی غم دل با تو بگويم       چه بگويم كه غم از دل برود چون تو بيايی

هنرمندان:
علی‌اصغر بهاری، هادی منتظری: کمانچه
محمد اسماعیلی، سیامک بنایی: تمبک
هادی آزرم، محمد مقدسی: ویولن
جلیل شهناز، مهرداد دلنوازی: تار
حسین فرهادپور: قیچک و ویولن
حسن منوچهری: بربط
سیامک رئوفی: ویولا
سعید ثابت: سنتور

فهرست:
۱. پيش درآمدِ اصفهان
۲. درآمدِ اصفهان، آواز و سنتور، سعدی
۳. چهارمضراب اصفهان
۴. بيات راجع، آواز و کمانچه، سعدی
۵. تصنيف کهنِ «باشد از لعل» و «من ندانستم»، علی‌اکبر شیدا و سعدی
۶. ضربیِ عشاق
۷. مقدمه‌ی عشاق اصفهان
۸. بيات راجع
۹. چهارمضراب عشاق
۱۰. عشاق، سعدی
۱۱. تصنيفِ «آب حيات» و «از غم عشق»، «اکرم‌الدوله» و «ظهیرالدوله»


۴مضراب (ویرایش شده)، جلد و متن آلبوم


لینک دانلود آلبوم از مدیافایر

«دربردارنده‌ی تمام کاورها»
گذرواژه: www.delnavazha.blogfa.com
+ نگاشته شد در پنجشنبه نهم مهر ۱۳۸۸ 4:30 به‌دست دل‌نواز  |