آلبوم بلالی باش، ارکستر کنسرواتوار باکو، فرامرز گرمرودی

«بلالی باش» با آواز «فرامرز گرمرودی» و تار
«رامیز قلیاف»، حاصل اجرای «ارکستر کنسرواتوار باکو» به رهبری «رامیز
قلیاُف» در «مرکز هنرهای آذربایجان» است که در سال ۱۳۸۶ توسط «کارگاه
موسیقی» منتشر شده است.
«بلالی باش» یعنی سَری پُربلا، سری پر از درد و سری که بلاهای فراوان کشیدهست. مجموعهی حاضر نگرشیست نو به موسیقی آذری و تحریرهایی که کمتر به آن توجه شده است. اساتیدی چون «خان شوشینسکی»، «حاج بابایاف»، «شوکت» و «ربابه مرادُوا» در آذربایجان زحمات فراوانی کشیدهاند. آشنایی من با استاد «رامیز قلیاف» به همراه نگاهی به اشعار «شهریار»، حیدربابا را از زاویهای دیگر به اجرا درآورد. همخوانی فکری در موسیقی با نوازندهی تار آذربایجان و «ارکستر کنسرواتوار باکو» مجموعهای پدید آورد که شاید مقبول هنردوستان قرار گیرد.
آشنایی من و «رامیز قلیاف» به سال ۱۳۷۱ بازمیگردد. هنگامی که او برای اجرای کنسرتی به همراه «هابیل علیاف» به ایران آمد و من این فرصت را یافتم تا دربارهی ویژگیهای زیباشناختی آواز اذربایجانی و اهمیت «موقام» و ضرورت شناخت عمیق آن با وی گفتگو کنم. فرصت بعدی در سال ۱۳۸۵ در سفری که به جمهوری آذربایجان داشتم به دست آمد. ملاقاتی با یکدیگر در «کنسرواتوار باکو» داشتیم و ضمن گفتگو دربارهی موسیقی، دستی هم به ساز رفت و آوازی
هم خوانده شد. در این ملاقات یکدل شدیم که چند ملودی ساخت مرا ضبط و
اجرا کنیم تا از این تبادل افکار و احساس یادگاری به جا بماند. چند شعر از
دیوان «شهریار» را انتخاب و در «انستیتوی موسیقی آذربایجان»
تمرین را شروع کردیم. دو جلسه تمرین کافی بود تا «رامیز قلیاف» را مصمم
به ضبط استودیویی کند. میگفت گمشدهاش را یافته است، چرا که در دههی
گذشته کمتر اشتیاقی به همراهی با آواز
داشته و کار مشترک ما این شوق را در او زنده کرده است. پس از ضبط این چند
اثر، «آقاوردی پاشایاف»، رهبر «ارکستر فیلارمونیک باکو»، با استقبال از
این ضبطها مشوق ما شد تا ادامه دهیم و قول گرفت که آلبوم بعدی را با
«ارکستر فیلارمونیک آذربایجان» تهیه کنیم. ضبط نهایی در اسفندماه ۱۳۸۵ در باکو انجام شد.
آنچه در این اثر برای من اهمیت داشت نه قدرتنمایی آوازی و آکروباتبازیهای صوتی، بلکه انتقال مضامین اشعار بود. به طوری که غیرآذریها نیز بتوانند از کیفیت ملودی و ریتم و نیز شیوهی اجرا، مضمون را حدس بزنند و با قطعات ارتباط برقرار کنند. با انتخاب اشعار شهریار سعی کردهام از مضامین معمول تصنیفهای آذربایجانی که عمدتاً متمرکز بر عشق زمینیست فاصله بگیرم و ملودیها را در ارتباط با همین مضامین طوری از کار درآورم که حالت تصنیفهای سبک را نداشته باشد.اشعار همه از نوع اشعار «شهریار»اند
که وی در آنها محبت را شاهکلید روابط انسانی دانسته و با تصویر کردن
پریشانی و تنهایی انسانِ روزگار ما، به تمدن دروغین امروزه تاخته است. چه
ادبیات منظومهی حیدربابا برای بخشهای آوازی
و چه اشعاری که از دیوان او استخراج شدهاند (برای تصنیفهای بلالیباش و
روزگاری میز، هر دو ساختهی خود من) بازتاب دهندهی این رویای انسانی شهریارند. من تلاش کردهام، با همراهی تار «رامیز قلیاُف» این مضمون را در موسیقی بازتاب دهم. مجموعهی حاضر از نظر موسیقایی نگاهی نو به «موسیقی آذری» و انواعی از تحریرهای آن که کمتر مورد توجه قرار گرفته دارد.
فرامرز گرمرودی
هنرمندان:
ارکستر کنسرواتوار باکو به رهبری رامیز قلیاُف
غلامرضا میرزایاُف: کلارینت و بالابان
سلیم عباساُف: کمانچه
خدیجه حسناوُا: قانون
خیام قلیاُف: عود
احمد احمداف: گارمون
هاملت حسیناُف: قُشاناقار
وحید اسداللهی: ناقارا
ارکستر کنسرواتوار باکو به رهبری رامیز قلیاُف
فرامرز گرمرودی: آواز
رامیز قلیاُف: تارغلامرضا میرزایاُف: کلارینت و بالابان
سلیم عباساُف: کمانچه
خدیجه حسناوُا: قانون
خیام قلیاُف: عود
احمد احمداف: گارمون
هاملت حسیناُف: قُشاناقار
وحید اسداللهی: ناقارا
+ نگاشته شد در سه شنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۰ 9:59 بهدست دلنواز
|