آلبوم زمستان است، محمدرضا شجریان

«زمستان است It's Winter» عنوان آلبوم موسیقی سنتی با آواز «محمدرضا شجریان» و آهنگسازیِ «حسین علیزاده» در «مقام داد و بیداد» بر روی سرودهای از «مهدی اخوان ثالث» بهنام «زمستان» است که در سال ۱۳۸۰ منتشر شد. این اثر ضبط زندهی «کنسرتِ کالیفرنیا» در سالِ ۱۳۷۹ است. در آلبوم «زمستان است» ضربیها در لابهلای آواز بهصورت بدیهه نواخته میشود.
سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت
سرها در گَریبان است
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
سرها در گَریبان است
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید، نتواند
که ره تاریک و لغزان است و گر دست محبت سوی کسی یازی
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است
نفس، کز گرمگاه سینه میآید برون، ابری شود تاریک
چو دیوار ایستد در پیش چشمانت
نفس کهاین است، پس دیگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیک؟
مسیحای جوانمرد من! ای ترسایِ پیرِ پیرهن چرکین
هوا بس ناجوانمردانه سرد است… آی
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای
منم من، میهمان هر شبت، لولیوشِ مغموم
منم من، سنگ تیپاخوردهی رنجور
منم، دشنام پست آفرینش، نغمهی ناجور
نه از رومم، نه از زنگم، همان بیرنگ بیرنگم
بیا بگشای در، بگشای، دلتنگم
حریفا! میزبانا! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج میلرزد
تگرگی نیست، مرگی نیست
صدایی گر شنیدی، صحبت سرما و دندان است
من امشب آمدستم وام بگزارم
حسابت را کنار جام بگذارم
چه میگویی که بیگه شد، سحر شد، بامداد آمد؟
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است
نفس، کز گرمگاه سینه میآید برون، ابری شود تاریک
چو دیوار ایستد در پیش چشمانت
نفس کهاین است، پس دیگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیک؟
مسیحای جوانمرد من! ای ترسایِ پیرِ پیرهن چرکین
هوا بس ناجوانمردانه سرد است… آی
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای
منم من، میهمان هر شبت، لولیوشِ مغموم
منم من، سنگ تیپاخوردهی رنجور
منم، دشنام پست آفرینش، نغمهی ناجور
نه از رومم، نه از زنگم، همان بیرنگ بیرنگم
بیا بگشای در، بگشای، دلتنگم
حریفا! میزبانا! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج میلرزد
تگرگی نیست، مرگی نیست
صدایی گر شنیدی، صحبت سرما و دندان است
من امشب آمدستم وام بگزارم
حسابت را کنار جام بگذارم
چه میگویی که بیگه شد، سحر شد، بامداد آمد؟
فریبت میدهد، بر آسمان این سرخیِ بعد از سحرگه نیست
حریفا! گوش سرما برده است این، یادگار سیلیِ سرد زمستان است
و قندیل سپهر تنگ میدان، مرده یا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نُه تویِ مرگ اندود، پنهان است
حریفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز یکسان است
سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دستها پنهان
نفسها ابر، دلها خسته و غمگین
درختان اسکلتهای بلور آجین
زمین دلمرده، سقفِ آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است...
و قندیل سپهر تنگ میدان، مرده یا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نُه تویِ مرگ اندود، پنهان است
حریفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز یکسان است
سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دستها پنهان
نفسها ابر، دلها خسته و غمگین
درختان اسکلتهای بلور آجین
زمین دلمرده، سقفِ آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است...
فهرست:
۱. آغاز برنامه
۲. مقدمهی تار
۳. پیش درآمدِ رِنگ اصول
۴. آواز گوشهی داد
۵. بیداد
۶. عراق
۷. داد
۸. شوشتری، همایون، داد و بیداد
هنرمندان:
آواز: محمدرضا شجریان
تار: حسین علیزاده
جلد و متن اثر
+ نگاشته شد در یکشنبه پنجم مهر ۱۳۸۸ 3:23 بهدست دلنواز
|
